درباره فیلم
فیلم فراموششدنی گرگنمای آدمنما، صابونمانند و گاهی خونین است.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشفیلم گرگها با داستانی شبیه به گرگ نوجوان آغاز میشود: کیدن ریچاردز، بازیکن فوتبال دبیرستانی (لوکاس تیل) متوجه میشود که رفتارهای تهاجمی، تواناییهای فوقالعاده ورزشی و تمایلات غیرقابل کنترل او فراتر از رفتارهای معمول دوران بلوغ است. بعد از اینکه تقریبا سر حریفش را در زمین فوتبال خرد میکند و با دوستدخترش به خشونت میپردازد، کیدن از خواب بیدار میشود و صحنه خونینی را میبیند که ظاهرا خودش باعث آن شده است: والدینش به وحشیانهترین شکل ممکن تکهپاره شدهاند. کیدن فرار میکند و با مرد مرموزی به نام وایلد جو (جان پایپر-فرگوسن) ملاقات میکند که به او توصیه میکند در شهری به نام لوپاین ریج مخفیانه زندگی کند. البته لوپاین ریج فقط یک دهکده دورافتاده نیست، بلکه پناهگاهی برای گرگهای آدمنما است، پناهگاهی که توسط آلفای ترسناکی به نام کانر (جیسون موموآ) اداره میشود. جان تولرمن (استفن مکهتی)، یکی از ساکنان محترم شهر، کیدن را به خانهاش میبرد و به او میگوید که چگونه با این شهر ارتباط دارد. کیدن شروع به علاقهمند شدن به گرگ خالص شهر، آنجلینا (مریت پترسون) میکند، اما کانر او را به عنوان جفت بعدیاش انتخاب کرده است، و این موضوع کیدن را در مقابل رهبر قدرتمند گرگها قرار میدهد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد خشونت در گرگها صحبت کنند. آیا خشونت به دلیل ماورایی بودن، ترسناکتر یا ناراحتکنندهتر است؟
- چرا موضوعات ماوراء الطبیعه محبوب هستند؟ از چه فیلم ها یا سریال های دیگر گرگینه ای لذت می برید؟ چگونه آنها را با گرگ ها مقایسه می کنید؟
- شما فکر میکنید مخاطب هدف این فیلم چه کسانی هستند؟ آیا مناسب نوجوانان است یا فقط بزرگسالان؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که گرگها یک تریلر فراطبیعی کمهزینه در مورد دانشآموز دبیرستانی است که به یک گرگنمای انساننما تبدیل میشود، بهطور تصادفی والدین خود را میکشد و به شهری مخفی پر از گرگنماها فرار میکند. مقداری خشونت در آن وجود دارد (برخی از آنها خشن و خونین هستند و نشاندهنده اندامهای جدا شده و زخمهای کشنده و عمیق هستند)، یک یا دو صحنه جنسی طولانی (بدون برهنگی کامل اما قطعاً کافی برای جلب توجه) و زبان تند و تیز (فحشهای رکیک). عاشقان ژانر گرگنمای انساننما باید این فیلم را بهعنوان یک انتخاب سرگرمکننده در نظر بگیرند، اما کسانی که امیدوار بودند با فیلمهایی مانند گرگنمای نوجوان امتیوی یا گرگ و میش قابل مقایسه باشد، باید از آن دوری کنند. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبتنام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
کارگردان و نویسنده دیوید هِیتر با بخشهایی از این داستان گرگینهای که در غیر این صورت مضحک و خندهدار است، نبوغی از فیلمهای اکشن را به نمایش میگذارد. او میداند چگونه یک تولید کمهزینه را با جلوههای ویژه مناسب، سکانسهای اکشن بهخوبی فیلمبرداریشده و بازیهای قابل قبول از بازیگرانی که تا حدودی شناختهشده هستند، ظاهری صیقلخوردهتر بدهد. تیل (هَواک از مردان ایکس) استعداد ندارد و او قطعاً هنوز نقش یک نوجوان گیج و مغرور را بازی میکند. اما داستان بیش از حد ملودرام است و پیچشها و افشاگریهای صابونمانند دارد و فیلمنامه - که به نظر میرسد از مغز یک پسر ۱۳ ساله برداشته شده (به جای یک دختر ۱۳ ساله، مانند بسیاری از داستانهای فراطبیعی دیگر) - مضحک است.گرگها نتوانست توجه مخاطب را به اندازه کافی جلب کند تا تمهای «شهر ترسناک با رازی پنهان» و «عشق گرگینهای» و «پسر ولخرج» را جالب جلوه دهد یا تم خونخواهی را شگفتانگیز کند. تماشای فیلمی مثل این به عنوان لذت مقطعی اشکالی ندارد، به خصوص برای طرفداران سرسخت ژانر گرگینهها. اما این فیلم از آن دست فیلمهایی نیست که به خاطر بسپارید، به جز اینکه باور را تقویت میکند که موموا ممکن است هرگز نقشی به اندازه نقش خال در بازی تاج و تخت به دست نیاورد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































