درباره فیلم
مستندی تکاندهنده به بررسی آزار و اذیت به عنوان عامل خودکشی دو نوجوان میپردازد.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: کم
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: زیاد
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایششهر منتور در ایالت اوهایو، در چندین فهرست «صد شهر برتر» در آمریکا قرار گرفته است. اما مستند خشمگین آلیس لمبرت با نام «منتور»، جنبه دیگری از این جامعه بهظاهر آرمانی را نشان میدهد. اگرچه ذکر شده است که دبیرستان منتور، مدرسه دو قربانی خودکشی قبلی و یک مورد مصرف بیش از حد تصادفی مواد مخدر بوده است، لمبرت بر روی دو دانشآموز تمرکز میکند. اریک موهات ۱۷ ساله، پسری دوستداشتنی و عجیب بود: عضوی از گروه کر، پسری که در ابتدا از متفاوت بودن نمیترسید و کودکی با خانوادهای خوب و والدینی دلسوز. وقتی او با شلیک گلوله خودکشی کرد، درست بعد از آن بود که یک همکلاسی قلدر به او گفت: «چرا به خانه نمیروی و خودت را میکشی. انگار کسی اهمیتی بدهد.» اریک هرگز به والدینش در مورد قلدریها چیزی نگفت، بنابراین مرگ او یک شوک بود. تنها یک سال بعد، اسلاجانا ویدوویچ ۱۶ ساله، مهاجری کروات، در دبیرستان منتور به خاطر نام «خندهدار»ش، لهجه و «تفاوت»ش مورد آزار کلامی و فیزیکی قرار گرفت. برخلاف اریک، اسلاجانا در مورد ناراحتیاش آشکارا صحبت میکرد. والدینش سفرهای بیپایان به مدرسه داشتند و درخواست کمک میکردند، و اسلاجانا بخش زیادی از هر روز را در اتاق پرستار میگذراند و در حمام به تنهایی گریه میکرد. بنابراین وقتی او در اتاقش خودش را حلقآویز کرد، تعجبآور نبود. لمبرت از طریق مصاحبه با اعضای خانواده، دانشآموزان دیگر، برخی از متخصصان، یک وکیل و یک خبرنگار و همچنین بخشهایی از سوابق مدرسه (با نامهای حذفشده)، کارکنان دبیرستان منتور را بهطور وحشتناکی به تصویر میکشد. و توصیفات او از اریک و اسلاجانا ویرانکننده است. لمبرت لحظات دلشکستهکننده را با مناظر و چشماندازهای زیادی از شهر برش میدهد و بهطور مداوم بیننده را به یاد طبیعت «هر شهری» منتور و نزدیکی آن به سایر حومههای «صد شهر برتر» در آمریکا میاندازد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد قلدری به عنوان موضوعی که نیاز به آگاهی همه دارد، صحبت کنند. آیا شاهد قلدری بودهاید؟ چه اقداماتی میتوانید برای کمک انجام دهید؟ چرا کودکانی که با قلدر همراهی میکنند یا در این موقعیت میخندند، در ناراحتی قربانی نقش دارند؟
- این موضوع که کارکنان دبیرستان منتور و هیئت مدیره مدرسه منتور حاضر به مصاحبه برای این فیلم نشدند، چگونه بر ارزیابی شما از آنچه دیدید و شنیدید تأثیر گذاشت؟ آیا فکر میکنید این افراد با این تصمیمشان به درستی عمل کردند؟ چرا بله یا خیر؟
- در مورد نحوه برخورد مدرسه یا جامعه با قلدری اطلاعات کسب کنید. آیا برنامهای برای محافظت از کودکان در برابر قلدری وجود دارد؟ مدرسه محلی شما با افرادی که به عنوان قلدر شناخته میشوند، چگونه برخورد میکند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که منتور یک داستان هشداردهنده است، یک مستند در مورد دو نوجوان از دبیرستان منتور در منتور، اوهایو، که قربانیان قلدری شدید بودند و در نهایت در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ خودکشی کردند. این فیلم، افشاگری عمیق رویدادهایی است که منجر به مرگ اسلادنای ۱۶ ساله ویدوویچ و اریک ۱۷ ساله موهات شد و پیامدهای هر کدام از آنها. مصاحبهها با خانواده، دوستان، یک خبرنگار، یک روانشناس و یک وکیل هم غمانگیز و هم مایوسکننده است، زیرا بیننده به زودی از تلاشهای بسیاری که والدین برای کمک کردند و چگونگی بیپاسخ ماندن التماسهایشان به مدرسه مطلع میشود. با عدم پاسخگویی از سوی کارکنان منطقه مدرسه منتور (همه آنها از مصاحبه خودداری کردند)، این یک محکومیت شدید سیاستها و اقدامات آنهاست. بحثهای صریح و خاطرات تصویری از رویدادها بهعنوان یک فیلم، آن را برای کودکان بالغ مناسب میکند. اعضای خانواده ویدوویچ پناهندگانی از کرواسی جنگزده هستند و بیشتر گفتگوهای آنها به زبان انگلیسی زیرنویس شده است. برای اطلاع از فیلمهای بیشتر مانند این، میتوانید برای ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبت نام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
آلیس لمبرت بهخوبی نشان میدهد که در دبیرستان منتور چه اتفاقی افتاد، قربانیان قلدری چه کسانی بودند و هستند، و چگونه زندگیهای زیادی تحت تأثیر این تراژدیها قرار گرفتند. برای خانوادههای موهات و ویکوویچ، نهتنها پایانی خوش وجود نداشت، بلکه تلاشهای آنها برای روشن کردن این تراژدی و امید به بهتر شدن شرایط برای دیگر کودکان بهشدت سرکوب شد. از دخترانی که قلدری میکردند و در مراسم یادبود اسلاجانا حاضر شدند، به لباس او در تابوتش خندیدند و در مورد زشتی آن در مایاسپیس پست گذاشتند؛ تا مشاور مدرسه که تمام اسناد مربوط به یک دانشآموز را بلافاصله پس از مرگش پاره کرد؛ تا وکیلی که با وجود شواهد شگفتانگیز، نتوانست روزی را در دادگاه برای این دو خانواده به دست آورد؛ و در نهایت، تا امتناع هر مقام مدرسه از مصاحبه یا حتی پاسخگویی، همه اینها تراژیک است. غیرقابل تصور است که کسی بتواند با منتور از طریق تیتراژ پایانی همراه شود بدون اینکه بهشدت ناراحت و ناامید شود از آنچه دیده است. اگرچه لمبرت در نهایت موفق میشود روزی را در دادگاه افکار عمومی به این خانوادهها بدهد، اما بیامید و ناامیدکننده است. این داستان را بهخوبی روایت میکند، اما هیچ چشمانداز مثبتی در مورد اینکه چگونه میتوان اوضاع را بهتر کرد، ارائه نمیدهد؛ هیچیک از اعضای خانواده از رنجی که متحمل شدهاند، رهایی نمییابند، و ما نمیدانیم آیا عواقبی پرداخت شد یا تغییری در روش ناحیه مدرسه ایجاد شد یا خیر.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.









































