درباره فیلم
انیمیشن «سگهای قطب شمال» داستان یک روباه قطبی سفید به نام «سوئیفتی »است که آرزو دارد مانند سگهای ممتاز که پستچیهایی مشهور و قوی هستند یک سگ ممتاز شود و این درحالی که او یک روباه است. این انیمیشن به مسئلهی خودباوری و اعتمادبهنفس در میان موجودات اشاره میکند و این فیلم مصداق خوبی برای ضربالمثل «هر کسی را بهر کاری ساختند» است.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی کم
ترس: کم
ناهنجاری اجتماعی: کم
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشسوئیفتی روباهی قطبی است که آرزو دارد مانند سگهای ممتاز، پستچی مشهوری شود، درحالیکه او یک روباه است و جثهاش از سگها بسیار کوچکتر است. اما او از تلاشکردن دست برنمیدارد، تااینکه سگهای نگهبان به دست شیردریایی بدجنس دزدیده میشوند و کار رساندن بستهها به سوئیفتی میرسد. او زمانیکه بستهی شیردریایی را به خانهاش میبرد متوجه میشود سگهای ممتاز در آنجا زندانی هستند. پس با کمک دوستانش سعی میکند جلوی شیردریایی که قصد نابودکردن کرهی زمین را دارد بگیرد و سگهای ممتاز را نجات دهد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- از کودک خود بپرسید به نظرت گرمشدن کرهی زمین چه آسیبی به حیوانات و انسانها وارد میکند؟ چه چیزهایی باعث گرمشدن کره زمین میشود؟ چرا شیردریایی میخواست قطب را نابود کند؟ چه هدفی داشت؟ تو هم مثل سوئیفتی دوستداشتی شبیه شخص دیگری باشی؟ برای تو هم پیش آمده که مثل جید کاری انجام بدی و بعد متوجه بشی که غلط بوده؟ خلاصه: به نظرت چه چیزی باعث شد سوئیفتی بتواند به خود ایمان بیاورد و روباه ممتازی بشود؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشسوئیفتی روباه قطبی سفیدی است که آرزو دارد مانند سگهای ممتاز، پستچی مشهوری شود، درحالیکه یک روباه است. سوئیفتی هرروز تلاش میکند تا بتواند به آرزویش برسد. اما در انتها متوجه میشود برای اینکه به آرزوهایش برسد لازم نیست ماهیت خود را تغییر دهد؛ او میتواند یک روباه ممتاز باشد.
پس او با تلاشهای خود تبدیل به یک روباه ممتاز میشود و از دیگر تواناییهای حیوانات نیز برای کار پستچیبودن استفاده میکند. او از موشها برای رساندن بستههای کوچک و از بزهای کوهی برای رساندن بستههایی که در کوهها هستند استفاده میکند.
درمورد اینکه همهی انسانها تواناییهای منحصربهفرد دارند با فرزندتان صحبت کنید. به آنها گوشزد کنید مهم این است که بفهمند توانایی آنها در انجام چه کاری است زیرا بسیاری از کودکان در سنین پایین اعتمادبهنفس خود را در انجام کارها از دست میدهند و ممکن است در یکسری از مهارتها خوب یا بد باشند. میتوانید با آوردن مثالی از انیمیشن به کودکتان اعتمادبهنفس دهید و او را تشویق کنید که در کارهایی که استعداد دارد خود را تقویت کند.
شیر دریایی یک موجود نخبه و باهوش است و توانایی زیادی در اختراع وسایل دارد و آرزویش این است که مشهور شود. اما او برای تحقق آرزوهایش دست به کارهای خبیثانه میزند و با نیت شوم میخواهد کرهی زمین را نابود کند. این درحالی است که شیر دریایی میتوانست با اختراعهایش به طبیعت و موجودات آن کمک کند و شخصیت محبوبی شود. اما او راه دیگری انتخاب میکند. درمورد انتخابهای خوب و بد انسانها با فرزندتان صحبت کنید.
خلاصه: سوئیفتی در این انیمیشن یاد میگیرد که مهم نیست که یک روباه کوچک است یا یک سگ بزرگ؛ مهم این است که به خود اعتماد داشته باشد و با تلاش و کوشش به آرزوهایش برسد. درخصوص اعتمادبهنفس و پشتکار سوئیفتی با کودکتان صحبت کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این ماجراجویی حیوانات برفی علیرغم داشتن گویندگان سرشناسی، ناامیدکننده است و بیشتر مناسب یک ویژهبرنامه تلویزیونی کوتاه یا استریم است تا یک فیلم سینمایی. حتی پیشفرض اولیه آن سست است: سگهای برتر مسابقهدهنده ایدیتارود نیستند، آنها پستچی هستند، بنابراین مشخص نیست چرا آنها ستاره هستند وقتی که تمام شهر پر است از کمکرسانان جامعه که برای زندگی در تایگاسویل به همان اندازه اهمیت دارند. گویندگی خوب است (اگرچه کلوم به اندازه همبازیهایش بیانگر نیست)، اما موسیقی پیشران یا سکانسهای ماجراجویی هیجانانگیزی وجود ندارد که این فیلم را متمایز کند.بینندگان جوانتر (با سن تکرقمی) ممکن است روایت و انیمیشن نهچندان جذاب را نادیده بگیرند و بر شخصیتهای بامزهتری مانند پفینهای عجیب و غریب و همکاران محل کار سوئیفت، لمی آلباتروس (جیمز فرانکو) و پی.بی. خرس قطبی عقلکل (الک بالدوین) تمرکز کنند. اما کودکان بزرگتر و والدینی که به انیمیشنهای لایهدارتر، موسیقیاییتر و هیجانانگیزتر عادت دارند،疑問 خواهند داشت که فیلمسازان چه مخاطبی را هدف قرار دادهاند. البته، پیامی زیستمحیطی وجود دارد که میتوان از آن استخراج کرد، اما این پیام بهجای اینکه در داستان بافته شود، به آن چسبانده شده است و سوئیفت بهسختی آنقدر دوستداشتنی است که بتواند داستان را پیش ببرد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.









































