تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: متوسط
خلاصه فیلم
ویرایشاستخوانهای اصلی داستان آلیس گریس که از تیترهای خبری قرن نوزدهم الهام گرفته شده، حقیقی است: گریس مارکس (با بازی سارا گدون) مهاجری ایرلندی و خدمتکاری جوان بود که به جرم قتل کارفرمای خود، توماس کینر (با بازی پل گراس) و سرپرست خانهاش، نانسی مونتگومری (با بازی آنا پاکوین) به همراه دستیار اصطبل، جیمز مکدرموت (با بازی کر لوگان) محکوم شد. جیمز اعدام شد؛ گریس به حبس ابد محکوم شد اما پس از گذراندن ۳۰ سال در زندان، از این جرم تبرئه شد. در این درام که بر اساس کتاب مارگارت اتوود با همین نام ساخته شده، ما بر دنیای خیالی گریس و تاریخ واقعی زندگی زنی بدنام در زمانی که بودن زن، به خصوص زن فقیر، به تنهایی یک وضعیت مرگبار بود، تمرکز میکنیم.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد بستر تاریخی داستان صحبت کنند. آیا تاریخچه شخصی گریس معمول بود؟ آیا اتفاقاتی که برای او افتاد، برای افراد واقعی هم رخ داده است؟ زنان در حال حاضر چه امتیازاتی دارند که در زمان زندگی گریس نداشتند؟
- اگر کتابی که فیلم بر اساس آن ساخته شده است را خواندهاید، نظرتان در مورد مقایسه آن با فیلم چیست؟ چه شباهتهایی وجود دارد؟ چه تغییراتی در فیلم اعمال شده است؟ بسیاری از افراد میگویند کتاب همیشه بهتر است. آیا در مورد این فیلم هم این موضوع صادق است؟
- این درام توسط یک گروه تمام زنانه تولید و نوشته شده است. آیا این موضوع شما را شگفتزده میکند؟ آیا فکر میکنید زنان میتوانند درامهای بهتری در مورد زنان خلق کنند؟ آیا احتمال بیشتری دارد که شخصیتهای زن را به عنوان قهرمان اصلی به تصویر بکشند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که سریال Alias Grace یک درام تاریک است که بر داستان یک زن واقعی متمرکز است که در جوانی به جرم دو قتل وحشیانه محکوم شد (عنوان سریال از کتابی با همین نام از مارگارت اتوود درباره او گرفته شده است). خشونت این سریال خیلی خونین نیست، اما میتواند آزاردهنده باشد: یک پدر الکلی و آزارگر، همسرش را سیلی میزند و دخترش را به دیوار میکوبد و او را بیهوش میکند؛ و در حالی که او در رختخواب در حال بهبودی است، به طور نامناسبی او را میبوسد. او همچنین به دخترش القاب زشتی مثل "دختر کثیف" و "فاحشه زشت" میدهد. بینندگان فلشبکهای زیادی از قتل را میبینند که گریس (سارا گدون) به خاطر آن زندانی شده است: زنی که از در تلهای میافتد و در حالی که خفه میشود، نفس نفس میزند؛ تیغهای که از میان گوشت و استخوان میگذرد. مادر گریس در حالی که دخترش در کنارش در رختخواب است، میمیرد؛ جسد او نشان داده میشود و سپس در دریا دفن میشود. زنی در یک تیمارستان نگه داشته میشود و به "آزادیهایی" که گرفتهاند، اشاره میکند؛ بینندگان میبینند که مردان او را هل میدهند و به زمین میاندازند. در صحنهای، باسن برهنهای به طور مختصر نشان داده میشود، زمانی که کسی از یک دستشویی استفاده میکند. بینندگان ممکن است بعد از تماشای سریال، کنجکاو جزئیات تاریخی زیادی شوند و الهام بگیرند تا درباره گریس مارکس واقعی و نحوه رفتار با زنان، به ویژه مهاجران فقیر، در کانادا در اواسط قرن نوزدهم، اطلاعات بیشتری کسب کنند.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
در این درام خیرهکننده و خشن، ردایی قرمز و کلاهی سفید وجود ندارد، اما یک واقعیت مرکزی آن را به اندازهٔ آن اقتباس دیگر از آتوود، جذاب و گیرا میکند: این یک داستان واقعی است. البته، طرح کلی داستان واقعی است، هرچند راهی برای دانستن اینکه آیا آن زن واقعی ذهنی کنجکاو داشت یا درک میکرد که حبسش به همان اندازه که مربوط به اجرای قانون قدیمی بود، مربوط به نیروهای سیاسی و اجتماعی بود، وجود ندارد. اما با شکلگیری نمایش، با گریس که داستان زندگیاش را برای یک روانپزشک همدل و سریعالاثر (ادوارد هولکرفت) بازگو میکند، به سرعت متوجه میشویم که گریس به همان اندازه در شرایطش گیر افتاده است که آفرد؛ زندگیاش به همان اندازه هولناک است.تصاویر به اندازه دستمایۀ داستاننویس کانادایی مارگارت اتوود در کتاب سرگذشت ندیمه تاثیرگذار نیستند؛ همه چیز به نظر کمی آرامتر و ملایمتر است. مونولوگ درونی گریس با لحن آهنگین و لطیفی بیان میشود؛ همه در سایههای جو و خاکستری لباس پوشیدهاند؛ هیچ افشاگری ناگهانی و شوکآوری وجود ندارد (فقط تصاویر آشنای بیحسی از زنی بیقدرت در چنگال شرایط). با این حال، این سریال زیبا است. یکی از لذتهای متمایز این سریال این است که بخشهای کامل از نوشتار زیبا اتوود را برمیدارد و آنها را در مونولوگهای طولانی از افکار گریس به زندگی میآورد که ما آنها را در حالی که او بیتفاوت میزها را جلا میدهد یا تختها را مرتب میکند، میشنویم. «قاتل زن» کلمهای قوی است که به شما چسبیده. این کلمه بویی دارد، بویی مشکمانند و خفقانآور، مثل گلهای مرده در گلدان. گاهی اوقات در شب آن را برای خودم زمزمه میکنم: «قاتل زن، قاتل زن.» این کلمه خشخش میکند، مثل دامن تافتهای که روی زمین کشیده شود. طرفداران اتوود و دیگران تحت جادوی «نام مستعار گریس» قرار خواهند گرفت.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































