تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: کم
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: زیاد
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایش) دو دوست صمیمی، فرانک کاستر و توماس جاشوا، در سال ۱۹۱۷ خانوادههای خود را در میسیسیپی ترک میکنند تا در شیکاگو کار و زندگی بهتری پیدا کنند. پس از رسیدن به «سرزمین موعود»، در نهایت در کشتارگاههای شیکاگو مشغول به کار میشوند، جایی که متوجه میشوند نژادپرستی که امیدوار بودند در میسیسیپی رها کرده باشند، به همان اندازه شایع است، و با مناقشات کارگری و کار ناپایدار در شرایط خطرناک همراه است. در حالی که جاشوا به جای آن به ارتش میپیوندد و در جنگ جهانی اول میجنگد، کاستر میماند و امیدوار است که پول کافی پسانداز کند تا همسرش (آلفری وودارد) و خانوادهاش را به شیکاگو بیاورد. وقتی همکارش از او میخواهد که با اتحادیه قصابان درگیر شود، کاستر در ابتدا شکاک است، زیرا معتقد است که اتحادیهها فقط راهی دیگر برای سفیدپوستان است تا آفریقایی-آمریکاییها را سرکوب کنند. اما پس از گوش دادن به سخنرانیهای الهامبخش در یک جلسه اتحادیه، فرانک متقاعد میشود که کار سازمانیافته راهی برای فراتر رفتن از تبعیض نژادی و بهبود شرایط کاری برای همه کارگران است. با وجود مواجهه با شک و تردید شدید از سوی همکاران آفریقایی-آمریکایی خود، از جمله «هوی» (موسی گان)، که با حرارت معتقد است که اتحادیه از کارگران سیاهپوست در زمانی که بیشترین نیاز به کمک دارند، حمایت نخواهد کرد، کاستر شروع به متقاعد کردن تعداد بیشتری از آفریقایی-آمریکاییها برای پیوستن به اتحادیه میکند. با این حال، تنشها فقط پس از پایان جنگ جهانی اول تشدید میشود، و مردان سفیدپوستی که در جنگ جنگیدهاند، انتظار دارند شغلهای خود را پس بگیرند، و روسای صنعت بستهبندی گوشت راههای جدیدی برای ادامه استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» بر اساس نژادپرستی و تبعیض قومی میان کارگران خود پیدا میکنند تا بتوانند نیروی کاری را حفظ کنند که همیشه مایل به کار با دستمزد کمتر است. این امر به اوج خود میرسد و به چیزی تبدیل میشود که به عنوان «شورش نژادی شیکاگو در سال ۱۹۱۹» شناخته میشود، و در حالی که جاشوا از مبارزه در خیابانها در انتقام از سفیدپوستانی که محله آنها را به آتش کشیده و مردان، زنان و کودکان آفریقایی-آمریکایی را کشتهاند، دفاع میکند، کاستر میخواهد باور کند که اتحادی که برادری جهانی را موعظه میکرد، همچنان به منافع او توجه خواهد کرد، به ویژه اکنون که او قادر به کار در کشتارگاهها نیست، زیرا دیگر نمیتواند بهطور ایمن از محلههای سفیدپوستنشین عبور کند تا به آنجا برسد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد رویدادهایی که در فیلم The Killing Floor به تصویر کشیده شده است، صحبت کنند. چه چیزی یاد گرفتید؟ فیلم چه چیزی در مورد ارتباط بین نژادپرستی و نابرابری اقتصادی به نظر میرسد پیشنهاد میکند؟
- این فیلم چگونه الگوی «تفرقه بینداز و حکومت کن» را در میان کارگران کشتارگاه نشان میدهد تا اطمینان حاصل شود که همیشه کارگرانی وجود خواهند داشت که حاضر به کار با دستمزد کمتر و بدون امنیت شغلی هستند؟
- چه چیزی در مورد بحثهای فرانک و هوی در مورد نگرش آمریکاییهای آفریقاییتبار نسبت به اتحادیههای کارگری در دورهای که این فیلم در آن قرار دارد، پیشنهاد میکند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که فیلم "کف خون" یک درام سال ۱۹۸۴ است که در آن مردی آفریقایی-آمریکایی در دوران جنگ جهانی اول به شیکاگو نقل مکان میکند، در کشتارگاهها مشغول به کار میشود و در جنبش کارگری شرکت میکند. این فیلم که در دوران جنگ جهانی اول و پس از آن اتفاق میافتد، با پسزمینهای از تنشهای کارگری و شورش نژادی شیکاگو در سال ۱۹۱۹، نژادپرستی را به عنوان موضوعی محوری مطرح میکند. در این فیلم، کلمات نژادپرستانهای مانند "N" به کرات استفاده شده است، از جمله در گرافیتیهای نژادپرستانه روی یک پل که تهدیدی برای آفریقایی-آمریکاییهایی است که برای رسیدن به محل کارشان مجبورند از محلههای سفیدپوستنشین عبور کنند. در دورهای که آمریکاییها در حال بازنگری در تاریخ خود و نقش نژادپرستی سیستماتیک در گذشته و حال زندگی آمریکایی هستند، این فیلم بهشدت بهموقع و مرتبط است. این فیلم میتواند بحثهایی را در میان خانوادهها در مورد پیشداوریهای نژادی و قومی، ظهور اتحادیههای کارگری و جنبش کارگری، و همچنین چگونگی دامن زدن صاحبان صنایع بزرگ (در این مورد، صنعت بستهبندی گوشت) به تنشهای نژادی و قومی برای تضمین وجود نیروی کار ارزان و بدون امنیت شغلی، برانگیزد. فیلم به طور عمیق و ظریف به بررسی این مسائل میپردازد و ارتباطات بین طبقه اقتصادی و نژاد را بهخوبی نشان میدهد، اینکه چگونه رهبران اتحادیهها تلاش کردند برای منافع بزرگتر، فراتر از نژادپرستی و تعصب بروند، و چالشهایی که شخصیت اصلی با آن مواجه است تا آفریقایی-آمریکاییها را به پیوستن به اتحادیه متقاعد کند، در حالی که بسیاری از آفریقایی-آمریکاییها اتحادیهها را به عنوان نهادی دیگر میبینند که پولشان را میگیرد و فقط به فکر منافع سفیدپوستان آمریکایی است. از نظر محتوا، صحنههای خشونتآمیز وجود دارد، از جمله صحنههایی که مردان سفیدپوست از داخل ماشین به سمت آفریقایی-آمریکاییهایی که روی پلههای آپارتمانهایشان نشستهاند، شلیک میکنند، اجساد روی خیابانها، و آشوبطلبانی که آجر به سمت رهبران اتحادیه پرتاب میکنند. همچنین صحنههایی از نوشیدن الکل در بار، اتاق رختکن کارکنان بعد از کار، و داخل واگن قطار وجود دارد. علاوه بر توهینهای نژادی و کلمات قدیمی برای توصیف آفریقایی-آمریکاییها مانند "رنگینپوستان"، توهینهای قومی نیز استفاده شده است. برای آگاهی از فیلمهای مشابه، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی "شب فیلم خانوادگی" ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
در حالی که اتفاقات به تصویر کشیده شده در این فیلم بیش از 1۰۰ سال پیش رخ داده است، میتوان به راحتی دید که چگونه آنها در شکلگیری واقعیتهای معاصر نقش داشتهاند. این اتفاقات و مسائل، تلاقی کار، طبقه، نژاد، قومیت و مهاجرت، با فیلم "کف کشتار" به وضوح قابل توجهی به تصویر کشیده شدهاند، و دههها پس از انتشار آن، همچنان فیلمی بسیار مرتبط و مهم است. در زمانی که مردان در کشتارگاههای شیکاگو با حقوق کم و شرایط وحشتناک کار میکردند و از یکدیگر جدا نگه داشته میشدند، بارونهای صنعت بستهبندی گوشت از استراتژی "تفرقه بینداز و حکومت کن" استفاده میکردند که ریشه در بهرهبرداری از تعصبات نژادی و قومی داشت. جنبش کارگری نوپا برای روزهای کاری ۸ ساعته و اضافهکاری با حقوق یک و نیم برابر مبارزه کرد. آنها در حالی این را تبلیغ میکردند که همچنین برای برادری جهانی کارگران که فراتر از این اختلافات نژادی و قومی قابل بهرهبرداری بود، موعظه میکردند، به خصوص در شیکاگو. در حالی که این سخنرانی به طرز شگفتانگیزی مترقی و هدفی نجیب است، واقعیت توسط آنچه به عنوان "شورش نژادی شیکاگو در سال ۱۹۱۹" شناخته شد، مخدوش شد، زمانی که یک کودک آفریقایی-آمریکایی در حالی که در دریاچه میشیگان شنا میکرد، به طور تصادفی وارد یک ساحل "فقط برای سفیدپوستان" شد و تا زمانی که غرق شد، با سنگ مورد اصابت قرار گرفت.خانوادههایی که به دنبال زمینههای تاریخی بیشتری در مورد نژادپرستی سیستماتیک هستند که بسیاری از آمریکاییها شروع به تلاش برای درک بهتر آن کردهاند، تماشای فیلم "کف کشتار" ضروری است. بازی بازیگران در سراسر فیلم فوقالعاده است و داستان از پیچیدگیهای دشوار و حقایق تلخ دوری نمیکند. این فیلم باید بحث و گفتگو را در مورد آنچه از زمان وقایع به تصویر کشیده شده در فیلم تغییر کرده و چه چیزهایی تغییر نکرده، الهام بخش باشد. اینکه چگونه وقایعی مانند این همچنان داستان پنهان آمریکا را تحت تاثیر قرار میدهند، توسعه جنبش کارگری و اینکه از اینجا به بعد چگونه میتوانیم برای ساختن جامعهای عادلانهتر تلاش کنیم.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































