درباره فیلم
یک اقتباس تلخ و شیرین از رسیدن به سن بلوغ، درباره اولین عشق و از دست دادن آن
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: کم
ترس: خیلی کم
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: زیاد
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشآسمان همهجا هست بر اساس رمان نخست جندی نلسون، نویسندهی برندهی جایزه، در سال ۲۰۱۰ ساخته شده است. این فیلم داستان لنی واکر (گرِیس کافمن)، دانشآموزی دبیرستانی است که در سوگ مرگ ناگهانی خواهر بزرگتر و پرشور و حالش، بیلی (هاوانا رز لیو) است. لنی ماهها است که در خانه مانده و با مادربزرگ عجیبوغریب (چری جونز) و عموی آزاداندیشش (جیسون سیگل) زندگی میکند که هر دو دختر را پس از مرگ مادرشان به دلیل همان بیماری قلبی که بیلی نیز به آن دچار بود، بزرگ کردهاند. لنی برای بیلی روی برگها، کاغذهای بستهبندی و حتی تکههای شکستهی پوستهی درختان سرخچوبوار یادداشت و شعر مینویسد. او که زمانی کلارینتنواز چیرهدستی بوده، دیگر نه در آمادهسازی برای آزمون ورودی مدرسهی جولیارد و نه در نواختن کلارینت بهطور کلی، شادی نمییابد. اما وقتی به مدرسه برمیگردد، با جو فونتین (ژاک کولیمون) همکلاسی موسیقیدان و جذابی آشنا میشود که خانوادهاش از پاریس به کالیفرنیا نقل مکان کردهاند، درست زمانی که لنی از مدرسه دور بوده است. اگرچه لنی و جو بلافاصله با هم ارتباط برقرار میکنند، اما رابطهی عاشقانهی نوپای آنها پیچیده میشود، چرا که لنی به دلیل غم از دست دادن خواهرش، با توبی (پیکو الکساندر) دوستپسر بیلی رابطهای عمیق برقرار کرده است.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد محبوبیت اقتباسهای سینمایی بر اساس داستانهای نوجوانان درباره عشق و از دست دادن صحبت کنند. در مورد کتابها، نمایشها و فیلمهای دیگر با موضوعات مشابه بحث کنید. به نسبت، چقدر این نمایش اندوه را واقعی مییابید؟
- برای کسانی که با کتاب آشنا هستند: در مورد تغییرات از صفحه به صفحه نمایش صحبت کنید. کدام یک را ترجیح میدهید؟ از کدام بخشهای کتاب در فیلم یا سریال خبری نیست که از نبود آن ناراحت هستید؟
- آیا هیچیک از شخصیتهای رمان "آسمان همهجا هست" را الگو میپندارید؟ آیا شخصیتهایی که الگو نیستند، همچنان میتوانند ویژگیهای شخصیتی مثبتی از خود نشان دهند؟ چگونه مهربانی، همدلی و پشتکار برای داستان مهم هستند؟
- چگونه مصرف مواد مخدر عمو بیگ به تصویر کشیده شده است؟ آیا مشهود است؟ آیا فکر میکنید مصرف ماریجوآنا با مصرف سایر مواد مخدر تفاوت دارد؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که فیلم «آسمان همهجا است» بر اساس رمان جندی نلسون با همین نام در سال ۲۰۱۰ ساخته شده است و درباره لنی واکر (گرس کافمن) است، نوجوانی که پس از مرگ ناگهانی خواهر بزرگترش (این صحنه نشان داده میشود اما به هیچ وجه گرافیکی نیست - او فقط روی زمین میافتد)، با مشکل بازگشت به زندگی روزمره و مدرسه مواجه است. غم و اندوه لنی باعث میشود که رفتارهای تخریبگرایانه داشته باشد. در فیلم به موارد مختلفی از قبیل رابطه جنسی، هوس، خیانت، بوسیدن و عشقبازیهای پرشور اشاره شده است. در حالی که شخصیتهای اصلی همه سفیدپوست هستند، ترکیب بازیگران فیلم متنوعتر از کتاب است و شامل شخصیتهای پشتیبانی چند نژادی و آسیایی-آمریکایی میشود، همچنین روابط بین نسلی بین یک نوجوان، عمو و مادربزرگش به صورت برجستهای نشان داده میشود. زبان فیلم گاهی اوقات تند و تیز است و کلماتی مانند "س--ت"، "لعنتی" و "واو" در آن استفاده شده است. بزرگسالان در فیلم نوشیدنی الکلی مینوشند و یکی از آنها چند بار ماریجوانا میکشد. این فیلم به اندازه اینکه درباره عشق است، درباره از دست دادن نیز هست، بنابراین آماده مونولوگهای احساسی و اشکهای فراوان روی صفحه باشید - همچنین تمهای واضحی از ترحم، همدلی و پشتکار وجود دارد.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این درام نوجوانانهی شیرین و احساسی، کاوش میکند که چگونه شادی عشق اول میتواند با شدت اندوه طاقتفرسا گره خورده باشد. کافمن بهطور باورپذیری در نقش لنی غمگین، سردرگم و متلاطم است، که بدون خواهرش که پر از زندگی بوده، کاملاً تنها احساس میکند. این داستان که توسط نویسنده نلسون اقتباس شده است، بهخوبی نشان میدهد که چگونه خواهران به دلیل یتیم بودن، اشتراک اتاق، رویای مشترک تحصیل در جولیارد (بیلی در رشتهی نمایش و لنی در موسیقی) و بزرگ شدن تحت سرپرستی مادربزرگ و داییشان که اهل بوهم بودند، از بیشتر خواهر و برادرها به هم نزدیکتر بودند. یکی از ایرادهای این اقتباس که توسط ژوزفین دکر کارگردانی شده است، این است که ارتباط عاشقانهی سریعی که در کتاب شکل میگیرد، در فیلم بهطور شگفتآوری سریع اتفاق میافتد و رابطهی لنی و جو را به یک نسخهی آشکارا «عاشقشدن ناگهانی» تبدیل میکند، حتی بیشتر از آنچه در کتاب بود. خوشبختانه، کافمن و کولیمن شیمی خوبی با یکدیگر دارند، اما این یک داستان عاشقانهی معمولی نوجوانان نیست. مانند کتاب، فیلم «آسمان همهجا هست» تا حد زیادی دربارهی یافتن راهی برای کنار آمدن با اندوه است، همانقدر که دربارهی یافتن عشق در زمانی است که انتظارش را ندارید.طرفداران کتاب برخی از زیباترین و نقلقولشدنیترین جملات لنی را به یاد خواهند آورد، حتی اگر در اینجا در زمینهای متفاوت بیان شده باشند (در کتاب، تقریباً تمام افکار فلسفی او نوشته میشدند، نه اینکه گفته شوند). جملات بهیادماندنی مانند «خواهرم برای بقیه زندگیام بارها و بارها خواهد مرد»، «ای کاش سایهام بلند میشد و کنارم راه میرفت» و «اگر شما کسی هستید که میداند در هر لحظه ممکن است بدترین اتفاق بیفتد، آیا شما همچنین کسی نیستید که میداند در هر لحظه بهترین اتفاق هم ممکن است بیفتد؟» همه در فیلمنامه گنجانده شدهاند، اما جنبههای دیگری از کتاب (مانند ازدواجهای متعدد عمو بیگ، شرایط مادر لنی و بیلی، و عمق وسواس لنی در مورد مژههای بلند جو) حذف شدهاند. دوستی لنی و سارا (جی-یانگ یو) در فیلم بسیار صمیمی است، اما به اندازه رمان عمیق بررسی نشده است. عناصر رئالیسم جادویی (که بیشتر مربوط به جو و لنی است) بسته به صحنه، از زیبا تا مصنوعی متفاوت است. در نهایت، اگرچه فیلم «آسمان همهجا است» به اندازه آثار مختلف جان گرین یا دیوید لویتان آیکونیک نیست، اما جوهر کتاب را به خوبی به تصویر میکشد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































