تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: خیلی کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشدر سال 1978، کوین اوکارول (جیمز بدج دیل)، جیمی برنن (برایان دارسی جیمز) و راب والش (جرمی راب) - سه رئیس مافیای ایرلندی از محله هل کیتشن در میدتاون منهتن - دستگیر، محکوم و به سه سال زندان محکوم می شوند، و همسرانشان را در معرض خطر سازمان جنایی قرار می دهند. کتی (ملیسا مک کارتی) دو فرزند کوچک دارد که باید از آنها مراقبت کند؛ روبی (تیفانی هدیش) هنوز در حال تلاش برای ادغام با خانواده جنایتکار ایرلندی سفیدپوست است، از جمله مادرشوهرش هلنه (مارگو مارتندیل) که به او نگاه چپ می کند؛ و کلر (الیزابت ماس) خوشحال است که برای مدتی از شوهر آزارگرش خلاص شده است. وقتی که حمایت ها به سختی برای پرداخت اجاره کافی است، کتی دو نفر دیگر را متقاعد می کند که امور را به دست خود بگیرند. این سه نفر شروع به جمع آوری پول محافظت از محله می کنند، برنامه ریزی برای کودتا، و مراقبت از جامعه با کمک افراد انتخاب شده - مانند آدمکش مهربان اما احتمالا جامعه ستیز گابریل او مالی (دامنال گلیسون). اما رئیس بودن بسیار پیچیده تر و خونین تر، و البته رضایت بخش تر از آن است که زنان تصور می کردند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد میزان خشونت در فیلم آشپزخانه صحبت کنند. آیا هیچیک از آنها احساس اغراقآمیز بودن داشت؟ آیا جنسیت (اعم از مجرم یا قربانی) بر نحوه درک خشونت در رسانهها تأثیر میگذارد؟
- فیلم چگونه با زنان برخورد میکند؟ آیا این فیلم را فمینیستی/قدرتبخش به زنان میدانید؟ چرا بله یا خیر؟
- کدام شخصیتها را بهعنوان الگو در نظر میگیرید؟ چرا؟
- آیا این فیلم علاقهتان را برای خواندن مجموعه کمیکهای آن برانگیخت؟ برای کسانی که با رمان گرافیکی آن آشنا هستند، نظرتان در مورد مقایسه فیلم با آن چیست؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشدر فیلم آشپزخانه، گروهی از زنان کنترل یک خانواده جنایتکار ایرلندی را در محله هلز کیچن منهتن به دست میگیرند در حالی که همسرانشان در زندان هستند. این فیلم با بازی ملیسا مککارتی، تیفانی هدیش و الیزابت ماس، اثری تاریک، خشونتآمیز و بهطور غیرمنتظرهای خشن است که در آن تعداد زیادی کشته میشوند. بیشتر افراد با شلیک گلوله کشته میشوند، اما برخی نیز کتک میخورند یا حتی به سمت مرگشان هل داده میشوند. زنی که مورد آزار قرار گرفته است، در حال مشت و لگد خوردن نشان داده میشود و به حدی آسیب میبیند که باید به بیمارستان برود. زبان فیلم بسیار تند است و تقریبا در هر صحنه فحشهای رکیک و کلمات زشتی مانند «س--ت»، «ک--ت»، «تو--ت»، «د--ک» و موارد بسیار دیگر به کار میرود. شخصیتها در تقریبا هر صحنه الکل مینوشند، چند بار به مواد مخدر اشاره میشود و افراد اضافی در پسزمینه سیگار میکشند. یک زیرداستان عاشقانه اصلی وجود دارد که شامل چند صحنه عاشقانه و بوسههای پرشور است. پیامهای توانمندسازی زنان در داستان در نهایت به داستانی از خیانت، فساد و هر زنی برای خودش تبدیل میشود. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
بازیگران بااستعداد نمیتوانند این فیلم مهیج را از تبدیل شدن به یک آشفتگی خشن و ناخوشایند نجات دهند که فقط نشان میدهد بازیگران اصلی فوقالعاده چقدر شایسته یک فیلم بهتر هستند. این فیلم از نظر مفهومی بسیار امیدوارکننده است و مککارتی، هادیش و ماس به وضوح بازیگران توانمندی هستند، همانطور که گروه بازیگران حامی (و بزرگ) بااستعداد، از جمله گلیسون و مارتندیل که همیشه صحنهدزدی میکند. متاسفانه به مهارتهای کمدی قابل توجه هادیش و مککارتی فرصت بیشتری برای درخشش داده نشده است. و نویسنده و کارگردان، آندریا برلوف، تلاش میکند تا در حدود 100 دقیقه، مطالب زیادی را در فیلم بگنجاند که باعث میشود فیلم بسیار طولانیتر از زمان واقعی آن به نظر برسد. فیلمنامه شامل سخنرانیهای بیش از حد ضروری در فیلمی با چنین مضامین آشکاری است. به عنوان مثال، مادر روبی و همسر یک مافیای ایتالیایی هر دو ظاهر میشوند تا فقط مونولوگهای بزرگ و پندآموز ارائه دهند.ظهور کلر هم به عنوان یک قاتل حرفهای و هم معشوقهای خوشحال، جالبترین داستان از میان سه شخصیت اصلی است. چون شوهر بداخلاق او در ابتدا بدترین شخصیت فیلم است (هشدار لو رفتن داستان: هر سه مرد در نهایت وحشتناک از آب درمیآیند)، به نظر میرسد او درک شهودی از خشونت (و اشتیاق به انتقام) دارد که او را به یک قاتل درجه یک تبدیل میکند. در ابتدا روبی جذاب است (او و کوین زوج عاشقانه محله هلکیچن هستند، اگرچه به وضوح زوج خوشحالی نیستند)، اما شخصیت او در پرده سوم یکنواخت میشود. سپس کتی وجود دارد که چسبی است که داستان را با هم نگه میدارد. او واقعی است: او میخواهد به خانواده، محله و حتی شوهرش کمک کند. اما سادگی او چیزی را که برایش عزیز است خراب میکند. در نهایت، فیلم آشپزخانه به این موضوع اشاره نمیکند که همکاری و تقسیم قدرت زنانه آنها را موثرتر از شوهرانشان میکند، بلکه فقط ثابت میکند که آنها میتوانند به همان اندازه بیرحم و آماده کشتن برای ماندن در بالا باشند.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.









































