تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: کم
ترس: خیلی کم
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: متوسط
پیام مثبت: متوسط
خلاصه فیلم
ویرایشفیلم مَنگلهورن بر روی شخصیت مَنگلهورن (با بازی آل پاچینو) تمرکز دارد، مرد سالخوردهای تنها که برای عشق از دست رفتهی بزرگ زندگیاش دلتنگ است. او همچنین در برقراری ارتباط با پسرش مشکل دارد و زمانی که بالاخره دل و جرأت میکند از یک صندوقدار بانکی دوستانه (هالی هانتر) برای قرار ملاقات دعوت کند، تنها چیزی که میتواند در موردش صحبت کند، زنی است که سالها پیش او را ترک کرده است. تنها ارتباط واقعی مَنگلهورن با گربهاش است که حالش خوب نیست و احتمالاً به عمل جراحی نیاز دارد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد نحوه نمایش روابط در فیلم مَنگِلهورن صحبت کنند. چگونه مَنگِلهورن در نهایت پیر و تنها شد و بر عشقی قدیمی متمرکز ماند؟ چطور این موضوع مانع از برقراری ارتباط او در زمان حال میشود؟ آیا میتوانید فیلمهای دیگری در مورد فرصتهای از دست رفته در روابط به یاد بیاورید؟
- فیلم مصرف الکل و سیگار کشیدن را چگونه به تصویر میکشد؟ آیا این کارها را جذاب و دلپذیر نشان میدهد؟ آیا پیامدهای واقعگرایانهای در این مورد وجود دارد؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که مانگلهورن فیلمی است که بر روی شخصیت یک پیرمرد تنها (با بازی آل پاچینو) تمرکز دارد که نمیتواند عشق بزرگ زندگیاش را فراموش کند. انتظار میرود مقداری نوشیدن الکل (اغلب تا حد مستی) در فیلم وجود داشته باشد؛ شخصیت اصلی همچنین سیگار میکشد. گاهی اوقات فحاشی (s--t و goddamn) و برخوردها و مشاجرات احساسی وجود دارد. همچنین صحنههایی از تصادف اتومبیل و عواقب آن، از جمله افرادی که زخمی شدهاند و برخی که ممکن است مرده باشند، و عمل جراحی روی یک گربه به تصویر کشیده شده است. یکی از شخصیتها پس از ورود تصادفی به یک فاحشهخانه توسط یک فاحشه مورد آزار قرار میگیرد و در پسزمینه، یک پشت بدن عریان بهطور مختصر قابل مشاهده است. از یک اسلحه برای شلیک به بطریهای خالی استفاده میشود. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
پاچینو در نقش شخصیت اصلی فیلم، فوقالعاده است. غم و اندوه او بهوضوح از صفحه نمایش بیرون میزند، در حالی که تلاش میکند از طریق نامههای پراحساس با همسر سابقش، کلارا، ارتباط برقرار کند—نامههایی که همیشه بدون باز شدن بازگردانده میشوند. هانتر نیز صحنهای شگفتانگیز دارد، به عنوان زنی تنها که بسیار ناامید است، زیرا متوجه میشود احتمالا در مورد شانس خود برای یافتن عشق اشتباه میکرده است. و کریس مِسینا، در نقش پسر دور از دسترس مانگلهورن، مونولوگ جذابی را در مورد بزرگ شدن با پدری سخت ارائه میدهد.مشکل فیلم این است که همه این قطعات عالی به هم متصل نمیشوند تا یک کل منسجم را تشکیل دهند. اشکالی ندارد که برخی از داستانهای گذشته توضیح داده نشوند. ما نیازی به دانستن جزئیات نحوه و چرایی جدایی مانگلهورن و کلارا یا اینکه چرا پسرش او را دوست ندارد، نداریم. اما ما میخواهیم فیلم منطقی باشد. ما چند داستانی در مورد مانگلهورن به عنوان یک پدر دلسوز میشنویم و او را به عنوان یک پدربزرگ متعهد میبینیم، بنابراین مشخص نیست که چگونه موفق شده است پسرش را از خود دور کند. ما ناامیدی را در مسینا میبینیم، اما منطقی به نظر نمیرسد. همچنین نمیدانیم چرا مانگلهورن در نهایت تنها ماند، بنابراین دشوار است که بفهمیم چرا او بهطور کامل قادر به ادامه زندگیاش نیست، حتی با زنی که از او خوشش میآید و درست روبهروی اوست. دیدن اینکه مانگلهورن در نهایت قلب بستهاش را باز میکند، رضایتبخش است، اما این اتفاق بهطور کامل رخ نداده است. این فیلم را به خاطر بازی آل پاچینو ببینید، نه به خاطر داستانگویی آن.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































