درباره فیلم
داستان فانتزی-وحشت بر اساس کتاب، پر است از صحنههای ترسناک و خطرناک.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: زیاد
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: زیاد
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشالکس جوان (وینسلو فگلی) که به شدت از بیتوجهی اطرافیان به علاقهاش به نوشتن داستانهای ترسناک ناراحت است، در آغاز فیلم «کتابهای شب» از خانه فرار میکند. اما خیلی دور نمیرود: آسانسور ساختمان آپارتمانش در نیویورک بین طبقات گیر میکند و وقتی برای کاوش بیرون میرود، خود را در خانهای عجیب، پیچدرپیچ و قدیمی مییابد. در آنجا، جادوگری به نام ناتاشا (کریستن ریتر) همه بچههایی را که ربوده میکشد، اما الکس به زودی متوجه میشود که استعدادی دارد که ممکن است برای ناتاشا مفید باشد: او به یک داستان ترسناک جدید هر شب نیاز دارد. الکس با یاسمین (لیدیا جویت)، دختر جوان دیگری که ناتاشا او را به عنوان خدمتکار و آشپز نگه داشته، ملاقات میکند. یاسمین سالهاست که در آن خانه است. همچنین گربهای وحشی و ناپیدا به نام لنون مراقب آنهاست. یاسمین و الکس فکر میکنند که راهی برای فرار پیدا کنند، اگرچه به نظر میرسد فقط یک بچه قبلاً توانسته از آنجا فرار کند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند درباره این که ناتاشا چه منظوری دارد درNightbooks وقتی میگوید بهترین داستانها حاوی حقیقتی هستند، صحبت کنند. آیا میتوانید مثالی از داستانی که دوست دارید بزنید؟
- الکس در خانهای که ارواح در آن بودند چه درسهایی یاد میگیرد که در زندگی واقعی به کارش میآید؟
- یاسمین و الکس چگونه با همکاری یکدیگر، شجاعت همدیگر را تقویت کرده و از یک وضعیت خطرناک جان سالم به در میبرند؟ مهربانی الکس با لنور چگونه نتیجهبخش بود؟
- چه فیلمها و قصههای پری دیگر در این فیلم به آنها اشاره شده یا ادای احترام شده است؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که فیلم «کتابهای شب» که توسط سم ریمی تهیه شده و بر اساس کتابی به قلم جی.ای. وایت ساخته شده است، پیامهای مثبتی درباره صادق بودن با خود و دوست خوب بودن دارد، اما احتمالا برای کودکان کوچکتر یا حساستر ترسناک خواهد بود. در این فیلم، دو کودک مدام در حال مبارزه با جادوگری هستند که آنها را ربوده و تهدید به کشتنشان میکند، همانطور که با بسیاری دیگر انجام داده است. این کودکان با ترکیبی از زیرکی، شجاعت و کار تیمی، جادوگر را فریب میدهند و یاد میگیرند که ویژگیهای منحصر به فرد خود را ارزشمند بدانند. اما قبل از آن، توسط گربهای وحشی، موجوداتی شبیه عنکبوت با پاهای تیز و یک اسب تکشاخ خشمگین مورد حمله قرار میگیرند. صحنههای ترسناک زیادی وجود دارد، از جمله جادوگرهایی با چهرههای شیطانی و چشمهای درخشان، عروسکهای ترسناک و اسباببازیهای قدیمی، کمد لباسهایی از کودکان که مدتهاست رفتهاند، ارواحی با چشمهای سفید و کودکان منجمد شده به شکل مجسمههای کوچکی که گویی در حال فریاد زدن هستند. دو کودک ربوده شده، میافتند، به چیزهایی برخورد میکنند و مورد حمله قرار میگیرند، با شیرینی مسموم میشوند و در غاری که پر از جمجمه است، زندانی میشوند. موجودی زنده میشود و از تابوتی بیرون میآید. جادوگری ظاهرا دستش را از دست میدهد و جادوگری دیگر زنده زنده سوزانده میشود. زبان فیلم بیشتر متلکهایی مانند "احمق"، "دیوانه"، "ابله"، "احمق"، "بیمزه" و "سعی کن" است، اما همچنین "جهنم"، "خرابی"، "اینجا بیا"، "بیاستعداد" و "ای خدای من" نیز شنیده میشود.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
در این داستان خلاقانه که میتوانست بهتر تنظیم شود، شخصیتهای امروزی وارد دنیای قصههای پریان کلاسیک و تصاویری از فیلمهای فانتزی-ترسناک میشوند. پیچشهای داستانی، داستان را در «کتاب شب» پیش میبرند، اما در نهایت تهدیدات زیادی علیه زندگی شخصیتها وجود دارد و لحظات زیادی وجود دارد که فکر میکنید «این پایان است» و بعد از حدود یک ساعت، امیدوار میشوید که هرگونه پایانی برای داستان رخ دهد. این موضوع برای داستانی که حول کودکان میچرخد، ایدهآل نیست؛ ما باید تنها برای زنده ماندن آنها دعا کنیم. ترکیب این موضوع با طراحیهای پیچیده و پرجزئیات صحنه، بهویژه کتابخانه شخصی که شبیه یک آسمانخراش است، و شخصیتهای منفی بزرگسال اغراقشده، میتواند باعث ایجاد تنش مداوم و خستگیکنندهای شود. وینسلو فگلی و لیدیا جویت هر دو فوقالعاده هستند، و کریستن ریتر به نظر میرسد که در نقش یک هیولا با چکمههای عجیب و لباس جادوگری شیک، خوش درخشیده است. فیلمنامه پیچشهای خلاقانه و باهوش زیادی در مورد هنر روایت داستان دارد. وقتی ناتاشا با ناله میگوید: «نویسندگان—چقدر ناامن» یا وقتی الکس دچار بلوک نویسندگی میشود یا شنونده خودخواه خود را فریب میدهد، لحظات بسیار خندهداری ایجاد میشود. نویسندگان این نکته را خواهند پسندید که در این دنیا، روایت داستان جان افراد را نجات میدهد (شعار فیلم این است: «برای زندگیات بنویس»).اما Nightbooks نیز باید به توصیه خود عمل میکرد وقتی ناتاشا پیشنهاد میکند که هر داستان خوب به حقیقت اشاره دارد - هرچه حقیقت بیشتر باشد، داستان قدرتمندتر است. وقتی الکس سرانجام با غم و دردی که او را به این خانه تسخیرشده کشانده روبرو میشود، درام مدرسه ابتدایی او تقریباً بیش از حد برای بقیه داستان فانتزی عادی به نظر میرسد. اسارت او درسهای واضحی برای او در دنیای "واقعی" دارد و به همین دلیل بود که منطقیتر این بود که در پایانبندی، او کل آن را رؤیا دیده باشد، که هم خلاقیت او و هم رشد اجتماعی-عاطفی مورد نیاز او را نشان میدهد. در عوض، این فیلم ممکن است برای برخی بینندگان کمی وحشتناک باشد، زیرا ربودن کودکان، تروماهای روانی و شکنجه را به تصویر میکشد. برخی از صحنههای خشونت نیز برای یک فیلم کودکان بیش از حد گرافیکی هستند، حتی در حالی که سایر جلوهها - سایههای بلند، رعد و برق آشکار، استفراغ رنگی شکلاتی، فیلمهای ابتدایی درون فیلم که داستانهای الکس را به زندگی تبدیل میکنند - عمداً بیشتر شبیه طنز هستند تا ترسناک.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































