تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: کم
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: متوسط
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشوقتی اقیانوس را پیدا کردم" داستان لیلی دوازده ساله (لیلی متلند هالی) را روایت میکند که دلتنگ پدرش است، ملوانی که چند سال پیش در دریا گم شده است. او مردی را که مادرش قرار است با او ازدواج کند، دوست ندارد، چرا که او مرتباً لیلی را کتک میزند. لیلی به جای اینکه به مادرش بگوید، از خانه فرار میکند و به دنبال دریایی میرود که ممکن است پدرش را در خود داشته باشد. این سفر او را به جنگلهای آلاباما میکشاند، جایی که در تلهای که توسط شکارچیان گذاشته شده، گیر میافتد. پدربزرگ لیلی (لی مجورز) و بهترین دوست بومی آمریکاییاش (گراهام گرین) به او یاد دادهاند که چگونه در طبیعت وحشی زنده بماند، اما این تله فراتر از آمادگیهای اوست. یک کاپیتان یدککش آفریقایی-آمریکایی او را نجات میدهد، اما وقتی زخمهای کمر او را میبیند، اکراه دارد که او را به خانوادهاش برگرداند. طرفداران کوکلوسکلان گروهی را برای دستگیری او سازماندهی میکنند، زیرا فکر میکنند که او قصد تجاوز به لیلی را دارد. در همین حین، یک پلنگ نیز دیده شده که ترس و وحشت را در دل مردم محلی انداخته است، و مارتین لوتر کینگ نیز در سال ۱۹۶۵ در حال برنامهریزی راهپیمایی سلما علیه تبعیض نژادی است.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند دربارهی گفتهی مادربزرگ لیلی صحبت کنند که علیرغم تفاوتهای ظاهری، همهی انسانها در درون شبیه به هم هستند.
- چرا فکر میکنید در برخی از مناطق آمریکا تبعیض علیه آفریقاییتبارها قانونی بود؟
- آیا فکر میکنید که بازتابی از بردگی که زمانی قانونی بود، هنوز در نگرشها نسبت به اقلیتها در آمریکا وجود دارد؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که "وقتی اقیانوس را پیدا کردم" یک فیلم ویدئویی مستقیم به ویدئویی است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و داستان تخیلی یک دختر فراری مورد آزار و اذیت را در پسزمینه نژادپرستی و اعتراضات مشهور تبعیض نژادی سلما، آلاباما در سال ۱۹۶۵ به تصویر میکشد. بارها و بارها به خشونت تهدید میشود، با طرفداران کوکلاکس کلان مسلح به اسلحه، شکارچیان غیرقانونی با تفنگهای خود، و جمعیتهای خودسر که به دنبال مرد بیگناه آفریقایی-آمریکایی هستند. یک مرد به کسی که نوهاش را کتک زده، ضربه میزند. نژادپرستان سفیدپوست خودخواه ادعا میکنند که مرد آفریقایی-آمریکایی که لیلی را نجات داده، با اهداف جنسی او را ربوده است. شلیک گلوله برای ترساندن انجام میشود نه زخمی کردن. علائم کتک خوردن روی پشت یک کودک دیده میشود. یک پلنگ سیاه گرسنه که آزاد شده با داروی بیهوشی مورد اصابت قرار میگیرد. انتظار میرود که اظهارات و کلمات نژادپرستانه، از جمله کلمه "ن" شنیده شود. بسیاری از سفیدپوستان به عنوان شخصیتهای منفی به تصویر کشیده میشوند، در حالی که یک مرد بومی آمریکایی و یک مرد آفریقایی-آمریکایی به عنوان قهرمان نشان داده میشوند. کلمات "دوزخ"، "لعنت" و "مادرزن" شنیده میشود.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم با هدف ترویج بردباری، صداقت و شایستگی، نیت خوبی دارد، اما به گونهای سادهانگارانه این کار را انجام میدهد که درک تمام پیامهای مثبت آن دشوار است. لیلی بدون احساس و بیتفاوت به تصویر کشیده شده است، که این موضوع خلاء عاطفی را در مرکز داستان ایجاد میکند. بسیاری از صحنهها تصنعی و بیروح به نظر میرسند و توجه را به ناتوانی کارگردان معطوف میکنند، نه به میراث تاریخی تعصب و زشتیهایی که با آن همراه است. به افتخار فیلمسازان، باید گفت که آنها تلاش آشکاری برای توضیح دادن بیعدالتیهای اجتماعی و سیاستهای پشت پرده راهپیمایی از سلما به مونتگمری نکردهاند. با این حال، فیلمنامه تا حدی سادهانگارانه است که گاهی اوقات فراموش میکند به منطق درونی که قبلاً確立 شده بود، پایبند بماند. استعارههای دست و پا شکستهای به جای داستانسرایی چابک به کار گرفته شدهاند. در حالی که داستان به پایان نزدیک میشود، تلاش دیوانهواری برای جمعبندی گرههای داستانی وجود دارد و چندین پایان یکی پس از دیگری ارائه میشود، از جمله صحنهای کوتاه از پلنگ که دوباره به جنگل بازگشته است، که احتمالاً به صورت استعاری نشاندهنده امنیت مردم آفریقائیان-آمریکایی در آن زمان است.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































