تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: متوسط
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشغیبت بهشت داستان دو نفر است که در دو سوی بحران مهاجران بدون مدرک ایالات متحده قرار دارند. اسمیرالدا (زوئی سالدانا) زنی جوان مکزیکی است که پس از کشتن یک تبهکار بانفوذ در دفاع از خود، ناچار به فرار به ایالات متحده میشود. او با پرداخت پول نقد به راهنمایی به نام «کایوت» از مرز عبور میکند و به همراه گروهی از افراد با سنین مختلف، سفری خطرناک را آغاز میکند. در طول سفر، مشخص میشود که زنان و دختران در معرض خشونت و قاچاق جنسی قرار دارند. دختری جوان از مادرش جدا میشود و اسمیرالدا از او مراقبت میکند. در همین حال، در یک شهر مرزی نامشخص، شِپ (گارِت هِدلَند) مأمور جدید و افسرده اداره مهاجرت و گمرک، به کارش عادت میکند، کاری که به دلایل سیاسی انجام نمیدهد، برخلاف همکار خشنش، دابینز (کریس کوی) که در هر فرصتی «مهاجران غیرقانونی» را تحقیر میکند. شِپ در نهایت با زنی مکزیکی-آمریکایی به نام یادیرا (آدریا آرجونا) ملاقات میکند که به او شادی میبخشد. در حالی که اسمیرالدا به ایالات متحده نزدیکتر میشود و مأمور شِپ به عملیاتش ادامه میدهد، هر دو با خشونت و ناامیدی بیشتری مواجه میشوند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد خشونت در فیلم «غیبت عدن» صحبت کنند. آیا این صحنهها واقعگرایانه هستند؟ آیا فکر میکنید ماموران واقعی اداره مهاجرت و گمرک آمریکا به اندازه مامورانی که در فیلم هستند، از سلاحهایشان استفاده میکنند؟
- چرا استفاده از کلمه «غیرقانونی» آزاردهنده است؟ در این فیلم از این کلمه چگونه استفاده شده است؟
- کدام شخصیتها شجاعت، دلسوزی و پشتکار را نشان میدهند؟ چرا اینها نقاط قوت مهم شخصیتی هستند؟
- فیلم چه چیزی در مورد قانون در مقابل عدالت میگوید؟ تفاوت این دو در چیست؟ چه زمانی قانون غیراخلاقی میشود؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که «غیبت بهشت» یک درام است که در آن زویی سالدانا در نقش زنی بازی میکند که مجبور به فرار از مکزیک به ایالات متحده میشود و گرت هدلاند در نقش مامور اداره مهاجرت و گمرک (ICE) در یک شهر مرزی ظاهر میشود. این فیلم دارای مضامین بالغی در مورد رویههای مهاجرتی، سوگیریهای اجرای قانون، چالشهایی که افراد بدون مدرک با آن مواجه هستند و شرکتهای جنایی که سعی در سوءاستفاده از مهاجران تازهوارد دارند، است. انتظار صحنهها و اشارههایی به خشونت و تجاوز جنسی، همچنین سوءاستفاده و قاچاق کودکان و یک مورد مرگ با اسلحه در حالت دفاع از خود را داشته باشید. ماموران اجرای قانون به افراد بدون مدرک در همه سنین شلیک میکنند و بهشدت آنها را دستگیر میکنند، که منجر به کشته شدن حداقل یک نفر و شلیک به چند نفر دیگر میشود. همچنین از تفنگ تازر برای شوک الکتریکی به افراد استفاده میشود. گفتگوها شامل الفاظ زشت و تند فراوانی است، از جمله «فاک»، «فاکینگ»، «شیت» و توهین «غیرقانونی» (که تقریبا در هر صحنه استفاده میشود). یکی از داستانهای فرعی شامل رابطه عاشقانه بین دو بزرگسال است که با هم میرقصند، میبوسند و رابطه جنسی رضایتمحور دارند. صحنه عشق کوتاه است اما شامل نمایی کوتاه از پشت بدن برهنه یک مرد است. خانوادههایی که این فیلم را تماشا میکنند، میتوانند باورهای شخصی خود را در مورد بحران مهاجرت و تاثیر آن بر پناهندگان، افسران اجرای قانون و شهرهای مرزی به اشتراک بگذارند. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی «شب فیلم خانوادگی» ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
کارگردان و نویسنده مارکو پرگو در اولین فیلم بلند خود اثری درونی و شاعرانه خلق کرده است، با بازیگران اصلی فوقالعاده و پیامهای عمیق، اما داستان فیلم آشفته است و پرده سوم عجولانه به پایان میرسد. سالدانا (همسر پرگو) و هدلند هر دو بازیگران با استعداد، ظریف و پراحساس هستند و از مواد اولیه فیلم به خوبی استفاده میکنند، اما این مواد تا جایی که شخصیتهایشان بهطور مختصر و بدون هیچ اوجی با هم تعامل میکنند، کش پیدا میکند. فیلمنامه پرگو و ریک راپوزا شامل تأملاتی به سبک ترنس مالیک در مورد زندگی، عشق و از دست دادن است، که از دفتر خاطرات مادربزرگ ازمه الهام گرفته شده است. متأسفانه ارتباط بین دو شخصیت اصلی به طور کامل شکل نگرفته و تماشاگران در پایان آرزو میکنند که صحنههای پایانی چیزی فراتر از یک برخورد ساده بین این دو شخصیت را به تصویر میکشید.با وجود نقایص فیلم غیبت عدن، احتمالاً تماشاگران را به فکر فرو خواهد برد در مورد دلایلی که مردم این سفر طاقتفرسا را به سمت ایالات متحده انجام میدهند و اینکه چقدر در برابر استثمار و خشونت آسیبپذیر هستند. فیلمبردار خاویر آویلا به خوبی از پس به تصویر کشیدن مناظر خطرناک گذر از مرز و تجربهی خفگیآور بودن در نقش مامور ICE برآمده است، کسی که نمیداند در مورد شغلش چه احساسی دارد. صحنهی دوستی چهار نفرهای وجود دارد که در آن شیپ و یادیرا با دابینز و دوستدختر سفیدپوستش بیرون میروند و میتواند به عنوان مثال کتاب درسی از میکروآزارها (از قبیل "واقعاً اهل کجایی؟") استفاده شود. و گفتگوی پایانی بین دو مامور به وضوح نشان میدهد که با وجود همدردی حاشیهای که یکی از آنها احساس میکند، آنها (و کشور به طور کلی) نمیخواهند هیچ کاری با کودکان سوءاستفاده شده و بدون مدرک انجام دهند.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.







































