
انتظار ظهور امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف) یکی از عمیقترین باورهای شیعه است؛ باوری که فقط یک اعتقاد فردی نیست، بلکه ناظر به جامعه، عدالت، تاریخ و آینده بشر است. با این حال، وقتی به سینما و آثار تصویری نگاه میکنیم، با یک خلأ جدی روبهرو میشویم:
تقریباً هیچ روایت مستقیمی از امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف)، جامعه منتظر و منطق واقعی آخرالزمان شیعی در سینما وجود ندارد.
این خلأ زمانی پررنگتر میشود که آن را با حجم بالای آثار آخرالزمانی در سینمای غرب مقایسه کنیم؛ آثاری که هرچند پرزرقوبرق و پرمخاطباند، اما منطق متفاوتی از منجی و نجات جهان ارائه میدهند.
فقط دو اثر، آن هم با احتیاط
با وجود جستوجوی گسترده در میان آثار سینمایی و تلویزیونی ایرانی و خارجی، واقعیت این است که تنها دو اثر را میتوان – آن هم با احتیاط – در ارتباط با مفهوم مهدویت و انتظار بررسی کرد.
- شاهزادهی روم
اثری که نه به خود ظهور، بلکه به مادر امام زمان (سلامالله علیها) میپردازد. این انیمیشن تنها نمونهی قابل اشارهای است که ریشهی تاریخی و اعتقادی صحیح دارد و از منظر شیعه ساخته شده است. - قدمگاه
فیلمی که اشارهی مستقیمی به امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف) ندارد، اما مفاهیمی چون انتظار، نشانه، حرکت و امید را در خود دارد و میتوان با اغماض آن را نزدیک به حالوهوای انتظار دانست.
و همین.
نه فیلمی درباره غیبت، نه درباره جامعه منتظر، نه درباره عدالت مهدوی.
آخرالزمانی که دیگران روایت کردند
در مقابل این سکوت، سینمای غرب سالهاست که مشغول روایت آخرالزمان است. اما این روایتها ویژگیهای مشترکی دارند:
- منجی، یک انسان خاص است
- یا یک قهرمان تنها
- یا یک سیستم، تکنولوژی یا نژاد برتر
- نجات، بدون وحی و امام رخ میدهد
- عدالت، جای خود را به بقا میدهد
حتی آثاری که نامهایی مانند «Messiah»، «Chosen One» یا «نجاتدهنده» را یدک میکشند، در نهایت به منجی سکولار میرسند؛ منجیای که هیچ نسبتی با منطق شیعه، انتظار فعال و عدالت جهانی ندارد.
مسئله اصلی کجاست؟
مسئله فقط کمبود بودجه یا سختی تولید نیست. مسئله عمیقتر از اینهاست:
- ما درباره امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف) حرف میزنیم، اما روایت نمیسازیم
- انتظار را شعار میکنیم، اما تصویرش نمیکنیم
- جامعه منتظر داریم، اما جامعه منتظر را نشان نمیدهیم
در نتیجه، ذهن مخاطب — بهویژه نسل جوان — با روایتهای سکولار از آخرالزمان پر میشود؛ چون ما جایگزینی ارائه نکردهایم.
یک پرسش جدی برای جامعه منتظر
اگر واقعاً منتظر ظهور هستیم:
- سهم سینما و تصویر در این انتظار کجاست؟
- چرا حتی یک سریال جدی درباره جامعه منتظر نداریم؟
- چرا آخرالزمان شیعی فقط در منبر و کتاب مانده و وارد روایت تصویری نشده است؟
این پرسشها، نقد سینما نیست؛ نقد وضعیت فرهنگی ماست.
جمعبندی
شاید مهمترین گام در مسیر پرداختن به مهدویت در سینما، این باشد که ابتدا با صداقت بپذیریم: ما در عرصه تصویر، برای امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف) کاری نکردهایم. نه به اندازه ادعاهایمان، و نه متناسب با عمق این باور.
پذیرفتن این خلأ، نخستین قدم برای پر کردن آن است.


















