تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: خیلی زیاد
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: متوسط
پیام مثبت: متوسط
خلاصه فیلم
ویرایشالکس (با بازی لوک ویلسون) یک رماننویس موفق است که به خاطر بدهیهای قمار ۱۰۰ هزار دلاری به وامدهندههای بسیار بداخلاق گرفتار شده. او فقط ۳۰ روز فرصت دارد تا پول را تهیه کند و تنها راهش این است که رمانش را تمام کند و بقیه پیشپرداخت را از ناشر بگیرد. اما مشکل اینجاست که او هنوز شروع نکرده. او یک منشینویس به نام اما (با بازی کیت هادسن) استخدام میکند تا بتواند کل رمان را برای او دیکته کند. در حالی که او داستان مثلث عشقی را که در دهه ۱۹۲۰ اتفاق میافتد (با شخصیتهایی که هادسن و ویلسون هم بازی میکنند) برای او تعریف میکند، داستان کتاب هم رابطه بین نویسندهای که داستان را تعریف میکند و زنی که گوش میدهد و مینویسد را تحت تاثیر قرار میدهد و هم منعکس میکند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد تفاوتهای عشق با «مسئولیتهای زندگی» و بدون آن صحبت کنند.
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که این فیلم شامل موارد و موقعیتهای جنسی است، از جمله یک صحنه جنسی طنز اما گرافیکی با برهنگی جزئی که برای رده سنی PG-13 قوی است. شخصیتها بدون هیچ تعهد معناداری رابطه جنسی دارند. شخصیتها الکل مصرف میکنند و از الفاظ زشت استفاده میکنند. خطرات و خشونت در یک زمینه طنز وجود دارد، اما تهدیدی واقعی و مرگ (به دلایل طبیعی) را به تصویر میکشد که برای طنز سیاه استفاده میشود. برای اطلاع از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبت نام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
الکس و اما دو داستان را به ما میدهد، نه بهخصوص رمانتیک و نه کمدی. هادسن آنقدر جذاب و گیراست که راحت میشود فراموش کرد این فیلم چقدر سرد و بیروح است. دیدن لبخند چشمگیر و زمانبندی بینقص هادسن همیشه لذتبخش است، اما تماشای یک مستند ۹۰ دقیقهای از هادسن در حال خرید مواد غذایی هم به همان اندازه سرگرمکننده خواهد بود. لوک ویلسون باورپذیر است اما بهعنوان یک مرد اول باورپذیر نیست. الکس به اما میگوید که نیازی ندارد بداند داستان به کجا میرود، چون شخصیتها کنترل را به دست میگیرند. این احتمالاً آرزوی چهار فیلمنامهنویس پشت این فیلم (از جمله کارگردان راب راینر) بود، چون اولین مشکل بزرگش این است که داستان — در واقع، هر دو داستان — فقط متوقف میشوند.همه کمدیهای رمانتیک حال و هوای قصههای پریان را دارند، پس عنصری از فانتزی نه تنها انتظار میرود، بلکه خوشآمد است. و نه تنها در قصههای پریان قابل قبول است که آدمها احمقانه رفتار کنند یا از پرسیدن سوالات ساده باز بمانند؛ بلکه از نظر روانشناختی به عنوان استعارهای از بیمنطقی عاشق شدن، درست به نظر میرسد. اما این فیلم از فانتزی به بیاحتیاطی سقوط میکند، و به طریقی که فقط بیدقتی است، ابتداییترین عناصر منطق را رها میکند. اگر راینر میخواهد به عنوان ناشر-پدرخواندهی پریان ظاهر شود، خوب است. اما بدون نوعی عصای جادویی، انتظار همراهی ما با طرح فیلم، از مشکل قمار رفت و برگشتی الکس، گرفتاریهای عاشقانه و مسدودیت نویسندگی او تا حقایق ابتدایی نحوهی کار نویسندگان، ویراستاران و ناشران، تا سرحد بیاحترامی به مخاطب، مضحک است.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.







































