تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: خیلی زیاد
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: زیاد
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشمیدان کشتار، داستانی واقعی و مشابه با آنچه در فیلم اول پدرم را کشتند روایت میشود، اما اینجا تمرکز بر تلاشهای خبرنگاران جنگی خارجی است که تلاش میکنند تا سرنوشت میلیونها کامبوجی بیگناه را که توسط بمبهای آمریکایی و یک دولت کمونیستی شورشی که با ترور و قتل حکومت میکرد، نابود میشدند، آشکار کنند. سیدنی شانبرگ (با بازی سم واترستون)، روزنامهنگاری برنده جایزه و مصمم از نیویورک تایمز است که جان خود را به خطر میاندازد تا حقیقت بمبارانهای مخفیانه آمریکا در کامبوج را در حالی که جنگ ویتنام در حال شکست بود و هرج و مرج را به کشور همسایه در جنوب شرق آسیا میبرد، آشکار کند. همکار او در روزنامهنگاری و مترجمش، دیت پرون (با بازی هینگ اس. نور)، یک کامبوجی باهوش و شجاع است که او نیز روزانه جان خود را برای نیویورک تایمز به خطر میاندازد. شانبرگ خود، پرون و خانوادهاش را در لیست تخلیه قرار میدهد، اما تصمیم میگیرد در کشور بماند و داستان را پوشش دهد. پرون از روی وفاداری و احساس وظیفه، خانوادهاش را سوار هلیکوپتر میکند و با شانبرگ در کشور میماند. وقتی شرایط آنها را مجبور به تخلیه با آخرین خبرنگاران باقیمانده میکند، خمرهای سرخ، که اکنون کاملاً کنترل را در دست دارند، اجازه خروج کامبوجیها را نمیدهند. تلاشهایی برای جعل پاسپورت بریتانیایی برای پرون صورت میگیرد اما ناموفق است. یک سوم پایانی فیلم بر روزهای پرون به عنوان یک کارگر اجباری که مورد بدرفتاری و گرسنگی قرار گرفته تمرکز دارد، او پس از سالها موفق به فرار و ر میشود. شانبرگ در خانه، نامههایی به سازمانهای پناهندگان مینویسد و احساس گناه میکند که پرون را مجبور به ترک زودتر نکرده است. توجه داشته باشید که پرون پس از بازگشت به ایالات متحده، به مدت سالها به عنوان عکاس برای نیویورک تایمز کار کرد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد این موضوع صحبت کنند که چرا پران در فیلم «میدانهای کشتار» در کنار شانبرگ ماند، در حالی که فرصت داشت با خانوادهاش آنجا را ترک کند. آیا فکر میکنید پران حاضر بود برای به دست آوردن داستانهای بیشتر برای نیویورک تایمز جان خود را به خطر بیندازد؟ آیا امکان دارد پران باور داشت که شانبرگ بدون کمک او زنده نمیماند؟
- قصد خمرهای سرخ وحشی و سرکوبگر کشتن همه افراد تحصیل کرده بود -- معلمان، پزشکان، وکلا -- تا بتوانند مردم ناآگاه را با روش جدید زندگی خود شستشوی مغزی دهند، به آنها دروغ بگویند، و کنترل کنند. به نظر شما کشتن افراد تحصیل کرده یک جامعه چه تاثیری می تواند بر آینده یک کشور داشته باشد؟
- چرا فکر میکنید پاکسازی قومی و نسلکشی در طول تاریخ تکرار میشوند؟ به نظر شما چه هدفی را برای رژیمهای سرکوبگر محقق میکند؟
- چه اقداماتی میتوانیم به عنوان یک جامعه انجام دهیم تا اطمینان حاصل کنیم که این جنایات دوباره تکرار نمیشوند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که کشتارگاه فیلمی درام مربوط به سال ۱۹۸۴ است که دربارهٔ وحشتهای رژیم کامبوج در دههٔ ۱۹۷۰ میباشد، وحشتهایی که تا حدی بهخاطر سیاستهای اشتباه آمریکا در طول جنگ در ویتنام همسایه رخ داد. یک خبرنگار آمریکایی بهخاطر پوشش دادن به این فجایع بیش از حد در آنجا میماند و شریک و مترجم کامبوجی خود را در آنجا رها میکند تا تحت حکومت خمرهای سرخ، رژیمی خشن که بهخاطر بیتوجهی به زندگی انسانها و پاکسازی دو میلیون شهروند بیگناه از کشور شناخته شده است، شکنجه، گرسنگی و کار اجباری را متحمل شوند. قتلهای خونین، بمبارانها و فجایع غیرقابل توصیف بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم نشان داده میشوند. مردی با پسربچهای در آغوشش روی مین قدم میگذارد و هر دو میمیرند. صدها جسد و اسکلت در جادهها و شالیزارها پراکندهاند. بیرحمی بهطور گستردهای نشان داده میشود، اما مهربانی و سخاوت نیز بههمان اندازه نشان داده میشود، درحالیکه مردم با هم کار میکنند تا جان دیگران را نجات دهند. کودکان هم خبرچین و هم قاتل هستند. بزرگسالان الکل مینوشند و سیگار میکشند. الفاظی مانند فحش و مدفوع در فیلم بهکار رفته است. برای اطلاع از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم پرتنش و پرشتاب، درباره دورهای دشوار و خونین در تاریخ آمریکا و جنوب شرق آسیا است. کشتزارهای مرگ، بر اساس تجربیات واقعی شانبرگ و پران در پوشش حکومت خونین خمرهای سرخ در کامبوج، مخاطب را بهطور متقاعدکنندهای به آن دوران وحشتناک میبرد.هاینگ اس. نور، پزشک اهل کامبوج، نقش دیت پرون را با تمرکز و شدت حیرتانگیزی بازی میکند. به نظر میرسد که پرون خودش را بازی میکند. واترستون در به تصویر کشیدن مردی که به شدت به دنبال داستان است، به خوبی عمل میکند، به طوری که او به نظر میرسد درک درد و رنج قربانیان را از دست میدهد. در یک صحنه در نیویورک، شانبرگ نواری از اعمال بد در کامبوج را تماشا میکند و به نظر میرسد که از نوار بیشتر از دیدن فجایع واقعی که شخصاً شاهد آن بوده، تحت تأثیر قرار میگیرد. به اعتبار فیلم، شانبرگ در اینجا به عنوان یک قهرمان به تصویر کشیده نمیشود. او اغلب متکبر و بیصبر است. تکبر و تعصب او در پیگیری داستانها او را به یک خبرنگار بزرگ تبدیل میکند، اما نه به یک انسان. او میداند که باید اصرار میکرد پرون در زمانی که اوضاع امن بود، کامبوج را ترک کند، اما برای شانبرگ بهتر بود که مترجم ضروری خود را نزد خود نگه دارد، بنابراین او دوست و همکارش را تحت فشار قرار نداد تا در زمانی که امکان داشت، خودش را نجات دهد. به علاوه، پرون همسر و فرزندانی داشت و شانبرگ هیچ کس نداشت، و بین خطوط، میتوانید پرترهای واقعی از شخصیت خوب را در مقابل پرخاشگری و جسارت تشخیص دهید.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































