درباره فیلم
داستان علمی-تخیلی که بر اساس کتابی در دهه 1930 ساخته شده است، حاوی صحنههای خشونتآمیز است.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: کم
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: خیلی کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایش«مرد نامرئی» بر اساس رمان سال 1897 نوشته اچ. جی. ولز (ماشین زمان، جنگ دنیاها) ساخته شده است. بازیگر بریتانیایی کلود رینز (که در کازابلانکا مشهور شد) نقش گریفن، دانشمندی را بازی میکند که بهطور مخفیانه روی فرمولی برای نامرئی کردن خودش کار کرده است. او پیش از ساخت پادزهر موفق میشود، اما گویی از این ناآگاه است که این دگرگونی او را به یک آدمکش خودشیفته تبدیل کرده است. او با باندپیچی کردن خود برای پنهان کردن شرایطش، در یک شب برفی به یک میخانه روستایی میرود و در آنجا آزمایشگاهی برپا میکند و تلاش میکند پادزهری بسازد. خشمش فوران میکند و صاحب میخانه را مورد حمله قرار میدهد. او لباسهایش را درمیآورد تا خود را پنهان کند، یک افسر پلیس را به قتل میرساند و در شب ناپدید میشود و مردم شهر مطمئن هستند که «دیدهاند» مردی که آنجا نبوده است. بهزودی پلیس در حال جستجو در منطقه روستایی است و امیدوار است که برفی ببارد که با نشستن بر روی او، سایهای قابل رویت ایجاد کند. او کِمپ (ویلیام هریگان) همکار سابقش را تهدید میکند تا او را پنهان کند و برنامهای برای قتل بیرویه و فتح جهان آشکار میکند. حتی دیدار با فلورَا (گلوریا استوارت که بعدها در تایتانیک بازی کرد)، زنی که او دوستش داشت، نمیتواند او را به واقعیت بازگرداند. تراژدی به دنبال دارد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد نحوه اعطای قدرت ماورایی به شخصیت اصلی داستان، در حالی که در عین حال انسانیت او را میگیرد، صحبت کنند. آیا فکر میکنید پیام این است که وقتی افراد به دنبال قدرت زیادی هستند، باید مجازات شوند؟ آیا فکر می کنید که این در زندگی نیز صادق است؟
- این داستان چگونه تغییر میکرد اگر شخصیت نامرئی قصد داشت از کشف خود برای انجام کارهای خوب استفاده کند، نه برای کشتن مردم و فتح جهان؟
- مرد نامرئی" این ایده را مطرح میکند که وقتی افراد قدرتمند میشوند، احتمال فاسد شدن توسط قدرت وجود دارد. آیا میتوانید مثالهایی بزنید که در آن افراد از قدرت خود - چه فیزیکی، مالی یا سیاسی - برای انجام کارهای خوب استفاده کرده باشند؟
- آیا فکر میکنید این فیلم نگرشی ضد علم دارد؟ چه چیزی شما را به این نتیجه رساند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشهشدار به والدین: فیلم ترسناک علمی-تخیلی سیاه و سفید «مرد نامرئی» محصول 1933، اقتباسی از رمان مشهور اچ. جی. ولز با همین نام در سال 1897 است. کلود رینز (و بدلش) که بیشتر اوقات در بانداژ پیچیده شدهاند، نقش دانشمندی را بازی میکند که خود را نامرئی میکند و سپس پادزهری برای آن پیدا میکند. او متوجه نمیشود که فرمولش او را به یک آدمکش روانی با توهم ثروت و قدرت بینالمللی بیپایان تبدیل کرده است. علاقهمندان به سینما ممکن است از جلوههای ویژه هوشمندانه فیلم لذت ببرند، جایی که بانداژهای بازشدهای که در هوا معلق ماندهاند، مردی شفاف را نشان میدهند. این صحنهها بهویژه زمانی که به شکل شلواری در حال دویدن در شب نمایش داده میشوند، مانند داستانهای دکتر سوس سرگرمکننده هستند. در فیلم صحنههایی از خفه کردن، پرت کردن از صخره و کتک زدن وجود دارد. همچنین مردی به همراه ماشینش به درون درهای آتشین هل داده میشود. اگرچه گفته میشود شخصیت اصلی در بیشتر صحنهها برهنه است، اما در واقع او نامرئی است. این داستان همچنین الهامبخش یک سریال تلویزیونی بریتانیایی در دهه 1950 شد و قرار است بازسازی فیلم آن در سال 2020 اکران شود. برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره چنین فیلمهایی، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی «شب فیلم خانوادگی» ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
فیلم جیمز ویل، کارگردان، یک اثر کنجکاویبرانگیز و درام 71 دقیقهای جذاب، اما یکنواخت است. این فانتزی با صحنههای هیجانانگیزی از جلوههای ویژه نوآورانه برای زمان خود، پاداش تعلیق ناباوری مخاطب را میدهد. (این فرایند با تغییر دستی 64000 فریم توسط تکنسینها برای تکمیل جلوهها به پایان رسید.) ما هرگز نسخه «قبل» گریفین را نمیبینیم، بنابراین باید تبدیل شدن او به مرد باندپیچیشده عصبانی که در ابتدا ملاقات میکنیم و میل او به قتل برای تفریح را بعداً بهعنوان یک عارضه شیمیایی آزمایشهایش توضیح دهیم. این در تضاد با رمان است که در آن گریفین قبل از اینکه نامرئی شود، دیوانه میشود. (بهطور حاشیهای، اچ. جی. ولز فیلمنامه را تأیید کرد.)مرد نامرئی"، اشتیاق به قدرت را به دیوانگی گره میزند که ممکن است برای مخاطبان امروزی اغراقآمیز به نظر برسد. و ترکیب داستان علمی-تخیلی با شوخیهای سطحی چندان جالب از کار درنیامده است. صحنهای که در آن یک دوچرخه بهتنهایی حرکت میکند، نشاندهنده همین موضوع است. یکی از ماموران پلیس با کنایه میگوید: "من نمیتونم یک پیراهن رو دستگیر کنم." و اونا اوکانر در نقش صاحبخانه بیشتر زمان حضورش در فیلم را بدون هیچ تحریک خاصی با جیغهای بلند پر میکند که این موضوع باعث بیتوجهی ما به تهدید رو به رشدی میشود که مرد نامرئی ایجاد میکند. یک اشتباه جالب را در صحنهای که گریفن نامرئی و برهنه در حال ایجاد ردپا در برف است، ببینید: شکل ردپا مربوط به کفش است، نه پا، که اگر گریفن کفش به پا داشت باید دیده میشد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































