پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی کم
ترس: ندارد
ناهنجاری اجتماعی: کم
الگوی مثبت: متوسط
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشلیلی (لسلی کارون)، یتیم فرانسوی، توسط یک شعبدهباز خوشقیافه کارناوال به نام مارکوس (ژان پیر اوهمون) که با او مهربان صحبت میکند، مجذوب میشود و او را تا کارناوال دنبال میکند. او در آنجا به عنوان پیشخدمت کار پیدا میکند، اما به دلیل صرف زمان زیادی برای تماشای نمایش او اخراج میشود. وقتی تنها و غمگین است، به خودکشی فکر میکند، اما عروسکی به نام هویجسر به او دلگرمی میدهد و او شروع به صحبت با آن عروسک و عروسکهای دیگر میکند: گولو، غول سادهدلی که در برابر دخترها خجالتی است؛ مارگریت، زیبای خودشیفته؛ و رنالدو، روباه حیلهگر و زیرک. پل (مل فرر)، عروسکگردان، که مرد تلخطبعی است، به او شغلی در نمایش عروسکی پیشنهاد میدهد و از طریق عروسکهایش احساساتش را نسبت به لیلی ابراز میکند. اما لیلی هنوز به مارکوس علاقه دارد، که در واقع به طور مخفیانه با دستیارش (زا زا گابور) ازدواج کرده است.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد این موضوع صحبت کنند که چرا برای پل راحتتر است که از طریق عروسکها حرف بزند. چه چیزی را میخواهد بگوید وقتی میگوید: "من عروسکها هستم؟" لیلی چه منظوری دارد وقتی میگوید که مردم از رویاها فراتر میروند؟ چرا برای پل مهم است که مردانی که پیشنهاد را به او دادند، از لنگیدن او بیخبر بودند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که این درام کلاسیک حتی برای کودکان دبستانی نیز ملایم و مناسب است. برخی اشارههای طبقهبندیشده به موضوعاتی مانند خیانت و اغواگری وجود دارد، و یکی از شخصیتهای اصلی سیلی به دیگری میزند و مست میکند، اما در کل این فیلم برای کودکان ۶ سال به بالا مناسب است.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
لیلی" داستانی جذاب با ترانهای دلنشین است که ساده روایت میشود اما سرشار از بینش روانشناختی است. لیلی به آنچه در ظاهر میبیند، باور دارد. به صاحب فروشگاهی که به او پیشنهاد کار میدهد اعتماد میکند، اما بعداً مشخص میشود که او فقط قصد نزدیک شدن به لیلی را داشته است. او تحت تأثیر جادوی کلمات مارکس و تردستیهای کوچک او قرار میگیرد. لیلی فکر میکند پل بیاحساس است. اما همین سادگی و بیپیرایگی است که تعامل او با عروسکها را بسیار دوستداشتنی و باورپذیر میکند. همانطور که خودش میگوید، همیشه فراموش میکند که آنها واقعی نیستند. درست همانطور که پل فقط از طریق عروسکها میتواند خود واقعیاش را نشان دهد، لیلی هم فقط به آنها اعتماد میکند.پل به لیلی جذب شده، چون کاملاً با او متفاوت است. لیلی در بیان احساساتش صریح و شفاف است. معلولیت پایش به اندازهی قلبش آسیب ندیده است. پل خود را از دیگران دور کرده، اما روحش نیاز به ابراز وجود دارد و باید با مردم ارتباط برقرار کند. بنابراین، او این کار را از طریق عروسکها انجام میدهد و از این طریق آزادی را تجربه میکند که در غیر این صورت نمیتوانست داشته باشد. وقتی نمایش او موفق میشود، برای اولین بار پس از آسیبدیدگیاش میتواند اعتماد به نفس لازم را برای برقراری ارتباط بدون نیاز به عروسکها به عنوان واسطه کسب کند.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.


































