درباره فیلم
فیلم ترسناک قدیمی مربوط به دهه ۱۹۵۰ که در سینماهای روباز نمایش داده میشد، دارای نیشی استعاری است.
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: خیلی کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشاگرچه اکنون کمی کلیشهای به نظر میرسد، فیلم «من یک گرگینه نوجوان بودم» در زمان خود بسیار موفق بود و یک فیلم هیولایی کلاسیک را برای فرهنگ نوجوانان دهه ۱۹۵۰ به روز کرد، حتی یک قطعه راک اند رول اولیه هم در آن وجود دارد. در شهر راکدیل، تونی (با بازی مایکل لاندون) یک دانشآموز دبیرستانی با خلق و خوی متغیر و خشمگین است که اغلب درگیر دعوا میشود، حتی با دوستان صمیمیاش. مقامات توصیه میکنند او به پیش دکتر آلفرد براندون (ویت بیسل)، هیپنوتیزور، برود. دکتر براندون به طور مخفیانه در حال تحقیق بر روی جنبههای خشن و شکارچی طبیعت انسان است، مانند دکتر جکیل. به جای مدیریت خشم (اصطلاحی که در زمان ساخت این فیلم وجود نداشت)، دکتر براندون تونی را هیپنوتیزم میکند تا به صورت فیزیکی به یک گوشتخوار ابتدایی و قاتل با دندانهای تیز و موهای بلند تبدیل شود، و در واقع آن نوجوان درمانده را به «گرگینه» افسانههای اروپای شرقی تبدیل میکند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد نحوه نمایش خشم و بیقراری نوجوانان پسر در فیلم صحبت کنند. از بچهها بپرسید که آیا کسی را مثل تونی (به جز قسمت گرگنمای او) میشناسند. آیا این فیلم هنوز هم در دنیای امروز مرتبط است؟ بتهای سینمایی دیگر، از جمله الویس پرسلی و جیمز دین، نیز نقش جوانان درگیر مشکلات را بازی کردهاند؛ میتوانید بچههایی که به ژانر وحشت علاقهمند هستند را تشویق کنید تا فیلمهای شورش بیدلیل و زندان راک را تماشا کنند و مقایسه کنند که چگونه نقش نوجوانی گرگنمای مایکل لاندن بهخوبی در فضای نوجوانان درگیر مشکلات دهه ۱۹۵۰ قرار میگیرد.
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که چند نفر و یک سگ کشته میشوند — بهطور غیرصریح — و درگیریهای فیزیکی در مدرسه وجود دارد (بین انسان و گرگینه). زیرمتن بیاعتمادی به مقامات وجود دارد، و یک رواندرمانگر محترم بهطور مخفیانه در آزمایشهای غیراخلاقی انسانی دخیل است که جان انسانها را به خطر میاندازد. میتوان در صحنهای معروف که گرگینه به یک دختر ژیمناست نوجوان با لباس ورزشی حمله میکند، استعارهای از تجاوز را خواند. هرچند که این فیلم در سال ۱۹۵۷ جنجالی بود، اما هیچ صحنهای از خشونت جنسی، خون و خونریزی، و برهنگی در آن وجود ندارد. شخصیتهای بزرگسال سیگار میکشند. برای آگاهی از فیلمهای مشابه، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
طرح داستان به نظر کمی پیچیدگی کم دارد. وقتی تونی تبدیل به گرگینه میشود، کاری جز دویدن در حیاطهای جنگلی برای مدتی تا زمانی که قانون او را پیدا کند، برای این بدبخت باقی نمیماند. اما این فیلم کوتاه B به لطف مایکل لاندن، ستاره آینده تلویزیون، به خوبی کار میکند. او تونی با خلق و خوی تند را به تصویری غیر کاریکاتوری (اگرچه بسیار شبیه به دهه ۱۹۵۰) از یک جوان ناراضی تبدیل میکند؛ این پسر واقعا یک شرور نیست، اما به خاطر اینکه "مردم آزارم میدهند" و مدام در دردسر است، همیشه عصبانی است.در این فیلم، گرگینهها بهعنوان نمادی از ترسهای رایج دوران آیزنهاور از بزهکاری نوجوانان و بیبندوباری پسران در دوران بلوغ به تصویر کشیده شدهاند. ایدهای که توسط تهیهکننده، هرمان کوهن، بهخوبی اجرا شده است. او ادعا میکند که به عمد از ترسهای ابتدایی مخاطبان جوان بهره برده است؛ ترس از اینکه در صورت تسلیم شدن در برابر پزشکان یا دیگر بزرگسالان صاحب قدرت، مورد سوءاستفاده، استثمار، یا در این مورد خاص، تبدیل به هیولایی وحشتناک شوند (کوهن این تم را در فیلمهای ترسناک مشابهی مانند «من یک فرانکنشتاین نوجوان بودم» و «خون دراکولا» تکرار کرد). مایکل لاندون نیز با محبت نقش گرگینه نوجوان را (همراه با گریم هیولا) در یکی از قسمتهای سریال تلویزیونی خود، «جاده بهشت»، تکرار کرد، و گرگینه در فیلم ترسناک «آن» اثر استیون کینگ نیز حضور کوتاهی دارد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.






































