درباره فیلم
فیلم اکشن علمی-تخیلی ناموفقی با صحنههای خشونتآمیز، الفاظ نامناسب و کلیشههای فراوان.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: خیلی کم
خلاصه فیلم
ویرایشدر اپکس، توماس مالون (با بازی بروس ویلیس) یک پلیس سابق است که به جرمی که مرتکب نشده به حبس ابد محکوم شده است. کارتلهای مواد مخدر و سازمانهای جاسوسی در سراسر جهان به دنبال کشتن او هستند، علاوه بر دستور بازداشت او در 47 ایالت، و با این حال او موفق شده زنده بماند. این موضوع وست (با بازی الکسیا فاست) را تحت تاثیر قرار میدهد، که سفرهای شکار منحصر به فردی را برای افراد فوق ثروتمند سازماندهی میکند - سفرهایی که در آن شکارچیان، انسانهای دیگر را شکار و میکشند. او به مالون پیشنهاد میکند که اگر بتواند در یک جزیره متروکه از دست شش شکارچی جان سالم به در ببرد، او را آزاد میکند. مالون پس از اطلاع از اینکه دو نوه در ونکوور دارد که هرگز ندیده است، تصمیم میگیرد پیشنهاد را بپذیرد. او به جزیره اپکس فرستاده میشود و سه ساعت فرصت دارد تا فرار کند. دکتر رینسفورد (با بازی نیل مکدانو)، یکی از شش شکارچی ثروتمند، مدیر عامل یک شرکت داروسازی با ثروت بسیار زیاد است. به محض شروع شکار، مالون خیلی زود متوجه میشود که شکارچیان بسیار خودخواه هستند و به جای همکاری برای گرفتن او، در اولین فرصت برای به دست آوردن برتری، به جان هم میافتند. در حالی که مالون بیشتر اوقات پنهان میشود، شکارچیان یکی یکی میمیرند، اما رینسفورد به این راحتیها تسلیم نمیشود. وقتی او چند "ولگرد" (شکارچیان انسان وحشی که برای منافع مالی به شکار میپیوندند) را میفرستد، مالون باید راهی برای مبارزه و زنده ماندن پیدا کند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد فیلمهای اکشن مثل اپکس صحبت کنند. این فیلم تا چه حد به فیلمهای اکشن دیگری که دیدهاید، شباهت یا تفاوت دارد؟
- این یک فیلم در آیندهای نه چندان دور است، با برخی مقایسههای واضح با دنیای امروز. به نظر شما فیلم چه نظراتی در مورد دنیای ما و آیندهاش دارد؟
- رفتار خشن و خودخواهانه شکارچیان چه چیزی را در مورد شکاف عظیم بین تصور آنها از خود و هویت واقعیشان آشکار میکند؟ آیا پیامها منتقل میشوند یا در میان خشونت، زبان و کلیشههای فیلمهای اکشن گم میشوند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که اپکس فیلمی علمی-تخیلی و اکشن است که در آن بروس ویلیس نقش یک مجرم را در آیندهای نه چندان دور بازی میکند که در صورت زنده ماندن از دست شکارچیان انسانی، آزادی خود را به دست میآورد. این فیلم در یک جزیره متروکه اتفاق میافتد و خشونت آن مداوم، گرافیکی و خشن است. افراد به روشهای مختلف کشته یا زخمی میشوند: قطع سر (سر بریده شده در ویترین تروفی قرار میگیرد)، مین، خنجر زدن (در پیشانی)، تیراندازی. مبارزه با تفنگهای تهاجمی، اسلحه، شعلهافکن، نارنجک، چاقو و کمانهای صلیبی وجود دارد. یک شخصیت زخمی زخمی خونین در پیشانی و استخوان شکسته پا از شلوارش بیرون زده است. فحاشی مداوم شامل کلمات "f--k"، "motherf----r" و "c--t" است. استفاده از سیگار الکترونیکی و نوشیدن الکل نیز وجود دارد. به شخصیت اصلی اطلاع داده میشود که توتفرنگیهایی که در جنگل میخورد خواص توهمزا دارند، اما واقعاً مست نمیشود، زیرا خیلی مشغول اطمینان از این است که توسط ثروتمندان جامعهستیز کشته نشود. در جایی از این فیلم، نقد اجتماعی بر بیماری و توهمات جامعهستیزانه افراد فوقالعاده ثروتمند وجود دارد که فقط به فکر خودشان هستند و ادای "شکارچیان اوج" را در میآورند، هم در زندگی روزمره و هم در این سفر شکار، اما احتمالاً در میان خشونت و کلیشهها گم میشود. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبت نام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این یک پیشفرض بالقوه جالب است که در خشونت خونین و کلیشههای بیپایان فیلمهای اکشن غرق میشود. در این داستان «شکار انسان توسط انسان» که در آیندهای نه چندان دور اتفاق میافتد، اپکس تلاش میکند تا نوعی نقد اجتماعی بر فساد، توهم و خودخواهی جامعهستیزانهٔ ابرثروتمندان داشته باشد، اما همهٔ اینها در صحنههای خونپاشی به پیشانی، خونپاشی و شخصیتهای فیلمهای اکشن که همه ما به نوعی دیدهایم، گم میشود، و چه برسد به داستانی دست و پا شکسته و نامتوازن. بروس ویلیس به عنوان «شکارچی»، به نظر میرسد که از همهچیز خسته شده است، و چه کسی میتواند او را سرزنش کند؟ این فرصتی از دست رفته است تا به سنت فیلمهای علمی-تخیلی که نقدی بر دنیای ما دارند، ادامه دهد، و در عوض، ترجیح داده است تا از فرمول تکراری فیلمهای اکشن که بارها و بارها دیدهایم، پیروی کند.حتی در نهایت پیام فیلم هم به نظر الهامبخش نمیرسد. وقتی ویلیس با شرور اصلی (با بازی نیل مکدانف) روبرو میشود، فرصت طلایی به وجود میآید. او در مورد هیجان شکار و اینکه در حین شکار و در اتاق هیئت مدیره و غیره یک شکارچی اوج است، حرفهای بیربطی میزند. در بهترین حالت، او مثل یک نوجوان خودشیفته به نظر میرسد که در دورهای ناگوار از زندگیاش قرار دارد و تحت تأثیر آین رند است، و در بدترین حالت، یک جامعهستیز بدخیم و خودشیفته است که برای محافظت از توهمات خودمحورانهاش، دنیا و همه موجوداتش را نابود میکند. شخصیت ویلیس در پاسخ به او، با تمسخر میخندد و بهترین کاری که او یا نویسندگان میتوانند انجام دهند این است که شخصیت مکدانف را «احمق» بنامند. در حالی که کسی انتظار ندارد و لزوماً نمیخواهد که در پاسخ، کلمات بامزه و یا سخنرانیهای پندآموز بشنود، اما این کار به نظر تنبلانه و به اندازه هر چیز دیگری در مورد این فیلم، فرصت از دست رفتهای به نظر میرسد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































