لیست نهایی موسیقیهای هیجانانگیز
The Ultimate Playlist of Noise
۱۵+
مناسب برای بالای ۱۵ سال
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: کم
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: متوسط
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشمارکوس (کیان جانسون)، نوجوان حومهنشین معمولی، در مدرسه به خاطر مهارتش در ساختن لیستهای پخش موسیقی برای هر مناسبتی معروف است. در فیلم لیست پخش نهایی صدا، او تشخیصی جدی دریافت میکند. توموری مغزی که نیاز به عمل جراحی دارد و باعث ناشنوایی او خواهد شد. او ناامید است تا اینکه برنامهای برای سفر در سراسر کشور و ضبط لیستی از صداها برای یادگاری در هفتههای پایانی قبل از عمل جراحی میریزد. او میگوید از تماشای واکنشهای دیگران به مجموعه صداها و نویزهای مورد علاقهاش بعد از اینکه دیگر نمیتواند بشنود، لذت خواهد برد. وقتی مادرش سفر را ممنوع میکند، مارکوس فرار میکند. او خیلی دور نمیرود تا اینکه تقریباً با زنی تصادف میکند که اخیراً او را در حال خواندن در یک باشگاه دیده بود. زن به او در سفرش به نیویورک ملحق میشود و آن دو پیوندی ویژه برقرار میکنند، قبل از اینکه یک اتفاق پزشکی مارکوس را به بیمارستان و یک قدم به عمل جراحی نزدیکتر ببرد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد این صحبت کنند که چگونه در فیلم «لیست نهایی صدا» از صدا برای نشان دادن چیزی که مارکوس در آستانه از دست دادن آن است، استفاده میشود. صداهای مورد علاقه شما کداماند؟
- در این فیلم نوجوانان قوانین را زیر پا میگذارند اما هرگز دچار دردسر نمیشوند. آیا این موضوع در زندگی واقعی هم صادق است؟ آیا این رفتار سالم است؟ عواقب این تصمیمات در زندگی واقعی چه خواهد بود؟
- مارکوس در صحنهای کلیدی در بیمارستان به مادرش فریاد میزند. آیا او حق داشت؟ چرا یا چرا نه؟
- نظر شما در مورد آهنگهای لیست نهایی مارکوس چیست؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که فیلم فهرست نهایی نویز حاوی پیامهای مثبت است، اما در عین حال دارای مضامین و صحنههای سنگین و رفتارهای قابل بحث از سوی شخصیتهای اصلی است. نوجوانان در فیلم الکل مصرف میکنند، در مورد مواد مخدر و رابطه جنسی صحبت میکنند، به خانهها و اماکن تجاری تعطیل دستبرد میزنند، تقریباً یک مرد را زیر میگیرند، به والدین خود فریاد میزنند، در یک اسکیتباز سر و صدا و خسارت ایجاد میکنند و پیامهای نگرانکننده عزیزان خود را نادیده میگیرند. صحبت از خودکشی هم در فیلم وجود دارد، اما پیام کلی فیلم این است که زندگی زیبا و ارزش زیستن دارد، حتی با وجود سختیها و ناکامیها. یکی از شخصیتها متوجه میشود که برادر درگذشتهاش از بیماری روانی رنج میبرده که باعث میشده رفتارهای مخربی داشته باشد، اما خانوادهاش ترجیح میدهند فقط لحظات خوب او را به یاد بیاورند. صحنههای احساسی سنگین شامل تشنج، تشخیص تومور، از دست دادن شنوایی و جراحی شخصیت اصلی است. الفاظی مانند فحش، آشغال، چرند، احمق، لعنتی، خدا لعنتت کند، خدا، عیسی مسیح، رویاهای خیس، ارگاسم، کاندوم، دیلدو و باکره در فیلم به کار رفته است. برای اطلاع از فیلمهای مشابه، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم نوجوانانه قطعاً توجه مخاطبان هدف را جلب خواهد کرد. اما حتی این نوجوانان ممکن است از خود بپرسند که چرا والدین مارکوس در مورد تشخیص ناتوان کننده او نظر دومی نمیگیرند، چرا توموری در یک طرف مغز باعث میشود هر دو گوش از کار بیفتند، چگونه وندی موفق به ویرایش نوار کاست میشود، چرا برادر مارکوس خیلی بزرگتر از او بود، یا اینکه چگونه خانواده به این سرعت زبان اشاره را یاد میگیرند. البته همه این نقاط داستانی میتوانند توضیحات منطقی داشته باشند، اما فیلم «فهرست نهایی نویز» آنها را ارائه نمیدهد و به جای سرمایهگذاری عاطفی عمیق مورد نیاز در سفر مارکوس، با خطر بدبینی بینندگان مواجه است. این فیلم همچنین شامل چند صحنه ناراحتکننده است که قرار است خندهدار باشند اما بیشتر باعث شرمندگی میشوند، مثل استفراغ مارکوس روی خودش، نزدیک شدن به زیر گرفتن یک مرد، شوخی در مورد معدل پایینش، خوردن یک هاتداگ کپکزده (و سپس بالا آوردن آن) بعد از باختن یک شرطبندی، یا آسیب رساندن وندی به اموال خصوصی به صورت اتفاقی برای لذت بردن خودش.لحظاتی از احساسات واقعی وجود دارد، مانند صحنهای غمانگیز که مارکوس را به اتاق عمل میبرند و او در حالی که گریه میکند، فرو میپاشد. جانسون بهطور باورپذیری نقش نوجوانی آسیبپذیر و معصوم را بازی میکند، اما در عین حال، تجربههای زندگی او را زودتر از موعد پخته و خشمگین کرده است. همچنین مونتاژی به یادماندنی وجود دارد زمانی که او و وندی برای اولین بار به نیویورک میرسند، جایی که مارکوس «راپسودی در بلو» گرشوین را مینوازد (که یادآور صحنه آغازین کلاسیک منهتن وودی آلن است) و موسیقی با صداها و اصوات خیابانهای شهر هماهنگ میشود -- سکههایی که در یک شیشه میخروشند، بوق تاکسیها، فریاد مردم و صدای عبور مترو. این صحنه قرار است یادآور لحظهای تاثیرگذار از سر و صداهایی باشد که مارکوس قرار است از دست بدهد و برخلاف برخی جنبههای دیگر فیلم، این صحنه به خوبی کار میکند.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.









































