تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: کم
ترس: کم
ناهنجاری اجتماعی: خیلی کم
الگوی مثبت: زیاد
پیام مثبت: خیلی زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشدر این اقتباس کلاسیک از چارلز دیکنز، ابینزر اسکروج (با بازی آلستیر سیم) در شب کریسمس به قدری مشغول جمعآوری بدهیهایش است که فرصت شاد بودن را ندارد. او به کسانی که میخواهند به نیازمندان کمک کنند، میخندد، دعوت شام برادرزاده مهربانش را رد میکند و کارمندش باب کراچیت را به خاطر درخواست مرخصی روز بعد سرزنش میکند. آن شب، روح شریک سابقش جیکوب مارلی و سه روح دیگر به سراغش میآیند و گذشته، حال و آینده وحشتناکش را به او نشان میدهند تا او را از اشتباهش آگاه کنند. اسکروج در صبح کریسمس به عنوان انسانی دگرگون شده بیدار میشود و قول میدهد که روح کریسمس را در تمام طول سال در قلبش زنده نگه دارد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد چگونگی غلبه افراد بر عادات بد صحبت کنند. چرا ما به این عادات دچار میشویم؟ آیا اسکروج دلایل خوبی برای آسیبدیدگی و عقبماندگی عاطفی داشت؟ چگونه با آن درد کنار میآیید؟
- این نسخه در مقایسه با تولیدات دیگر این داستان کلاسیک چگونه است؟
- چرا این داستان بهعنوان یک اثر کلاسیک در نظر گرفته میشود؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که این اقتباس از داستان کلاسیک چارلز دیکنز ممکن است برای بینندگان جوان تر ترسناک و دراماتیک باشد. مضامین جدی در مرکز این فیلم قرار دارند: مردی مجبور به بازآفرینی بدترین رنج هایش است؛ و دو صحنه غم انگیز از بستر مرگ وجود دارد. و چرخه ای از احساس گناه و خشم از پدری تلخ کام به پسر آسیب دیده عاطفی او منتقل می شود. برای آگاهی از فیلم های مشابه بیشتر، می توانید برای دریافت ایمیل های هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبت نام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
با کمک فیلمنامه عمیق نوئل لینگلی (جادوگر شهر اُز) و اجراهای واقعاً خارقالعاده، کارگردان برایان دزموند هرست با این فیلم یک هدیه کریسمس بزرگ به ما داد. این فیلم بدون شک بهترین نسخه داستان جاودانه دیکنز در مورد طمع و رستگاری است که تا به حال در سینما ثبت شده است. آلستیر سیم با بازی خود عمق و پیچیدگی را به شخصیت اسکروج میبخشد و مردی را به ما نشان میدهد که گاهی از طبیعت بیرحم خود حیرتزده میشود؛ انگار بیماریای است که در طول زندگیاش آن را پذیرفته است. او که به سرنوشت تنهای خود تسلیم شده، در برابر ارواح که میتوانند او را نجات دهند مقاومت میکند و به آنها میگوید که دیگر امیدی به نجاتش نیست.شاید آن اعتقاد راسخ، همان اخم و ترشرویی که از خود نشان میدهد، باعث میشود که ارواح بهخصوص بر اسکروج سخت بگیرند. مارلی با فریادهای وحشتناکش و تکان دادن زنجیرهایش برای جلب توجه، سر و صدا به پا میکند. روح کریسمس گذشته صحنههای دردناکی را به او نشان میدهد که در هیچ نسخه دیگری نمایش داده نشده است: ابرهنزر جوان و داغدار در کنار بستر مرگ خواهر محبوبش؛ او و مارلی که بهعنوان بازرگانان زیرک و مستبد رشد کردهاند؛ مارلی در حال مرگ که با آخرین نفسهای کمرنگش به اسکروج میگوید که آنها اشتباه میکردند و او باید خود را نجات دهد. دگرگونی سیمز در پایان نمایش، دراماتیکترین چیزی است که تا به حال دیدهاید، خندهدار، تاثیرگذار و دیوانهوار پرانرژی.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.









































