تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: خیلی کم
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: خیلی کم
خلاصه فیلم
ویرایشهمکلاسیها منهای یکی داستان پراکنده چهار همکلاسی دبیرستانی را روایت میکند که اکنون در دهه چهل ناامیدکننده خود در تایوان زندگی میکنند. مسدود (کوان-تینگ لیو) به دلیل لکنت زبان، لقب گرفت، که فقط زمانی از بین میرود که با ارواح صحبت میکند، اتفاقی که بهطور نسبتاً مکرر رخ میدهد. او از مادربزرگش که اکنون زمینگیر است و او را بزرگ کرده، مراقبت میکند. آنها در طبقه بالای مغازه مجسمهسازی کاغذی او زندگی میکنند و به سختی امرار معاش میکنند. دیان-فان چن، ملقب به فن من (جن-شوئو چنگ)، باهوشترین آنها است، یک تنهای بدبین که به عنوان کارشناس بیمه کار میکند و تحمل کمی برای تقلب بیمهای که شرکتش تحمل میکند، دارد. قوطی تن (نا-دو لین) به صورت موقت کار میکند و گاهی در آگهیهای تلویزیونی دوست کارگرداننما خود تام ظاهر میشود. او افسرده است و در یک تلاش ناموفق برای خودکشی در یک سالن ماساژ، قرصهای لاغری مصرف میکند، اما بهبود مییابد. وقتی قوطی تن شغلی در اداره مسکن برای بررسی درخواستهای انتقال مسکونی میپذیرد، با "زیبای مدرسه" (آدا پان) دوران جوانی خود روبرو میشود، که مدتهاست به او علاقه دارد. اکنون، ۲۰ سال بعد، او به عنوان یک فاحشه امرار معاش میکند. کارگردان تام (مینگ-شوئی شی) توسط یک سیاستمدار فاسد که با رسوایی قریبالوقوع مواجه است، فرصتی برای شرکت در انتخابات به عنوان عروسک دست قدرتمندترین سرمایهگذاران به او داده میشود. او با یک مدیر کمپین جذاب (اوون یتونگ چنگ) رابطه جنسی برقرار میکند، سپس در مورد آن به همسرش (جکولین ژو ژی-ینگ) دروغ میگوید. فن من بیخواب با آ-زن (جنیفر هنگ) که به شدت خندهدار و کمخواب است، در یک کتابفروشی شبانهروزی رابطه جنسی برقرار میکند. او موافقت میکند که با او ازدواج کند، اما در مورد اینکه زندگی چیزی بیش از یک سری حرکات کسلکننده نیست که هر کدام از ما را از گهواره تا گور هدایت میکند، دچار سردرگمی وجودی میشود. آیا این مردان از آنچه دارند قدردانی خواهند کرد؟
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد بحران میانسالی صحبت کنند. نویسنده و کارگردان چگونه از شخصیتهایش برای توصیف ناامیدی در زندگی استفاده میکند؟
- آیا فکر میکنید این دوستان برای خودشان متاسف هستند؟ آیا فکر میکنید خوبیهایی که در زندگیشان دارند را نادیده گرفتهاند؟ چرا یا چرا نه؟
- در این فیلم مردان چگونه با زنان رفتار میکنند؟ زنان چگونه به تصویر کشیده شدهاند؟ چه نشانههایی وجود دارد که نشان دهد برخی از این مردان صادقانه با زنان در زندگیشان ارتباط برقرار نمیکنند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که همکلاسیها منهای یک فیلم عجیب و غریب تایوانی (به زبان ماندارین با زیرنویس انگلیسی) در مورد چهار دوست دبیرستانی است که به میانسالی رسیدهاند و دستاورد قابل توجهی ندارند. یکی از آنها فیلمسازی است که با مشکلات دست و پنجه نرم میکند، و شغل این شخصیت بحثهای زیادی را در مورد ارجاعات پیچیده به سینما و استفاده از اصطلاحات سینمایی باز میکند که داستان را در مرز واقعیت و خیال قرار میدهد. یک مرد و زن رابطه جنسی با لباس در یک اتاقک دارند. یک مرد حرکات خودارضایی را با انگشتان مرد دیگری تقلید میکند. یک مرد به همسرش خیانت میکند که در فیلم نشان داده نمیشود. الفاظی مانند فاک، شیت، هوکر، لعنتی، جهنم، اس، پیس و دیک در فیلم استفاده شده است. بزرگسالان الکل مینوشند و سیگار میکشند. یک مرد به طور وحشیانه و بدون دلیل کتک میخورد و کشته میشود. مردی که سعی در خودکشی با قرصهای لاغری دارد، در یک سالن ماساژ بیهوش پیدا میشود. دوستانش که به محل حادثه فراخوانده میشوند، ناراحت به نظر نمیرسند و او بهبود مییابد. برای اطلاع از فیلمهای مشابه، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبت نام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم مهارت فنی را به نمایش میگذارد، اما در غیر این صورت ناامیدکننده، خودپسندانه و بعید است که نوجوانان را درگیر کند. تمرکز کارگردان هسین-یاو هوانگ بر مردان تایوانی ۴۰ ساله ناامید و خودشیفته، کورسویی از بیتوجهی آگاهانه به مصائب دیگر فجایع فراگیر را نشان میدهد: گرسنگی، بیخانمانی، آوارگی، جنگ و نژادپرستی. شاید این موضوع با مردان تایوانی در سنی خاص طنینانداز شود، زیرا کارگردان هسین-یاو هوانگ قبلاً این موضوع را در فیلمی برنده جایزه به نام بودای بزرگ+ مطرح کرده است، اما برای مخاطبان گستردهتر، مجموعهای از ارجاعات نامربوط در مورد موضوعاتی از نحوه قرار دادن زنان بر فراز منبرها تا بیگ بنگ، ارتباط برقرار نمیکند.علاوه بر این، این فیلم از نظر نقد اجتماعی، طنز و کمدی ناموفق است. زنان در این فیلم چیزی بیشتر از مادران یا ابزار جنسی با صفات ناخوشایند نیستند. یکی از آنها زن حرفهای طماع و بدبین است، دیگری زنی خشمگین و نادیده گرفته شده، دیگری احمق و خندهرو و دیگری دختری که از «زیبای کلاس» دبیرستان به روسپی تبدیل شده است. کارگردان زمانی که دوربینش را به سمت مردی که اشک میریزد میگیرد، هیچ راهنمایی به مخاطب نمیدهد. چرا او گریه میکند؟ پاسخهای احتمالی زیادی وجود دارد، اما به جز سرخوردگی کلی، سرنخی به ما داده نمیشود. این فیلم دو ساعت خودشیفتگی و پرگویی توسط مردانی کسلکننده و بیروح است، همراه با نمایشی فرعی از مشاهدات خستهکننده در مورد فساد عمومی که اگر توسط یک بچه ۱۲ ساله باهوش بیان میشد، شاید تحسینبرانگیز به نظر میرسید، اما وقتی از دهان یک نویسنده-کارگردان بزرگسال بیان میشود، چیزی بیشتر از کلیشههای خستهکننده نیست.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































