تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: متوسط
پیام مثبت: زیاد
خلاصه فیلم
ویرایشاسب هندی داستان ویرانی را روایت میکند که توسط دولت کانادا به صورت «قانونی» بر دست کم ۱۵۰٬۰۰۰ کودک بومی کانادایی از قرن نوزدهم تا سال ۱۹۹۶ تحمیل شد، به عنوان بخشی از تلاشی برای ریشهکن کردن فرهنگ، رسوم و زبان بومی. سائول (در سنین مختلف، اسلدن پلتیر، فورست گودلاک و آجواواک کاپاشسیت) و والدینش به سرزمینهای اجدادیشان با قایق میروند تا او و برادرش را از سیستم مدارس شبانهروزی دور نگه دارند. اما برادرش بر اثر تب میمیرد و سائول و مادربزرگش زمستان را به تنهایی سپری میکنند. مادربزرگ میمیرد و سائول توسط مقامات به مدرسهای برده میشود که توسط کشیشان و راهبههای خشن و آزاردهنده اداره میشود، آنها نام کودکان را عوض میکنند، پوستشان را میسایند، موهایشان را میتراشند، کسانی را که به زبان بومی (در این مورد اوجیبوه) صحبت میکنند تنبیه میکنند و هر کسی که از قوانین سختگیرانه سرپیچی کند را میزنند و در قفس حبس میکنند. وحشتهای مدرسه شامل آزار جنسی هم میشود. کشیش جوان ظاهرا مهربان، گاستون (میشیل هویسون)، یک زمین هاکی روی یخ میسازد تا به پسرهای بزرگتر هاکی یاد بدهد، اما سائول جوان میخواهد یاد بگیرد و به زودی بهترین بازیکن آنها میشود. در حالی که تیم هاکی بازی میکند و تیمهای سفیدپوست را شکست میدهد، پسرها با تعصب زشت و خشن حریفان و طرفداران مواجه میشوند که به «هندیها» توهین میکنند. در نهایت، استعداد سائول توسط مربی تورنتو (مارتین دونوان) در یک تیم تغذیهکننده حرفهای شناخته میشود. سائول در زمین هاکی درخشان است اما از خشم موجهی که به خاطر خطاهای وحشیانه اعضای تیم حریف سفیدپوست بدون جریمه شدن و تمسخر و مسخره شدن توسط طرفداران سفیدپوست به او وارد میشود، در رنج است. آیا سائول میتواند زندگیای که میخواهد را داشته باشد؟
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد این واقعیت صحبت کنند که یک دولت دموکراتیک قصد از بین بردن یک فرهنگ را داشت. به نظر شما دولت کانادا چه دلایلی را به عنوان توجیهی برای جدا کردن کودکان از والدینشان ارائه میکرد؟
- آیا فکر میکنید نابود کردن فرهنگ و زبان بومیان به نفع دولت کانادا بود؟ اگر نه، چرا فکر میکنید کانادا و دیگر کشورهایی که سعی در انجام همین کار داشتند، این کار را انجام دادند؟
- دولت کانادا در سال ۲۰۰۸ برای این اعمال عذرخواهی کرد. چگونه فکر میکنید قوانینی که کودکان را از والدینشان جدا میکند، منعکس کننده نحوه نهادینه کردن باورهای نژادپرستانه و اعمال توسط دولتها است؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که فیلم اسب هندی، درام سال ۲۰۱۷ است که در مورد رفتار ظالمانه و غیرانسانی دولت کانادا با بومیان از قرن ۱۸۰۰ تا ۱۹۹۶ است. طبق قانون، کودکان بومی به زور از والدینشان گرفته شده و در مدارس شبانهروزی زندانی میشدند، جایی که تنبیه بدنی رایج بود و صحبت به زبان مادری و حفظ فرهنگشان ممنوع بود. خشونت، شلاق زدن، حبس در قفس و سوءاستفاده جنسی نشان داده و در مورد آن صحبت میشود. دو کودک خودکشی میکنند. این فیلم بر اساس داستانهای واقعی است که در رمانی به همین نام توسط ریچارد واگامسه بازگو شده است. زبان فیلم شامل کلمات نامناسب و فحش است. الکلیسم و بازپروری در فیلم نشان داده و در مورد آن بحث میشود. فیلم به زبان انگلیسی و اوجیبوه با زیرنویس انگلیسی است. برای اطلاع از فیلمهای مشابه، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
اسب هندی ضربهای عاطفی و قدرتمند است و مانند فیلمهایی درباره بردهداری، هولوکاست و دیگر بیعدالتیهای وحشتناک، گاهی تماشای آن دشوار است. این فیلم، بیرحمی بیپایان را که بومیان کانادا تحمل کردهاند (و به طور ضمنی، بومیان ایالات متحده، استرالیا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی و دیگر مکانها) مستند میکند. هر کسی با مغز و قلب خود از خود خواهد پرسید که چرا افراد سفیدپوست اغلب مردم رنگینپوست را بدنام و سرکوب میکنند، همانطور که در اینجا مثال زده شده است. بیرحمی و غیرمنطقی بودن این تعصب از طریق داستانی که همه توجیهات بیمزه و بیاساس فرهنگهای غالب سفیدپوست را برای عقلانی کردن باورهای غیراخلاقی و رفتارهایشان علیه افرادی که ظاهری متفاوت دارند، بیان میکند، آشکار است. وقتی کودکی در رختخواب خود ادرار میکند، کشیش به عنوان تنبیه سر کودک را به ملحفه خیس فشار میدهد. این فیلم بر این نکته تأکید میکند که هیچ آموزهای چنین بیرحمی به کودکان را توجیه نمیکند.اجراها ممکن است در هر مورد به بالاترین استانداردهای حرفهای نرسد و روایت ساول اغلب بیش از حد ادبی است، گویی مستقیما از کتاب گرفته شده، و از زبانی استفاده میکند که ممکن است خواندن آن لذتبخش باشد اما به گونهای که مردم در واقع صحبت نمیکنند. اما این موضوع از قدرت داستان نمیکاهد. اینکه این داستان نیاز به گفتن دارد، غیرقابل انکار است، به ویژه با امید به اینکه انتشار شرم گذشته ممکن است مانع از سوءاستفاده و تعصب در آینده شود.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































