تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: متوسط
خلاصه فیلم
ویرایشدر رادیو فلایر، برای اثبات به بچههایش که وعدهها معنا دارند، مایک (تام هنکس) از دوران کودکیاش برایشان میگوید. در سال ۱۹۶۹، مایک جوان (الیجا وود) و برادر کوچکترش بابی، با مادرشان (لورین براکو) و سگ گله آلمانیشان، از شهری به شهر دیگر میروند و به شهر جدیدی نقل مکان میکنند. وقتی به شهر جدید میرسند، مادرشان با مردی آشنا میشود و به زودی با او ازدواج میکند، مردی که اصرار دارد او را "پادشاه" صدا کنند. به زودی مشخص میشود که "پادشاه" الکلی است و از نظر جسمی و کلامی به بابی بدرفتاری میکند. بابی از مایک میخواهد به مادرشان در مورد کتک خوردنهایش چیزی نگوید. در همین حال، بچهها به ماجراجوییهایی میروند که از نظر مایک جادوی واقعی کودکی است، جادویی که با بلوغ از بین میرود. در محله افسانهای وجود دارد از پسری در دهه ۵۰ که با دوچرخهاش از تپهای تندپایه پایین آمد و از رمپی بالا رفت و زنده ماند تا در مورد آن صحبت کند. آن تپه اکنون به نام آن پسر نامگذاری شده است. بچهها فکر میکنند از ناپدری وحشتناکشان خلاص شدهاند وقتی مادرشان بالاخره متوجه اتفاقاتی که میافتد میشود و "پادشاه" به زندان فرستاده میشود. اما وقتی "پادشاه" زودتر از زندان آزاد میشود و با التماس از مادرشان میخواهد که او را بپذیرد، او قبول میکند و چرخه بدرفتاری بدتر از قبل میشود. الهام گرفته از افسانه پسر دوچرخهسوار، بچهها تصمیم میگیرند کالسکه رادیو فلایر خود را به هواپیمای دستساز تبدیل کنند. بیلی قول میدهد از هر شهر جدیدی که در سراسر جهان بازدید میکند، کارت پستال برای مایک و مادرشان بفرستد. حالا بچهها باید راهی پیدا کنند تا کالسکه را به بالای تپه برسانند و برای پرواز آماده کنند قبل از اینکه "پادشاه"، پلیس و مادرشان سعی کنند جلویش را بگیرند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد نحوهی برخورد فیلم رادیو فلایر با موضوع سوءاستفاده از کودکان صحبت کنند. آیا فیلم در نمایش صحنهی کتک خوردن پسربچه توسط ناپدری الکلی، بیش از حد تصویری و خشن بود یا خیر؟
- این فیلم عمدتا در سال ۱۹۶۹ اتفاق میافتد. جامعه ما چگونه در مورد نحوه برخورد با خشونت خانگی و کودکآزاری و آزاردهندگان تغییر و تحول یافته است؟
- اگر شما یا کسی که میشناسید مورد آزار و اذیت قرار گرفته، چه کاری باید انجام دهید؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که فیلم Radio Flyer یک فانتزی درام در سال ۱۹۹۲ است. راوی (تام هنکس) برای نشان دادن اهمیت وفای به عهد، داستان کودکی خود را برای فرزندانش بازگو میکند، بهخصوص زمانی که برادر کوچکترش قربانی خشونت فیزیکی از سوی ناپدری الکلیاش بود. صحنههای کتک خوردن نشان داده نمیشود، اما در یکی از صحنههای ابتدایی، ناپدری در حین ماهیگیری سیلی محکمی به صورت پسر میزند. کبودیهای بدن پسر نشان داده میشود. پسر از برادر بزرگترش میخواهد که موضوع خشونت را مخفی نگه دارد. مادر بهخاطر مشغله زیاد در کارش بهعنوان پیشخدمت رستوران، از این موضوع بیخبر است تا زمانی که وضعیت بهقدری بد میشود که ناپدری به زندان میافتد. وقتی ناپدری از زندان آزاد میشود، با چشمانی اشکبار از مادر عذرخواهی میکند و از او میخواهد که او را ببخشد. سگ آنها به ناپدری حمله میکند و بعداً در کوچه پشت خانهشان، زخمی و رها شده توسط ناپدری پیدا میشود. بچهها در محله توسط نوجوانان قلدر مورد آزار قرار میگیرند. برادر بزرگتر یکی از قلدرها را لگد میزند. بعداً قلدرها به بهانه فوتبال، با برادر بزرگتر بدرفتاری میکنند. در فیلم گاهی الفاظ زشت مانند «s--t» و ابتدای کلمه «f--k» شنیده میشود. شوخیهای مربوط به مدفوع و باد شکم سگ وجود دارد. برای آگاهی از فیلمهای مشابه، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم پرسشهای زیادی را مطرح میکند و به برخی از آنها پاسخ نمیدهد. واقعاً چه اتفاقی برای آن پسر بچه افتاد که گفته میشود از دست ناپدری الکلی و آزارگرش با سوار شدن بر یک گاری قرمز کوچک که به هواپیمایی تبدیل شده بود، فرار کرده است؟ آیا پدری که این داستان دوران کودکیاش را برای بچههایش تعریف میکند، پایانی شیرین برای آن انتخاب کرده تا آنها را از واقعیتی تلخ که در بقیه داستان بیان کرده، دور نگه دارد؟ آیا این پایان، بهانهای است برای فرار از واقعیت با استفاده از رئالیسم جادویی؟ آیا این قابل قبول است که فیلمی نشان دهد پسری میتواند از آزار کودکانه فرار کند با سرعتی زیاد از تپهای پایین برود در حالی که با استفاده از قطعات مختلف، گاریاش را به یک ماشین پرنده تبدیل کرده است؟حتی به عنوان فیلمی که در زمانی اتفاق میافتد که هنوز چرخههای سوءاستفاده، پنهانکاری و انکار، که اکنون به عنوان موانع شناختهشدهای برای کمک به قربانیان خشونت خانگی شناخته میشوند، درک نشده بودند، و زمانی که قانون در این موارد دخالت کمتری داشت، رادیو فلایر در تلاش برای ترکیب داستانی از بلوغ که واقعیت تلخ و جادوی کورکورانه را با هم میآمیزد، شکست میخورد. و استفاده از «قولها معنا دارند» به عنوان درس اخلاقی در داستانی که برادر بزرگتر به قولش به برادر کوچکترش عمل میکند و به مادرشان نمیگوید که توسط ناپدریاش کتک میخورد، در حالی که قطعاً در شرایطی که در فیلم ترسیم شده، قابل باور است، به نظر روشی ضعیف و مثالی نامناسب برای آموزش این درس است.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































