درباره فیلم
فیلم بی حسی موضعی روایت شخصیت هایی است که در طول یک شب تا صبح اتفاقات عجیبی را پشت سر می گذارند اما هیچ چیز باعث تعجب آن ها نمی شود. جلال دانشجوی سابق بعد از اینکه متوجه ازدواج خواهرش با شاهرخ مردی ثروتمند و قمار باز می شود از خانه قهر می کند تا به خانه دوستش برود و در راه با یک راننده تاکسی آشنا می شود. خواهرش و همسرش نیز برای دلجویی از او به راه می افتند.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی کم
ترس: خیلی کم
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: ندارد
پیام مثبت: ندارد
خلاصه فیلم
ویرایشجلال مرد میانسال بیکار و عشق فیلمی است که با خواهرش تنها زندگی می کند. درآمد زندگی آن ها از طریق استفاده از پس انداز پدر مرحومشان است. خانه شان در حال توقیف است. خواهر جلال، ماری (مریم) زنی دوقطبی است که بدون اطلاع او و به طور ناگهانی با شاهرخ که مردی ثروتمند است ازدواج کزده است.شاهرخ قبلا ازدواج کرده و دختری جوان دارد او روی فوتبال شرطبندی می کند و امشب هم مبلغ قابل توجهی را باخته است. جلال بعد از اطلاع از این موضوع، با عصبانیت از خانه قهر می کند تا به خانه دوستش بهمن برود. در راه رفتن به خانه بهمن با راننده تاکسی به نام ناصر آشنا می شود که به شدت پیگیر اوست و در نهایت با او به خانه بهمن می رود. از طرف دیگر ماری شاهرخ را مجبور می کند تا به دنبال جلال بروند. شاهرخ در خانه بهمن که موزیسینی با استعداد ولی گوشه گیر است متوجه ارتباط عاطفی پنهانی بین همسرش و بهمن می شود اما آن را نادیده می گیرد. جلال هنگامی که ماشین شاهرخ را روبه روی خانه دوستش می بیند عصبی شده و شیشه ی ماشین او را می شکند. آن دو باهم درگیر می شوند وبه سر شاهرخ ضربه می خورد.ماری و شاهرخ به خانه برمی گردند. جلال و ناصر نیز به خانه بهمن می روند. جلال برای بهمن تعریف می کند که آن روز صبح در دانشگاه سابق محل تحصیلش با دختری به نام سماء آشنا شده و می خواهد او را امشب ببیند.بهمن و جلال و ناصر به قصد دیدن سما از خانه بیرون می آیند اما سر از سینما در می آورند. در خانه شاهرخ پس از استعمال کوکایین برای آرام کردن اعصابش قرص می خورد و در پی آن سکته مغزی می کند و به کما می رود. جلال و همراهانش پس از باخبر شدن به سینما را رها می کنند و به طرف بیمارستان می روند و آن جا متوجه رابطه شاهرخ با خانم همسایه اش به نام مهناز می شوند. شاهرخ در اثر سکته مغزی می میرد و همه به خانه بر می گردند و ماری آن ها را به خانه راه نمی دهد. توی خیابان جلال از ندیدن سماء گله می کند و ناصر می گوید که پدر سما است و صبح از داشگاه جلال را تعقیب کرده است. جلال می خندد و همراه با بهمن در خیابان می رقصند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- با نوجوان خود درباره ی ما به ازای اجتماعی شخصیت های فیلم صحبت کنید. در این فیلم سیگار کشیدن و استعمال مواد مخدر به صورت یک امر عادی و روزمره به تصویر کشیده می شود. درباره عواقب مصرف مواد مخدر و استعمال سیگار با فرزند خود صحبت کنید. همچنین می توانید رواج سیگار در بین همه طبقات اجتماعی که در این فیلم حضور دارند را در کار فرزندتان آسیب شناسی کنید. خلاصه: به نظرشما استعمال مواد مخدر و قمار چه پیامد هایی برای شخصیت های فیلم به همراه دارد؟ دلیل سرخوشی شخصیت های فیلم در مواجهه با همه ی این مسائل چیست؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند در این فیلم مکررا صحنه سیگار کشیدن بازیگران به تصویر کشیده می شود. همچنین در این اثر صحنه های حاوی شوخی و اشارات جنسی به چشم می خورد که نوجوانان متوجه آن خواهد شد. جلال و ماری که شخصیت های اصلی فیلم محسوب می شوند به عنوان خواهر و برادر رابطه ای بدون احترام و محبت با یکدیگر دارند. همچنین شاهرخ و صدای گزارشگر فوتبال درباره قمار صحبت می کنند.
خلاصه: تعدد صحنه های استعمال سیگار و همچننی صحنه هایی که اشارات و کنایات جنسی دارند؛ ممکن است برای نوجوانان کنجکاوی برانگیز باشد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.












































