تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: کم
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشدر شبگردی، فرانک (با بازی شان استون) مردی مجرد و بیقید است تا اینکه با سارا، زنی عرب و نسبتاً محافظهکار آشنا میشود. این دو به سرعت با هم ارتباط برقرار میکنند و به مرور زمان به هم علاقهمند میشوند. در نهایت، آنها تصمیم میگیرند برای دیدار با خانواده سارا به کشور او بروند، جایی که فرانک قصد دارد پیشنهاد ازدواج بدهد. وقتی به آنجا میرسند، یک شب برای قدم زدن بیرون میروند، اما سه افسر پلیس فاسد آنها را مورد آزار قرار میدهند. فرانک و سارا سعی میکنند فرار کنند، اما یکی از افسران به سمت آنها شلیک میکند و سارا را میکشد. این افسر سپس فرانک را به قتل متهم میکند و او گناهکار شناخته میشود. یک قاضی آمریکایی با این موضوع موافقت میکند و او را به یک زندان در کالیفرنیا میفرستد. فرانک اکنون در زندانی با سایر زندانیان است، برخی از آنها از کشورهای دیگر به عنوان "تروریست" شناخته میشوند. در حالی که فرانک تلاش میکند با خشونت و تبعیض نژادی در زندگی زندان کنار بیاید، با دوستش بابی، یک روزنامهنگار تحقیقی، تماس میگیرد و به او میگوید که نه تنها به اشتباه به خاطر قتل سارا زندانی شده است، بلکه همچنین مشکوک است که قاضی ویلسون (با بازی اریک رابرتس)، قاضی پرونده، در این ماجرا دست دارد. پس از بررسی، بابی شکهای فرانک را تأیید میکند، اما قبل از اینکه فرصتی برای افشای این موضوع پیدا کند، در شرایطی مرموز کشته میشود. اکنون فرانک ظاهراً بدون هیچ گزینهای، شروع به پیدا کردن حس تعلق با مسلمانان در زندان، از جمله همبندی مذهبی خود، میکند. اما فرانک مصمم است انتقام قاضی ویلسون را بگیرد و وقتی فرصت پیش میآید، باید راهی برای اثبات گناهکار و فاسد بودن قاضی ویلسون پیدا کند، هرچند که هزینهاش هر چه باشد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد نحوه نمایش فرهنگ عرب و دین اسلام در فیلم «پیادهروی شبانه» صحبت کنند. آیا این فیلم کلیشههای مربوط به اعراب و مسلمانان را تقویت میکند، یا تصویری دقیقتر و عمیقتر ارائه میدهد؟
- آیا توهینهای نژادپرستانه، قومیتی و همجنسگراستیز برای انتقال حس واقعگرایانهی زندگی در زندان ضروری به نظر میرسید، یا اینکه گویی صرفاً برای ایجاد شوک و تاثیرگذاری بیشتر در متن قرار گرفته بود؟
- آیا خشونت و قلدری در داستان ضروری بود یا صرفاً به نظر میرسید که اضافه است؟ چرا؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که شبگردی یک درام سال ۲۰۱۹ است که در آن مردی که به ناحق متهم به کشتن دوستدخترش در یک کشور عربی شده، انتقام خود را از قاضی فاسدی که او را در آمریکا زندانی کرده، میگیرد. در سراسر فیلم، الفاظ زشت و ناسزا بهطور مکرر استفاده میشود، از جمله کلمات "ف--ک" و "مادر ف--ر"، و همچنین صحنههایی وجود دارد که در آن یک نگهبان زندان قلدر و یک زندانی که رهبر گروه سفیدپوستان در زندان است (با بازی میکي رورك) از توهینهای نژادپرستانه، قومیتی و همجنسگراستیزانه استفاده میکنند. در طی درگیری با سه افسر پلیس در یک کشور عربی بدون نام، شخصیت اصلی توسط آنها به عنوان "یک ف--کینگ متجاوز" متهم میشود و آنها دوستدختر عرب آمریکایی او را "فاحشه"، "دیوث" و "سگ" خطاب میکنند. همچنین خشونتهایی وجود دارد، از جمله شخصیتهایی که مورد اصابت گلوله قرار میگیرند و کشته میشوند، یک تلاش برای خودکشی با حلقآویز شدن، مردی که تقریباً زنده زنده سوزانده میشود، و شخصیت اصلی که توسط یک زندانی دیگر با چاقو تهدید میشود؛ چاقو به گردن او فشرده میشود و خون جاری میشود. شخصیت دیگری میمیرد وقتی که ماشین او از جاده منحرف شده و از صخرهای سقوط میکند. برخی از درگیریها با مشتزنی، برهنگی غیرجنسی کوتاه (پشت مرد)، نوشیدن شراب و الکل در یک بار، و سیگار کشیدن وجود دارد. رهبر گروه سفیدپوستان در زندان قرصهای مسکن را به یکی از نگهبانان میفروشد. شخصیت اصلی و دوستدخترش در آستانه رابطه جنسی نشان داده میشوند. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبت نام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این یک درام زندان غمانگیز است که هرگونه پیام مثبت احتمالی در آن توسط خشونت و بیرحمی خنثی میشود. در فیلم «نایت واک» مردی که به اشتباه به خاطر قتل دوستدخترش در یک کشور عربی زندانی شده، به یک زندان در کالیفرنیا فرستاده میشود، از پیشنهادهای رهبر نژادپرست زندانیان سفیدپوست (با بازی میکِی رورک) دوری میکند و به دین اسلام روی میآورد، در حالی که از زندگی معنوی همبندیاش الهام گرفته است، اما او همچنین میخواهد از ارتباطات مسلمانان با دنیای بیرون برای انتقام از قاضی فاسد (با بازی اریک رابرتس) که فرانک را به جرم قتل دوستدخترش گناهکار دانست و همچنین در قتل یکی از بهترین دوستان فرانک، یک روزنامهنگار تحقیقاتی که به شدت در پی فساد قاضی بود، دست داشت، استفاده کند. اگر داستان کمی دست و پاگیر و بیش از حد پیچیده به نظر میرسد، به این دلیل است که واقعاً همینطور است و این حتی شامل داستان پسزمینهی زندانبان قلدر و خشن هم نمیشود، که در کنار دو یا سه خط داستانی دیگر بر روی داستان اصلی سوار شده است.فیلم با داستانپردازی ضعیف، بازیگری که از خیلی خوب تا افتضاح متغیر است و دیالوگهایی که گاهی ناخواسته خندهدار هستند، خراب شده است. با این حال، طنز مختصر دیالوگهای ضعیف مثل «خدای من! آمبولانس بخوانید!» بعد از اینکه مردی با تفنگ تهاجمی از فاصله کمتر از پنج فوت از شخصیتی که این خط را با بیمیلی فریاد میزند، مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، بر داستان غمانگیز فیلم غلبه نمیکند. در پایان فقط یک جرقه امید و رستگاری وجود دارد، اما این جرقه بر کمبودهای ساختاری فیلم، بازیگری ناهماهنگ و قساوت مداوم غلبه نمیکند. متاسفانه، به نظر میرسد پیامی مثبت در جایی از شبگردی وجود دارد، اما واقعاً شانسی برای ظهور از سایه تاریک زندگی در زندان، بیعدالتی و بدشانسی ندارد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































