درباره فیلم
فیلم درام دهه ۹۰ درباره کهنه سرباز ویتنامی دارای صحنههای زبانی و خشونتآمیز است.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: خیلی زیاد
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشدر نردبان یعقوب، یعقوب سینگر (تیم رابینز) یک پزشک رزمی آمریکایی است که در سال ۱۹۷۱ در ویتنام مستقر است. واحد او مورد حمله قرار میگیرد و در طول نبرد، برخی از سربازان واحد او دچار تشنج و حمله صرع میشوند و دیگران در حالت هذیان و بیحرکتی میافتند. در حالی که یعقوب سعی در فرار دارد، با یک سرنیزه به سینهاش ضربه میخورد و به کف جنگل میافتد. چهار سال بعد، سینگر به عنوان پستچی کار میکند و در یک آپارتمان کوچک در بروکلین با دوستدخترش، جزی (الیزابت پنیا) زندگی میکند. یک روز، در حالی که از کار به خانه برمیگردد، در ایستگاه مترو پیاده میشود و متوجه میشود که خروجیها مسدود شدهاند؛ وقتی از ریلها عبور میکند تا از طرف دیگر خارج شود، تقریباً توسط یک قطار مترو در حال ورود به ایستگاه مورد اصابت قرار میگیرد. علاوه بر فلشبکهای نزدیک به مرگش در ویتنام، سینگر شروع به تجربه توهمات عجیب و غریب فزایندهای میکند. یکی از همقطاران سینگر، پل، با او تماس میگیرد و وقتی ملاقات میکنند، پل به یعقوب از توهماتی میگوید که او نیز تجربه میکند؛ او مشکوک است که دولت پشت این قضیه است. در حالی که یعقوب عمیقتر به دنبال کشف حقیقت است، واقعیتش به طور فزایندهای از هم گسیخته و آشفته میشود، زیرا سعی میکند دقیقاً متوجه شود که چه اتفاقی برای او در حال رخ دادن است.
درباره این موارد گفتگو کنید
- فیلمهای ترسناک روانشناسانه و تاثیر آنها بر خانوادهها میتواند موضوع گفتگو باشد. چگونه فیلم «نردبان یعقوب» با استفاده از تصاویر عجیب و مفاهیم پیچیده، لحظات ترسناک خلق میکند، در حالی که فیلمهای ترسناک دیگر بیشتر بر خون و خشونت متمرکز هستند؟
- این فیلم به کاوش در چه موضوعات عمیقتری میپردازد؟
- چگونه جنگ ویتنام به تصویر کشیده شده و چگونه کهنهسربازان ویتنامی نشان داده شدهاند؟ این چگونه با فیلمهای دیگر با موضوع ویتنام مقایسه میشود؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که فیلم جیکوبز لِیدر یک فیلم ترسناک روانشناختی محصول ۱۹۹۰ است که در آن تیم رابینز نقش یک کهنهسرباز ویتنامی را بازی میکند که دچار توهماتی میشود که او را به تردید در مورد وجودش وادار میکند. در این فیلم الفاظ رکیک و زشت زیادی به کار رفته است، از جمله «فاک»، «مادر فاکر» و یک توهین نژادی در اشاره به ویتکنگ. برهنگی مختصری نیز در فیلم وجود دارد: سینههای زن و باسن مرد. یکی از توهمات جیکوب دیدن یک موجود مرموز است که سعی در نفوذ به بدن دوستدخترش دارد در حالی که او در یک مهمانی در حال رقص است. یک زوج در حال انجام رابطه جنسی روی مبل در یک مهمانی نشان داده میشوند. سربازان در مورد خودارضایی و اندازه آلت تناسلی شوخی میکنند. خشونت جنگی در فیلم وجود دارد، از جمله سربازانی که تیر خورده و با چاقو زخمی شدهاند، سربازانی که دچار تشنج میشوند، و سربازانی که پاهایشان تیر خورده و آویزان است. مقداری خون نیز در فیلم دیده میشود. خشونت تعلیق شامل انفجار یک ماشین در حین تلاش مردی برای روشن کردن آن است، و شخصیت اصلی که بهطور خطرناکی از زیر ماشین رد میشود. در میانه یکی از اپیزودهای شخصیت اصلی، او بهشدت دوستدخترش را هل میدهد و او را به زمین میاندازد. شخصیت اصلی توهمات دارد و تصاویر هیولاگونهای در طول فیلم وجود دارد. همچنین مقداری نوشیدن الکل و سیگار کشیدن در فیلم وجود دارد. برای اطلاع از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم بهدرستی جایگاه یک فیلم کلاسیک کالت را به دست آورده است. این فیلم با کاوش در مضامین اختلال استرس پس از سانحه در میان کهنهسربازان ویتنام، تئوریهای توطئهای که پنتاگون را درگیر آزمایش مواد روانگردان بر روی سربازان ناآگاه میکند، زندگی پس از مرگ و ذات وجود خود، بهطور اجتنابناپذیری سهم خود را از طرفداران ایدههای بزرگ بهجای طرفداران ترس و خون و خشونت به دست میآورد. در این فیلم، با اضافه شدن صحنههایی از هیولاهای توهمزا که از فیلم ناهار برهنه الهام گرفته شدهاند، جذابیت کالت آن کامل میشود.این فیلم از نظر سبک، محتوا و اجرا خوب است، اما فیلم فوقالعادهای نیست. نردبان یعقوب فیلمی است که به ندرت به نحوی مدیریت میشود که وقتی به کمک نیاز دارید، آن را برایتان توضیح ندهد، و وقتی نیازی به آن ندارید، آن را برایتان توضیح میدهد. رؤیاهایی در دل کابوسها در دل رؤیاهایی در دل مرگ و زندگی، بهشت و جهنم، به حدی گیجکننده و طاقتفرسا میشوند که نمیتوان کسی را سرزنش کرد که میخواهد از این رؤیا و تصور دشوار و سنگین فاصله بگیرد و قدمی در ساحل بزند، یا بویی از گلها بشنود، یا آوازهای آبا را بخواند -- هر چیزی که یادآوری کند زندگی و وجود همیشه اینقدر خاکستری و سنگین نیستند. و در حالی که اهمیت نام "گِیب" شروع به آشکار شدن میکند، آنچه اتفاق میافتد، آنقدر واضح است که احساس اغراقآمیزی به وجود میآورد. و با این حال، به طور کلی فیلم محکمی است، اما لذت بردن و عشق به نردبان یعقوب در نهایت بستگی به میزان علاقه شما به این نوع کاوشهای تفکر عمیق از طریق ترس روانشناختی دارد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































