درباره فیلم
«نمایش هنری درباره مصرف قرصها، حقیقت را کاوش میکند؛ سیگار کشیدن و فحش دادن.»
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: خیلی کم
پیام مثبت: خیلی کم
خلاصه فیلم
ویرایشدر فیلم «توهم نارنجی سوخته»، منتقد هنری جیمز فیگوئراس (کلاس بنگ) پس از آشنایی اتفاقی، به برنیک (الیزابت دبیکی) پیشنهاد میکند که او را در سفری به یک عمارت مجلل در دریاچه کومو همراهی کند. در آنجا، صاحب عمارت که یک کلکسیونر و گالریدار هنری به نام جوزف (میک جگر) است، پیشنهادی غیراخلاقی به جیمز میدهد که میتواند رؤیای حرفهای او را محقق کند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- «قدرت منتقدان» موضوعی است که خانوادهها میتوانند در مورد آن گفتگو کنند. چه افرادی در جامعه یا زندگی شما تأثیرگذار هستند؟ اعتبار و نفوذ آنها از کجا نشأت میگیرد؟ در مورد سلبریتیها یا متخصصانی که بر نظرات شما تأثیر میگذارند، فکر کنید: چرا به آنها اعتماد دارید؟
- «در مورد دیدگاه جیمز در مورد صداقت بحث کنید. به نظر میرسد او با ضربالمثل "هرگز اجازه نده حقیقت مانع یک داستان خوب شود" موافق است. این دیدگاه چگونه با دیدگاه برنیس در تضاد است؟ نظر شما چیست؟»
- چگونه مگسها در فیلم «هوس نارنجی سوخته» بهعنوان یک ابزار روایی و خط داستانی مورد استفاده قرار میگیرند و چه نمادی دارند؟
- «مصرف دخانیات و مواد مخدر در این فیلم چگونه به تصویر کشیده شده است؟ آیا آنها را جذاب و فریبنده نشان میدهد؟ این موضوع چه چیزی در مورد شخصیتهای فیلم به ما میگوید؟»
- «این فیلم نوآر جدید تا چه حد با آثار کلاسیک نوآر قابل مقایسه است؟»
آنچه والدین باید بدانند
ویرایش«والدین باید بدانند که "هِرِسی نارنجی سوخته" یک درام جنایی در دنیای هنر است. این فیلم بر اساس رمانی از چارلز ویلهفورد ساخته شده و بر روی جیمز (با بازی کلس بنگ)، منتقد هنری مرموزی تمرکز دارد که الکل مصرف میکند، سیگار میکشد و قرصهای تجویزی میخورد بدون اینکه با عواقبی مواجه شود. او اهمیتی به حقیقت نمیدهد، و یکی از پیامهای فیلم، هشدار در مورد تاثیرگذاران فکری و خطرات انتخاب باور کردن چیزی که میخواهیم حقیقت داشته باشد به جای واقعیت است. نظریه هنر به طور مفصل و اغلب با سبکی متکبرانه مورد بحث قرار میگیرد. صحنهای صریح از رابطه جنسی وجود دارد که تقریباً هیچ چیز را به تخیل واگذار نمیکند و سینههای الیزابت دبیکی، بازیگر نقش مقابل، در کانون توجه است. حملات خشونتآمیز علیه یک زن نشان داده میشود و توصیفات گرافیکی از نحوه مرگ دو نفر وجود دارد. الفاظ تند شامل "لعنتی" و "مزدور" میشود. کلس بنگ در نقش مقابل بازی میکند و میک جگر نیز حضور دارد. برای آگاهی از فیلمهای مشابه، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی "شام خانوادگی سینمایی" ثبتنام کنید.»
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این اقتباس ادبی از رمان چارلز ویلفورد هنوز حس یک کتاب را القا میکند. سرشار از سخنرانیهای فصیح است که بیشتر شبیه شعرهای غنایی به نظر میرسند تا دیالوگ؛ شخصیتهای پیچیده و دارای نقصهای قابل توجه؛ و تردیدهایی در مورد اینکه به چه کسی میتوان اعتماد کرد. طبیعت ادبی فیلم، به همراه لوکیشن ایتالیایی و موضوع هنری آن، آن را به فیلمی متکبرانه تبدیل میکند — اما این دقیقاً همان ایدهای است که فیلمساز در نظر داشته است. از همان لحظهای که با جیمز آشنا میشویم، میبینیم که او خود را به یک نمایشگر نخبهگرا تبدیل کرده است که حقیقت برایش فقط یک توهم است. او به سرعت به برنیس، که به طور آشکار خود واقعیاش را پنهان میکند، وابسته میشود. در حالی که آنها در مسیر دیدار جوزف، در مورد مزایای صداقت بحث میکنند، فیلم مانند یک رازآلود (که نیست) به نظر میرسد: مقصد نهایی چیست؟ قهرمان کیست و ضدقهرمان کیست؟ وقتی این سوالات پاسخ داده میشوند، آن چیزی نیست که انتظار دارید. حتی پایان فیلم کمی هضم آن را دشوار میکند: ممکن است لازم باشد در مورد آن صحبت کنید تا به نتیجه برسید — که در واقع سرگرمکنندهتر است، مگر نه؟حرفهای" یک فیلم نوآر نوین است — روشن و سبک به جای تاریک و سایهدار — و در حالی که بانگ و دبیکی استعداد زیادی دارند، آنها بوگارت و باکال نیستند. شخصیتهای آنها فاقد جذابیت هستند، یکی بهشدت غیراخلاقی و دیگری بسیار خودپسند و باهوش. او به نظر باهوشتر از آن است که بخواهد وقتش را با مردی بگذراند که شایستگی او را ندارد. سرنخهایی وجود دارد که میتوان آنها را جمعآوری کرد، اما بینندگان ممکن است به یک قرص نان کامل نیاز داشته باشند تا برخی از تصمیمات او را درک کنند. دونالد ساترلند، بازیگر نقش مکمل، که هنرمندی را به تصویر میکشد که در تبعید خودخواسته زندگی میکند، استعدادی واقعی است، اما در اینجا باورپذیر نیست. و با اینکه او بهعنوان یک حامی هنر از طبقه بالا و خوشپوش به تصویر کشیده شده است، غیرممکن است که او را بهعنوان کسی جز خودش بپذیریم. با این حال، تماشای او سرگرمکننده است: فرصتی نادر است تا فقط به چهره پرچین و چروک او نگاه کنیم و در مورد زندگی پربارش فکر کنیم. "حرفهای" یک اثر هنری بیانیهای است، و اگرچه تصویری را که ارائه میدهد به وضوح یک والد ممکن است بخواهد، ضربات قلممو برای روزها در ذهن شما خواهد ماند.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































