درباره فیلم
داستانِ بیاخلاقیِ خوبِ بازسازیشده، جوانی، امتیاز، و قتل را بررسی میکند.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: خیلی کم
پیام مثبت: خیلی کم
خلاصه فیلم
ویرایشفیلم THOROUGHBREDS با نمایی از آماندا (با بازی اولیویا کوک) شروع میشود که با چاقویی بزرگ به چشمهای اسب زیبایی خیره شده است. در صحنه بعد، آماندا به عمارت باشکوهی در کنتیکت میرسد، جایی که منتظر لیلی (با بازی آنیا تیلور-جوی) است تا به او درس بدهد. معلوم میشود که این دو دانشآموز ۱۷ ساله دبیرستانی قبلاً دوستان خوبی بودهاند اما مدتی است که با هم صحبت نکردهاند. خیلی زود دوباره با هم آشنا میشوند. آماندا به زودی به لیلی اعتراف میکند که احساساتش را مثل یک فرد همدل معمولی پردازش نمیکند. بعد از اینکه لیلی اعتراف میکند که چقدر نمیتواند با ناپدری جدیدش، مارک (با بازی پل اسپارکس)، کنار بیاید، آماندا به لیلی پیشنهاد میکند که به کشتن او فکر کند. در ابتدا لیلی ناراحت میشود و ارتباطش را با آماندا قطع میکند، اما بعد از اینکه متوجه میشود مارک قصد دارد او را به مدرسه شبانهروزی برای دختران مشکلدار بفرستد، آماندا را استخدام میکند تا نقشه قتل را طراحی کند. در ابتدا این دو نفر سعی میکنند تیم (با بازی آنتون یلچین فقید) را که یک فروشنده مواد مخدر جزئی است، با باجگیری به قتل قراردادی وادار کنند، اما اوضاع طبق برنامه پیش نمیرود.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد خشونت در فیلم اسبهای اصیل صحبت کنند. آیا این خشونت عواقبی دارد؟ تفاوت بین اعمال خشونتآمیز از پیش برنامهریزیشده و ناگهانی در لحظه چیست؟
- فیلم چگونه وضعیت اجتماعی-اقتصادی و طبقه را بررسی میکند؟ آیا با دختران موافقید که افراد جوان سفیدپوست ثروتمند تقریباً قابل مجازات نیستند در مقایسه با کسانی که فقیر و در حال مبارزه هستند؟
- آیا در این فیلم الگوهایی وجود دارد؟ چرا فکر میکنید همدلی، که به نظر میرسد هر دو شخصیت اصلی از آن بیبهرهاند، یک قدرت شخصیتی مهم است؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که Thoroughbreds یک درام مستقل در مورد دو دختر نوجوان است که در کنتیکت حومهای مرفه، یک قتل را برنامهریزی میکنند. این فیلم با فیلمهای روانی آمریکایی، هترز و موجودات بهشتی مقایسه شده است، زیرا به بررسی دوستی شدید (زنانه) و نشان دادن این موضوع میپردازد که فقدان احساسات و همدلی میتواند به فاجعه منجر شود. این فیلم شامل چند صحنه خونین و آزاردهنده است، اما فقط در یک سکانس خشونت در مقابل دوربین اتفاق میافتد (دو بازیگر اصلی یک مرد را تهدید و مجروح میکنند که با زخمی خونین سر رها میشود). صحنههای دیگر به وضوح نشان میدهند که خشونت خارج از دوربین اتفاق افتاده است و در یکی از صحنهها، دستکش و لباس یک شخصیت با خون پاشیده شده است. در این فیلم از زبان تند و زننده (اغلب کلمات فحش) و برخی کنایهها استفاده شده است، اما هیچ صحنه عاشقانهای وجود ندارد. والدین و نوجوانانی که این فیلم را با هم تماشا میکنند، بعد از آن بحثهای زیادی خواهند داشت: نمایش وضعیت/امتیاز، بیاخلاقی برنامهریزی شده توسط شخصیتهای اصلی و حس استحقاقطلبی که نوجوانان تمایل به نشان دادن آن دارند. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبت نام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این درام مستقل جذاب با دو نقش آفرینی اصلی و بازی به یادماندنی آنتون یلچین، به قدری چشمگیر است که بیننده را به چشم پوشی از ضعف های فیلم وادار می کند. اگر فیلم اسب های اصیل را به عنوان نشانه ای در نظر بگیریم، کورای فینلی، نمایشنامه نویس و کارگردان فیلم، به نظر می رسد که مانند مارتین مک دونا، مجذوب خشونت، اخلاق و روش های مختلف آسیب رساندن انسان ها به یکدیگر است. فضای فیلم با چمن های آراسته و خانه های آجری وسیع (که نه تنها دیوارهای مرمری و ستون ها، بلکه تخت های برنزه کننده را نیز در خود دارد) برای درام دو زن جوان با مشکلات فراوان، ایده آل است. فینلی قضاوت را بر عهده مخاطب می گذارد (و هر یک از شخصیت ها را انسانی نشان می دهد)، اما در عین حال آنها را از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمی کند. همانطور که آماندا به لیلی می گوید، هیچ چیز واقعا شرورانه ای در مورد ناپدری اش وجود ندارد؛ او فقط یک آدم لعنتی است که آرزو می کند از زندگی اش خارج شود. او یک مرد بی ادب و بی ملاحظه است که می خواهد لیلی را به مدرسه شبانه روزی معادل مرکز بازپروری بفرستد. اسپارکس، باید گفت، به طرز ترسناکی در نقش مردی که بیشتر وقت خود را صرف کار بر روی بدنش می کند تا صحبت با همسر یا دخترخوانده اش، بازی خوبی ارائه می دهد.با وجود فضای تاریک فیلم، لحظات طنز فراوانی در آن وجود دارد که بیشتر آنها به لطف بازی یچین است، که این آخرین نقش او در سینما بود. در نقش یک فروشنده مواد مخدر ۲۵ ساله که رؤیای داشتن خانههایی مثل خانه مشتریان جوانش را دارد، شخصیت تیم یچین دیالوگهای به یادماندنی زیادی دارد. صحنهای که تیم متوجه میشود آماندا و لیلی او را تهدید میکنند تا مردی را به قتل برساند، فقط به این دلیل که سابقه کیفری دارد و ماریجوانا و مواد مخدر به نوجوانان ثروتمند میفروشد، به خاطر چهره غمگین و ناامید یچین قابل توجه است. او، مثل هر بیننده بالغ دیگری، میداند که آنها درست میگویند، دختران سفیدپوست و ثروتمند شانس دومی دارند که هرگز به او داده نخواهد شد. پرده آخر فیلم به اندازه مقدمه درخشان آن جذاب نیست، اما این درام جنایی، فکربرانگیز و گیراست.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.









































