تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشدر فیلم گانر، لی گانر (با بازی لوک همسورث) یک قهرمان جنگدیده است که به دلیل غیبتهای طولانی از خانوادهاش دور افتاده است. او برای ارتباط مجدد با خانواده، پسرانش، تایلر نوجوان (با بازی کانر دوولف) و برادر کوچکتر تایلر، لوک (با بازی گرانت فلی) را به یک سفر کمپینگ دعوت میکند. عمو جان (با بازی باری جی مینوف)، برادر زن لی، نیز به آنها میپیوندد. در جنگل، آنها با یک عملیات بزرگ مواد مخدر مواجه شده و مورد حمله قرار میگیرند. جان کشته میشود و تایلر و لوک ربوده میشوند. لی با استفاده از آموزشهای نظامی خود، بیشتر مهاجمان را از پا درمیآورد، اما در حین مبارزه، ماموران اداره مبارزه با مواد مخدر (DEA) سر میرسند و بیشتر مواد مخدر را با خود میبرند. مردی که مسئول عملیات مواد مخدر است، دابز (با بازی مایکل شانون جنکینز)، به لی اولتیماتوم میدهد: مواد مخدر را برگردان، یا پسرانت خواهند مرد. لی یک ایده وحشتناک در سر میپروراند. برای به دست آوردن اهرم چانهزنی، به زندان نفوذ میکند و پدر دابز، رایکر (با بازی مورگان فریمن)، مغز متفکر واقعی پشت عملیات مواد مخدر را ربوده و گروگان میگیرد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد خشونت گانر صحبت کنند. این موضوع چه حسی در شما ایجاد کرد؟ هیجانانگیز بود؟ شوکآور؟ فیلم برای رسیدن به این تاثیر چه چیزی را نشان داد یا نشان نداد؟ چرا این موضوع مهم است؟
- فیلم چگونه اهمیت ارتباط را نشان میدهد؟ لی برای عدم ارتباط با خانوادهاش چه بهایی میپردازد؟
- در اینجا مواد مخدر چگونه نمایش داده میشوند؟ آیا آنها را جذاب و اغوا کننده نشان میدهند؟ آیا برای استفاده یا حضور آنها عواقبی وجود دارد؟ چرا این موضوع مهم است؟
- آیا لی را الگوی مناسبی میدانید؟ چگونه شجاعت و مهارتهای نظامی او با مهارتهایش به عنوان یک فرد و پدر هماهنگ است؟
- آیا متوجه شدید که همه قهرمانان فیلم سفیدپوست هستند و شخصیتهای منفی سیاهپوست؟ چرا این موضوع از نظر تنوع در نمایش مشکلساز است؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که گانر یک فیلم اکشن نسبتا کلیشهای در مورد یک قهرمان جنگی (لوک همسورث) است که تلاش میکند تا پسرانش را از دست یک قاچاقچی مواد مخدر نجات دهد. خشونت شامل کودک در معرض خطر، مرگهای قابل توجه، اسلحه و تیراندازی (اغلب کشنده)، انفجار، مبارزه به سبک هنرهای رزمی، تیغهها، پاشش خون و موارد بسیار دیگر است. در صحنهای در یک باشگاه استریپ، زنانی بدون پوشش بالاتنه دیده میشوند و والدین دوستدختر یک پسر نوجوان به او اجازه میدهند تا با او در تختخوابش بخوابد (پدرش او را بیدار میکند و از اتاق بیرون میکشد). الفاظ زشت و تند مکرر شامل «لعنتی»، «احمق»، «خروسمردی»، «بیعرضه»، «خدا لعنتت کند»، «خر»، «بیشرف»، «جهنم»، «عیسی مسیح» (به عنوان یک تعجب)، «احمق»، «لجن» و «دهانت را ببند» است. شخصیتهای منفی (که همه سیاهپوست هستند، در حالی که قهرمانان همه سفیدپوست هستند) قاچاقچیان مواد مخدر هستند و اشارههایی به کوکائین و فنتانیل وجود دارد. همچنین گفتگویی در مورد نوشیدن الکل توسط نوجوانان و یک شخصیت که از مسکنها بیش از حد مصرف میکند، وجود دارد و شخصیتها در پسزمینه و به صورت اجتماعی الکل مصرف میکنند. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم اکشن معمولی بیشتر از شخصیتها یا ایدهها به صحنههای تیراندازی و درگیری علاقه دارد و حتی در این زمینه هم موفق نیست. فیلم با ریتم کند و ناهماهنگی در روایت، بیننده را خسته میکند. کارگردانی دیمیتری لوگوتتیس (کارگردان فیلم جوجیتسو) نتوانسته ارتباط بین شخصیتها را به خوبی نشان دهد. به نظر میرسد لی ترجیح میدهد خانوادهاش را دور نگه دارد تا اینکه توضیح دهد چرا مدتها غایب بوده است. (او میگوید این فقط شکایت است.) در مقابل، تنها صحنه احساسی دیگر فیلم (اسپویلر!) مرگ پسر بزرگ لی است که در دیالوگها توصیف میشود و تاثیر واقعی ندارد. انگیزههای شخصیتهای منفی هم منطقی نیستند و انگار فقط برای ادامه دادن فیلم تصمیم میگیرند.وقتی به صحنهی اصلی میرسیم، عملاً غیرممکن است که بفهمیم چه اتفاقی دارد میافتد؛ صحنهها شلوغ و پر از جهشهای ناگهانی هستند و اغلب با عجیبترین موسیقیای که میتوان تصور کرد همراه میشوند. در نهایت، وقتی این ارتش تکنفره کارش را تمام میکند و ویرانیهای باور نکردنی به جا میگذارد، هیچ پیامد و نتیجهای وجود ندارد. حتی یک پیشنهاد شغلی (بسیار بعید) هم دریافت میکند! جذابترین بخش فیلم بعد از این اتفاق میافتد که لی رایکر را از زندان آزاد میکند و آنها به سمت صحنهی اصلی میروند. تلاش میشود تا دربارهی پدر بودن و معنای آن صحبت شود، اما لی به خشم میآید و رایکر را سرکوب میکند، و این گفتگو قبل از اینکه فرصتی برای شروع پیدا کند، خنثی میشود. (علاوه بر این، لی به نظر میرسد که آدم بدی است.) اگر گانر به یک "از دست رفته" تبدیل میشد، بهتر بود.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































