درباره فیلم
خودکشی در این درام علمی تخیلی غمانگیز به تصویر کشیده و مورد بحث قرار میگیرد.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: خیلی کم
خلاصه فیلم
ویرایشدر دو سالی که از اثبات وجود زندگی پس از مرگ توسط دانشمند توماس هاربر (با بازی رابرت ردفورد) میگذرد، بیش از چهار میلیون نفر با خودکشی در THE DISCOVERY به زندگی پس از مرگ رسیدهاند. در یک مصاحبه زنده، اولین مصاحبه توماس در دو سال اخیر، او اعلام میکند که خود را مسئول این مرگها نمیداند؛ بلافاصله پس از این گفته، فیلمبردار اسلحهای به سر خود میگذارد و جلوی میلیونها بیننده خود را میکشد. پسرش، یک متخصص مغز و اعصاب به نام ویل (با بازی جیسون سیگل)، معتقد است پدرش مسئول این مرگهاست (و همچنین خود ویل، زیرا برخی از تحقیقات او الهامبخش توماس بوده است) و سوار کشتی به سمت جزیرهای دورافتاده میشود تا با پدرش روبرو شود و از او بخواهد تا اشتباهش را جبران کند و یافتههایش را نادرست اعلام کند تا این موج خودکشی گسترده متوقف شود. در کشتی، ویل با ایسلا (با بازی رونی مارا) آشنا میشود که چهرهاش برایش آشناست اما نمیداند از کجا. در جزیره، ویل به عمارتی دورافتاده میرسد که پدرش در آن تحقیقاتش را در فضایی شبهفرقهای انجام میدهد و همه کسانی که تحت مراقبت او هستند دست به خودکشی زدهاند. بعداً، در یک پیادهروی، ویل زندگی ایسلا را نجات میدهد بعد از اینکه او تلاش میکند در اقیانوس غرق شود. ایسلا به عمارت برده میشود تا زندگی کند. در جلسهای با همه ساکنان عمارت، توماس اعلام میکند که ماشینی ساخته است که آنچه را که مردگان در زندگی پس از مرگ میبینند، ضبط میکند. ویل به شدت از تمایلات فزاینده پدر خود به عنوان یک منجی و رهبر فرقه، و همچنین عدم پذیرش خودکشی همسرش و مادر ویل، آشفته میشود. ویل باید راهی برای فهمیدن آنچه که این ماشین واقعاً نشان میدهد، و معنای آن برای پدرش، برای خودش، و برای ارتباط مرموزش با ایسلا پیدا کند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد این موضوع بحث کنند که در فیلم دیسکاوری، بیش از چهار میلیون نفر از زمان ارائه شواهد مبنی بر وجود زندگی پس از مرگ، دست به خودکشی زدهاند. این فیلم چگونه به موضوع خودکشی میپردازد؟ چگونه رنج شخصیتهایی را که عزیزانشان دست به خودکشی زدهاند، به تصویر میکشد؟
- در داستانهای علمی تخیلی که درباره آینده گمانهزنی میکنند، بهترین فیلمها، کتابها و برنامههای تلویزیونی، تمام پیامدهای یک فرضیه را بررسی میکنند. به جز خودکشیهای جمعی که در فیلم مورد بحث قرار گرفت، چه اتفاق دیگری ممکن است در جامعه، دولتها و مذهب رخ دهد اگر وجود زندگی پس از مرگ به صورت علمی اثبات شود؟ چرا فکر میکنید این پیامدها در این فیلم مورد توجه قرار نگرفتند؟
- چگونه از رنگ برای ایجاد حال و هوا استفاده شده است؟ چه مثالهایی در فیلمهای دیگر وجود دارد که در آن رنگهای غالب سعی در افزایش اکشن و تمها داشتهاند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که فیلم «دیسکاوری» محصول ۲۰۱۷ نتفلیکس است و در آن رابرت ردفورد نقش دانشمندی را بازی میکند که وجود زندگی پس از مرگ را کشف کرده است، کشفی که منجر به میلیونها خودکشی میشود. در چند دقیقه اول، یک فیلمبردار در حین مصاحبه تلویزیونی زنده با شخصیت ردفورد، خودش را با شلیک گلوله به سر میکشد. زنی تلاش میکند با غرق شدن در اقیانوس خودکشی کند. خودکشی جمعی — یک تابلو اطلاعرسانی دیجیتال در مکانهای مختلف در سراسر فیلم وجود دارد که تعداد خودکشیها را بیش از چهار میلیون نفر نشان میدهد — و خودکشی به طور مکرر مورد بحث قرار میگیرد؛ به خانوادههایی که در حال سوگواری به دلیل از دست دادن عزیزانشان به دلیل خودکشی هستند، توصیه میشود که این فیلم را تماشا نکنند. به کسانی که از افسردگی رنج میبرند نیز توصیه میشود که از تماشای این فیلم خودداری کنند — رنگ غالب در فیلم خاکستری است، شخصیتها افسرده و بیحس هستند، و فضایی غمانگیز و ملالآور بر تقریبا هر صحنهای سایه افکنده است. زنی آشفته با شلیک گلوله زنی دیگر را میکشد. استفاده مکرر از کلمه لعنتی. کشیدن سیگار و سیگار برگ. به طور کلی، داستان فیلم به خوبی توسعه نیافته است و در نتیجه، حتی کافی نیست تا بحث در مورد زندگی پس از مرگ، واقعیتهای جایگزین و خودکشی را با خانوادهها الهام بخشد. برای اطلاع از فیلمهای بیشتر در این سبک، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبت نام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم میتوانست خوب باشد، اما نتیجهٔ نهایی آن احساس فرصت از دست رفته و ناکامی آزاردهندهای را به بیننده میدهد. یک داستان جالب به همراه بازیگران با استعداد و حتی نمادین معمولاً امیدهای زیادی را برمیانگیزد و انتظارات را برآورده میکند. و وقتی نتیجهٔ نهایی بسیار کمتر از پتانسیل فیلم باشد، همانطور که در این فیلم است، ناامیدی تنها به اندازهٔ سنگین و افسردهکننده بودن محصول نهایی است.(اسپویلر) در صورتی که کسی از فضای فیلم مطمئن نبود، بعد از اینکه فیلمبردار در تلویزیون زنده با شلیک به سرش خودکشی کرد، نگران نباشید، چون تقریباً بقیه فیلم به رنگ خاکستری جسد است. و اگر این کافی نباشد، بازیگران دیالوگهایشان را در خوابآلودگی شدید و به شکلی بسیار غمانگیز و تیره بیان میکنند که بدترین آثار آین رند و ام. نایت شامالایان در مقایسه با آن شاد و سرزنده به نظر میرسند. هیچ اثری از طنز به عنوان مکانیسم مقابله وجود ندارد -- نزدیکترین چیزی که این شخصیتها به رهایی میرسند، تماشای نواختن بیقاعده آکوردهای ایندی-راک توسط ریشو گروه با گیتار الکتریکش است. و چگونه دین، دولت و جامعه تحت تأثیر این کشف زندگی پس از مرگ قرار میگیرند؟ حتی در اینجا به آن پرداخته نشده است. برخلاف فیلمی مانند بچههای مرد، که در آن پیشفرض به همان اندازه جذاب و خطرناک به طور کامل با شخصیتهایی که اجازه دارند طیفی از احساسات فراتر از یکنواختی غمانگیز را تجربه کنند، کاوش میشود، پیامدها به ندرت بررسی میشوند.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.












































