رزیدنت:ایول به راکون خوش آمدید
Resident Evil: Welcome to Raccoon City
۱۸+
مناسب برای بالای ۱۸ سال
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: خیلی زیاد
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: متوسط
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشدر فیلم رزیدنت ایول: خوش آمدی به راکون سیتی، کلر ردفیلد (کایا اسکودلاریو) به شهر کوچک راکون سیتی سفر میکند، جایی که زمانی در یک یتیمخانه زندگی میکرد. شهر در حال نابودی است، از آنجایی که شرکت آمبرلا، که اقتصاد را در دست داشت، کسب و کارش را جمع کرده و به جای دیگری رفته و فقط تعداد کمی از مردم را پشت سر گذاشته است. کلر امیدوار است برادر دور از خود، کریس (رابی امل) را ببیند، که در نیروی پلیس محلی است. اما در راه، کامیونی که او در آن سوار است با یک فرد در جاده تاریک تصادف میکند، که بعد بلند میشود و دور میشود. خیلی زود، مشخص میشود که یک شیوع زامبی وجود دارد. کلر، کریس و تعداد کمی از افسران پلیس باید راهی برای فرار از شهر قبل از ساعت ۶ صبح پیدا کنند، زمانی که قرار است کل شهر منفجر شود.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد خشونت در فیلم Resident Evil: Welcome to Raccoon City صحبت کنند. این خشونت چه احساسی در شما ایجاد کرد؟ آیا هیجانانگیز بود؟ تکاندهنده؟ فیلم برای رسیدن به این اثر چه چیزی را نشان داد یا نشان نداد؟ چرا این موضوع مهم است؟
- فیلم ترسناک است؟ چه چیزی در فیلمهای ترسناک جذاب است؟
- فیلم چگونه با دیگر فیلمهای مجموعه رزیدنت ایول مقایسه میشود؟ آیا دلیل خوبی برای بازسازی این مجموعه وجود دارد؟ چرا بله یا خیر؟
- فیلم چگونه ایدهٔ همهگیری را منعکس میکند؟ چه شباهتها و تفاوتهایی با همهگیری کووید-۱۹ دارد؟
- آیا در این فیلم از مدلهای نقشآفرینی زنانه استفاده شده است؟ چرا، یا چرا نه؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که رزیدنت ایول: خوشآمدید به راکون سیتی، هفتمین فیلم در مجموعهای طولانی از فیلمهای فرنچایز بر اساس سری بازیهای ویدیویی، همچنین یک بازراهاندازی است که داستان را به نقطه شروع بازمیگرداند. خشونت شامل خون و اجزای بدن زامبیها به صورت گرافیکی است، با افکتهای صوتی بسیار زننده. انتظار اسلحه و شلیک زیاد، مرگ، اجساد خونین، خشونت علیه حیوانات (یک سگ، یک پرنده، یک گاو و یک دراگونفلی)، یک کودک در خطر (که اسلحه در دست دارد)، انفجار و یک فرد در حال سوختن را داشته باشید. مردی بدون اجازه دستش را روی پای زنی میگذارد. زبان بسیار تند است و به طور مداوم از کلماتی مانند فاک، شیت، گاددام، آشول و غیره استفاده میشود. سیگار کشیدن مختصری وجود دارد و شخصیتی بیدار میشود و بلافاصله یک آبجو مینوشد. دکور و افکتهای خوب در داستانی سادهلوحانه هدر میروند؛ کایا اسکودلاریو در آن نقشآفرینی میکند. برای آگاهی از فیلمهای بیشتر در این سبک، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این بازسازی کاملاً غیرضروری از فرنچایز طولانی مدت، طراحی صحنه و هیولاهای تاثیرگذار و افکتهای صوتی ترسناکی دارد، اما از ساخت شخصیتهای جذاب یا هر نوع داستانی غافل شده است. فیلم با فلشبکهای مرموزی از دوران کودکی کلر و کریس در یتیمخانه پر شده است، زمانی که توسط یک مهاجم عجیب و غریب مورد بازدید قرار گرفتند و توسط ویلیام برکین (نیل مکدانف) تهدید شدند، که همه اینها به هیچجا ختم نمیشود. داستان اصلی رزیدنت ایول: خوشآمدید به راکون سیتی در سال 1998 اتفاق میافتد، زمانی که کلر سوار بر خودرویی به شهر راکون میرود، ظاهراً بدون هیچ دلیلی جز دیدن برادرش بعد از پنج سال سکوت. این اتفاق به طور تصادفی در همان روزی میافتد که شرکت آمبرلا قصد نابودی شهر را دارد. فیلم همچنین تلاش میکند از تکنولوژی سال 1998، مانند PalmPilot، استفاده کند، اما فراموش میکند که در آن زمان هنوز ویدیوی استریم وجود نداشته است. و چرا پلیسها به سینه زامبیها شلیک میکنند؟ آیا آنها هیچ فیلمی ندیدهاند؟با کنار گذاشتن اینگونه لغزشهای احمقانه منطقی، فیلم چیزی بیشتر از افسران پلیس که در راهروهای تاریک به دنبال زامبیها میگردند و سعی میکنند به سمت آنها شلیک کنند یا با آنها مبارزه کنند، نیست. تلاشهایی برای توسعه شخصیتها وجود دارد. یکی از آنها در مورد یک پلیس تازهکار است که به نظر میرسد هیچ چیزی نمیداند، حتی نحوه بارگذاری اسلحه؛ دیگری در مورد کسی است که به عنوان یک خائن فاش میشود؛ و غیره. اما بیشتر فیلم مسابقهای است برای دیدن اینکه چقدر همه باحال هستند. رزیدنت ایول: خوشآمدید به راکون سیتی از هیچ تلاشی برای ساخت دکورها و صحنههای شگفتانگیز دریغ نکرده است، از ایستگاه پلیس تا یتیمخانه و یک عمارت متروکه و شرورانه، و طراحی هیولاهای آن واقعاً تاثیرگذار است، اما وقتی همه چیز به حملات بیمعنی و بیهدف ختم میشود، چه کسی واقعاً اهمیت میدهد؟
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































