درباره فیلم
داستان کتاب محور با خشونت تصویری و ترس ماوراءالطبیعه همراه است.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: خیلی زیاد
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشدر فیلم هیچکس زنده بیرون نمیرود، آمبر (کریستینا رودلو) پس از مرگ مادرش بر اثر سرطان، از مکزیک به کلیولند آمده است. او یک مهاجر غیرقانونی است که در یک کارگاه تولیدی بهعنوان خیاط مشغول به کار میشود، اما بدون داشتن مدارک شناسایی، گزینههای او برای پیدا کردن جایی برای زندگی بسیار محدود است. بعد از اینکه مجبور میشود از موتلی که در آن اقامت داشته خارج شود، آگهی یک اتاق در یک خانه مشترک را روی تابلو اعلانات محل کارش میبیند. در آنجا با رد (مارک منچاکا) ملاقات میکند که میگوید به تازگی این خانه را خریده و در حال تعمیر آن است. این ساختمان کثیف و تاریک است و چراغها به نظر میرسد دائماً در حال چشمک زدن هستند، اما آمبر بدون هیچ گزینه دیگری، موافقت میکند که آنجا ساکن شود و اولین ماه اجاره را به رد میپردازد. در حالی که آمبر تلاش میکند تا یک کارت شناسایی جعلی تهیه کند تا بتواند شغل بهتری پیدا کند و سعی میکند خود را با زمستانهای سخت کلیولند وفق دهد، شروع به شنیدن صداهایی در اتاقش میکند که شبیه فریادهای وحشتناک زنان است. او همچنین با برادر رد، بکر، برخورد نامطبوعی دارد. آمبر همچنین کابوسهایی درباره کسانی که اطرافش هستند، مادرش و ارواح میبیند که به نظر میرسد خانه مشترک را تسخیر کردهاند. آمبر با دیگر زنان مهاجر که در خانه مشترک زندگی میکنند ملاقات میکند و در حالی که در اطراف اتاق مطالعه رد سرک میکشد، اشیاء باستانی مرموزی پیدا میکند و حقایق ناراحتکنندهای در مورد پدر رد و بکر را کشف میکند. در حالی که آمبر از شرایط زندگی خود هراسناکتر میشود، تصمیم میگیرد آنجا را ترک کند و از رد میخواهد تا پول ودیعهاش را پس بدهد، اما وقتی به خانه مشترک برمیگردد، به زودی متوجه عمق شرارت بکر، همدستی رد در این شرارت، و ترس وحشتناکی که در زیرزمین وجود دارد و تقاضای قربانی میکند، میشود.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد فیلمهایی که بر اساس رمانها ساخته شدهاند، صحبت کنند، مانند «هیچکس زنده بیرون نمیآید». چه چالشهایی در اقتباس یک رمان به فیلم وجود دارد؟ چه مثالهایی از فیلمهای خوب اقتباسشده از کتابها وجود دارد؟
- در حالی که فیلم شامل عناصر ماوراء الطبیعه است، چگونه تلاش میکند تا به واقعگرایانهترین شکل ممکن چالشهای هولناک مهاجران، بهویژه مهاجران بدون مدرک، را به تصویر بکشد؟
- چگونه حس درماندگی که این زنان مهاجر از قبل دارند، ترس در فیلم را تشدید میکند؟ آیا خشونت، چه ماوراءالطبیعه و چه غیر ماوراءالطبیعه، قرار بود آن درماندگی را منعکس کند، یا اینکه به نظر بیدلیل و گرافیکی میرسید؟ چرا؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که هیچکس زنده بیرون نمیآید فیلمی ترسناک محصول ۲۰۲۱ است که در آن یک مهاجر غیرقانونی پس از اسکان در یک پانسیون مخروبه در کلیولند، وارد کابوسی ماوراءالطبیعه میشود. علاوه بر ترس ماوراءالطبیعه ناشی از صدا و تصاویر ارواح و موجودات شیطانی، صحنههایی وجود دارد که در آن یک مرد بزرگ جثه بهطور وحشیانهای به زنان حمله میکند که ممکن است برای برخی بینندگان آزاردهنده باشد. در یکی از صحنهها، شخصیت اصلی توسط یک مرد بزرگ جثه از صورت گرفته میشود و مجبور میشود دهانش را باز کند تا از بطری شراب بنوشد. زنان به دیوار پرتاب میشوند، قوزک پای یکی از زنان لگد میخورد و میشکند، و زنی دیگر از پلهها به پایین پرتاب میشود و کشته میشود. زنانی را نشان میدهد که در یک اتاق زنجیر شدهاند و سپس به یک تخته بتن در زیرزمین پانسیون زنجیر میشوند، جایی که قرار است به عنوان قربانی به یک شیطان تقدیم شوند. شخصیتها با یک چوب جنگی خاردار به قتل میرسند، که صحنهای خونین و گرافیکی است. سر یکی از شخصیتها توسط یک شیطان قطع میشود. شخصیت اصلی صدای کتک خوردن عمواش را از پشت در میشنود، سپس خون و دندانی که از دهان افتاده از زیر در به داخل میآید. چاقو به گلو. فحاشی گاهبهگاه، از جمله کلمه مادر**** به زبان اسپانیایی و کلمات ف** و ش**. سیگار کشیدن و نوشیدن. برای اطلاع از فیلمهای مشابه، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این یک فیلم ترسناک ماوراء الطبیعه است با خشونتی واقعی که بر مهاجران زن بدون مدرک روا داشته میشود. بر اساس رمانی، این فیلم در بهترین حالت، کابوس بسیار واقعی زنانی را به تصویر میکشد که مهاجران بدون مدرک هستند و تلاش میکنند در آمریکا امروزی زنده بمانند. مشکلاتی که آمبر در به دست آوردن کارت شناسایی مواجه است تا بتواند شغلی بهتر از کار فعلی خود در کارگاه تولیدی پیدا کند، حفظ شغل فعلی خود، پیدا کردن جایی برای زندگی، و تقریباً تنها بودن در محیطی عجیب و خشن جدید - این صحنهها از قدرتمندترین و جذابترین صحنههای فیلم هستند. این ناتوانی به خوبی منتقل میشود و اغلب ترسناکتر از ظاهر شدن ارواح در اطراف مهمانخانه کهنه کلیولند به نظر میرسد، جایی که آمبر در آن اقامت دارد و داستان باستانشناسانی که دیوانه شدهاند.در واقع، خشونتی که علیه آمبر و دیگر زنان مهاجر ساکن در پانسیون اعمال میشود، بسیار تصویری و آزاردهنده است، به طوری که صحنههای بعدی یک دیو در جعبه که تشنه قربانی انسانی است، در مقایسه با حملهای که در صحنههای قبل از افشاگریهای بزرگ پرده سوم اتفاق افتاده، آرام و حتی مضحک به نظر میرسد. بازیها در کل بسیار خوب هستند، اما خود داستان، به همان اندازه که برخی از خشونتهای واقعگرایانه آزاردهنده و دلخراش هستند، تبدیل به یک داستان معمولی خانه ارواح میشود، با نیروهای ماوراءالطبیعه اجباری که در گذشته رها شدهاند و در زیرزمین مرموز و ترسناک کمین کردهاند. فیلم به همان شیوهای که باید به پایان میرسد، اما تقریباً از قبل مشخص است که چیزی که مدتها پس از تماشای فیلم با بینندگان میماند، افشاگری بزرگ معروف نیست، بلکه خشونت دلخراشی است که در صحنههای منتهی به آن اتفاق افتاده است.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































