تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: خیلی کم
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: متوسط
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشدر محله نورث هالیوود، مایکل (ریدر مکلاگلین) یک دانشآموز سال آخر دبیرستان، خادم کلیسا و اسکیتباز حرفهای است. این پسر بیتجربه و بیدستوپا، مهارتهای اجتماعی ندارد و از دنیای واقعی سر درنمیآورد. او رویای تبدیل شدن به یک اسکیتباز حرفهای را در سر میپروراند، اما به نظر نمیرسد مهارتهای فوقالعادهای در این زمینه داشته باشد و هیچ ایدهای هم برای تحقق این رویا ندارد. او امیدوار است واکر (آنگوس کلاد)، یک جوان بزرگتر و مصرفکننده مواد مخدر در محله، او را به حرفهایهای محلی، ایسایا و نولان (تایشان جونز و باب ورست) معرفی کند. مانع دیگری که در راه رسیدن به رویای او وجود دارد، پدر سختگیر و بیملاحظهای (وینس وان) است که از مایکل انتظار دارد یا به کالج برود یا به او در کسبوکار ساختوساز ملحق شود، اما هیچکدام از این موارد مورد علاقه مایکل نیست. در عوض، او به پدرش دروغ میگوید و وانمود میکند که با مشاوران مدرسه ملاقات میکند و فرمهای ثبتنام را ارسال میکند. یکی از دوستان صمیمی او، آدولف (آرامیس هادسون)، هماکنون مشغول به کار است. مایکل امیدوار است دوستان نابالغ خود را پشت سر بگذارد و توجه اسکیتبازهای حرفهای بزرگتر در محله را جلب کند تا او را به سمت یک حرفهای اسکیتسواری با حامیان مالی و کالاهای رایگان هدایت کنند. او همه این کارها را در حالی انجام میدهد که دوستان قدیمیاش همچنان از او حمایت میکنند. بعد از شکستن تخته اسکیت، مایکل یکی را میدزدد و دستگیر میشود. پدرش عصبانی او را تنبیه میکند، اما این مانع او نمیشود تا شب را با دوستدختر جدیدش، ریچل (میراندا کاسگروو) بگذراند. وقتی پدر دروغها را میفهمد، مایکل را به محل کارش در ساختوساز میکشاند. چه اتفاقی برای مایکل خواهد افتاد؟
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد دیدگاه پدر صحبت کنند. چرا فکر میکنید پدر اینقدر روی مایکل سختگیر است؟ به نظر میرسد پدر در پایان کاملاً تغییر میکند. چرا فکر میکنید این کار را کرد؟ آیا غافلگیر شدید؟
- آیا فکر میکنید مایکل برنامهی واقعی برای آیندهاش دارد؟ فکر میکنید اوضاع برایش چطور پیش خواهد رفت؟ چرا؟
- شما فکر میکنید چرا ریچل مایکل را دوست دارد؟ چه ویژگیهایی دارد که او ممکن است جذاب بیابد؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که فیلم هالیوود شمالی درباره دانشآموز سال آخر دبیرستانی است که تلاش میکند به یک اسکیتباز حرفهای تبدیل شود و در عین حال دوستان قدیمیاش را حفظ کند و پدرش را هم ناامید نکند. نوجوانان و کودکان جوان ماریجوانا میکشند. نوجوانان بزرگتر الکل مینوشند و سیگار میکشند و به نظر میرسد از مواد مخدر قویتر هم استفاده میکنند. الفاظ زشتی مثل فاک، شیت، دیک، ب*یچ، اس، ساک، بات و پیس در فیلم به کار رفته است. یک نوجوان چند بار مشت و لگد میخورد و صورتش کبود میشود. پسری شب را در خانه دوست دخترش میماند و بعد از بوسیدن او، به نظر میرسد با هم رابطه جنسی داشتهاند. پسرها میگویند که از روی فرم شلوار میشود فهمید که آلت تناسلی کسی کوچک است. پسری برای نشان دادن بیاحترامی به نگهبانان، باسن خود را نشان میدهد. در خانهای که به نظر میرسد خانه معتادان کراک است، مردی مسن به یک نوجوان پیشنهاد رابطه جنسی با زنی که حالت عادی ندارد را میدهد. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این داستان بلوغ فقط کار نمیکند. هالیوود شمالی احساس میشود که با مجموعهای از افکار بعدی چسبانده شده، انگار نویسنده و کارگردان میکِی آلفرد، که از مواد خودزندگینامهای کار میکرد، حفرههای بزرگ طرح را تا بعد از فیلمبرداری همه صحنهها تشخیص نداد. آلفرد پتانسیل تبدیل شدن به یک فیلمساز و نویسنده ماهر را دارد، اما هنوز به آن مرحله نرسیده است. بنابراین این فیلم ممکن است برای جامعه اسکیتسواری بسیار جذاب باشد، اما فرصت تبدیل شدن به یک فیلم جهانیتر را از دست میدهد. داستانهای بلوغ معمولاً بیتجربگیهای پایهای یک شخصیت اصلی همدل را به نمایش میگذارند، سپس اصلاحات رفتاری تدریجی را نشان میدهند، و ما را با امید به رشد شخصیت ترک میکنند. در اینجا چیزهای زیادی برای ارتباط برقرار کردن با هر کودکی وجود دارد که علاقهای دارد و احساس سوءتفاهم از طرف والدینش میکند. اما رشد کجاست؟ چقدر تاثیرگذارتر میشد اگر آن را نشان میدادند. ما درک میکنیم که پسری که مکرراً به پدرش دروغ میگوید، اما او به بهترین دوستانش هم دروغ میگوید، که باعث میشود مایکل به طور فزایندهای برای حمایت کردن از او دشوار شود. و هرچه بیشتر دروغ میگوید، کمتر به ما دلیلی داده میشود تا باور کنیم که او دوستیهای قدیمیاش را ارزشمند میداند.در این مرحله از داستان، وقتی ناگهان به ما گفته میشود که دوستی چقدر مهم است، شوکه میشویم. همچنین، تمام فعالیتهای مایکل در مورد درخواستهای کالج به نظر خیلی مبهم میآیند تا اینکه یک پدر مستبد متوجه نشود. بهطور عجیبی، بچههای دیگر میدانند که به کدام مدرسه میروند، اما مایکل هنوز وانمود میکند که در حال کار بر روی درخواستهایش است. سپس ادعا میکند که در لیست انتظار چندین کالج قرار گرفته، بدون اینکه درخواستی پر کرده باشد؟ مطمئنا پدرش تمام این تناقضات را کنار هم قرار میدهد. گیجکنندهترین موضوع این است که فیلمهای اسکیتبورد باعث نمیشود مایکل به نظر بهتر از اسکیتبازهای معمولی در هر پارک شهری در آمریکا بیاید. دقیقاً چه چیزی در مورد مهارتهای او توجه حرفهایهای محلی را جلب میکند؟ و وقتی تخته او میشکند و او در حال دزدیدن یکی جدید است، بعد از آن چه اتفاقی میافتد؟ بعداً او را در حال اسکیتبازی میبینیم. تخته جدید را از کجا به دست آورد؟ لحظه آخر غیرقابل توضیح زمانی است که یک پدر بدخلق ناگهان از انبارهای همدردی و درک سر درمیآورد. صحنه پایانی، بچهای را نشان میدهد که به پدرش گفته است که خانه را برای زندگی اسکیتبازی ترک میکند، در حال عبور از یک خیابان حومهای مرفه است. پیام چیست؟ هیچ سرنخی وجود ندارد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































