درباره فیلم
سریال «انتهای پلاتین» یا «پلاتین اِند»، محصولی 24 قسمتی است که منبع آن توسط مانگاکای دفترچه مرگ نوشته شده است. داستان از این قرار است که خدای فعلی قصد دارد تا 999 روز دیگر بازنشسته شود و 13 تن از فرشتگانش موظفاند از میان انسانهایی که در آستانهی خودکشی هستند، خدای بعدی را انتخاب کنند و رقابت بر سر خدا شدن در میان این 13 نفر آغاز میشود. این سریال ناهنجاری اجتماعی و خشونت بالایی دارد که تاثیر مستقیمی بر شاخص ترس گذاشته است. به طور کلی پیام یا الگوی مثبتی را نمیتوان در این اثر دید. به دلیل زیر سوال بردن وجود خدا و ناامیدی نسبت به زندگی تماشای این اثر برای افراد زیر 18 سال ممنوع است.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: ندارد
پیام مثبت: ندارد
خلاصه فیلم
ویرایشمیرای کاکِهاشی، پسر نوجوانی است که در کودکی با از دست دادن خانوادهاش در یک انفجار، زندگی سخت و دردناکی را تجربه کردهاست. عمو و عمهاش او را با تبعیض و خشونت بزرگ کردهاند و او اکنون قصد خودکشی دارد اما فرشتهای به نام ناسّه او را نجات میدهد. ناسّه او را قانع میکند که میتواند از این به بعد خوشحال زندگی کند و به او سه قدرت میدهد. بال که با آن با سرعت خارقالعادهای میتواند پرواز کند؛ پیکان قرمز که به هرکسی شلیک کند او را عاشق و شیفته خود میکند و تا 33 روز گوش به فرمان او میشود؛ تیغ سفید که به هرکسی شلیک کند بلافاصله میمیرد.
اما ماجرای اصلی داستان این است که تا 999 روز دیگر خدا بازنشسته میشود و به 13 تن از فرشتگانش سپرده که از میان انسانها خدای بعدی را انتخاب کنند. این 13 فرشته از بین انسانهایی که امید به زندگی ندارند و میخواهد خودکشی کنند کاندیدها را انتخاب میکنند و به آنها قابلیتهایی مانند بال، پیکان سفید و پیکان قرمز میدهند.
به تدریج هویت بقیهی کاندیدهای خدایی پیدا میشود و رقابتی میان آنها شکل میگیرد. هر چند که کاکِهاشی چندان مایل نیست خدا شود و تنها هدفش این است که زندگی شادی داشته باشد اما در مقابل او «متروپولیمن» قرار میگیرد؛ یکی دیگر از کاندیدها که قصد دارد با کشتن سایر کاندیدها به مقام خدایی برسد. میرای به زودی میفهمد که دوست دوران کودکی و معشوقهاش، ساکی، نیز کاندید شدهاست و متروپولیمن تهدیدی علیه هر دو آنهاست.
کشمکش میان هر یک از کاندیدها ادامه مییابد و تعدادی از آنها کشته میشوند. تا اینکه آخرین کاندید که پرفسوری بسیار مشهور در زمینه فیزیک است، بشر را بینیاز از وجود خدا میداند و اعتقاد دارد خدا، موجودی تقلبی است و بشر امروز با تکیه بر علم دیگر نیازی به این خدا ندارد؛ بنابراین باید کاری کرد تا خدای فعلی از بین برود و خدای جدید هم هرگز جایگزین نشود. میرای که برای جان انسانها ارزش زیادی قائل است فکر میکند که ممکن است افرادی که خداباورند با این اتفاق ناامید شوند و سپس به خودکشی دست بزنند.
درنهایت یکی از کاندیدها با رضایت و رأی سایرین به عنوان خدای جدید انتخاب میشود. این پسر نوجوان که معتقد است انسانها باید برای خودکشی آزاد باشند و حتی برای این کار ستایش شوند، زمانی که در جایگاه خدا قرار میگیرد خود را میکشد و بعد تمام اشکال حیات از فرشتهها تا انسانها روی زمین نابود میشوند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- فکر میکنید به چه علت انسانها به خدا نیاز دارند؟ آیا فرضیه این اثر را در مورد اینکه با وجود علم انسانها به خدا نیاز ندارند، میپذیرید؟ شما خدا را با چه ویژگیهایی میشناسید؟ در این داستان خدا چه ویژگیهایی دارد؟ با تصورات شما چه تفاوتی دارد؟ خلاصه: با فرزند خود در مورد ویژگیهای خدا و ارتباط انسان با خدا صحبت کنید.
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشهمه ما از کودکی در مواجهه با مفاهیم انتزاعی مانند خدا، بهشت و جهنم با چالشهای جدی روبه رو بودهایم و میدانیم قانع کردن ذهن کنجکاو و البته محدود کودکان و نوجوانان در مورد این مفاهیم اصلا ساده نیست؛ بنابراین مخاطب این اثر به هیچ وجه کودکان و نوجوانان نیستند.
همانطور که شرح داده شد، موضوع این اثر، در مورد خداست و قرار است طی داستان، خدای جدیدی از میان انسانها برگزیده شود. لازم نیست خدای جدید ویژگی خاصی داشته باشد تا به این جایگاه برسد؛ در واقع خدا در این داستان همتراز انسان است یا گاهی حتی پایینتر از انسان است. در بخشهایی از داستان عنوان میشود که وجود خدا امیدوارکننده است اما مثل بابانوئل در کودکی باورش داریم، وقتی که بزرگ شویم به ساختگی بودن آن پی میبریم؛ بنابراین خدای فعلی موجودی تقلبی است که تنها با وجود پرستندههایش قدرت میگیرد. با پیشرفت علم بشر دیگر نیازی به خدا ندارد و باید روی پای خودش بایستد. در واقع این اثر وجود خدا را با اراده و اختیار انسان در تعارض قرار میدهد. اگر فرزند قبلا شما آموزشی در مورد خدا، فسلفه دنیا و جهان آخرت ندیده، احتمال اینکه گزارههای این اثر را بپذیرد بسیار بالاست. گزارههایی مانند: با پیشرفت علم دیگر بشر نیازی به خدا احساس نمیکند، هر چند میتواند بخشی از حقیقت را بیان کند، اما همهی حقیقت نیست.
در پایان شخصیتی به این جایگاه میرسد که کمترین امید را نسبت به زندگی دارد و هدفش کمک به مردمی است که جرأت خودکشی ندارند. او میخواهد کمک کند این افراد آزادانه خودکشی کنند و حتی مورد ستایش قرار گیرند. او با دیدن زندگی فلاکتبار مردم در نابرابری از خود میپرسد پس خدای قبلی در برابر این مردمی که از او تقاضای کمک میکردند چه میکرده؟ ندایی پاسخ میدهد که لازم نیست کاری انجام دهی، وظیفه تو فقط تماشا کردن است. در ادامه خدای جدید خودکشی میکند و با از بین رفتن خدا همهی مخلوقات هم از بین میروند. هر چند با این اتفاق ثابت میشود که وجود خدا چه کارکردی دارد اما در تمام طی داستان پرسشهای شکبرانگیز بسیاری در ذهن مخاطب رها میشود. این پرسشها را نمیتوان به راحتی پاسخ داد؛ بنابراین چنانچه عقاید و جهانبینی فرزندانتان اهمیت قائلید از تماشای این اثر پرهیز کنید.
علاوه بر این شرایط سخت را در توجیه خودکشی به تصویر میکشد اما راه حلی برای خروج از این بنبست ارائه نمیکند و میتوان گفت که نگرشی مأیوسانه نسبت به زندگی و تسلیم شدن در برابر شرایط سخت را به مخاطب نشان میدهد
خلاصه: تماشای این اثر به دلیل مطرح کردن پرسشهای فلسفی و انکار وجود خدا و دیدگاهی مأیوسانه به زندگی، برای کودک و نوجوان مناسب نیست.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.













































