تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: متوسط
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشجوآنا میلز (با بازی سارا میشل گلر) از کودکی دچار رؤیاهای خشونتآمیزی میشود که زندگیاش را مختل کردهاند. این کابوسها از زمانی شروع شد که او و پدرش (سم شپارد) در یک تصادف اتومبیل آسیب دیدند. رؤیاهای مبهم جوآنا گاهی غیرقابل درک هستند، اما همیشه خشونتآمیزند. او برای حفظ امنیت خود، به عنوان فروشنده یک شرکت حملونقل کار میکند و همیشه در جاده یا اتاقهای هتل در رفتوآمد است. خود او این وضعیت را «بیقراری» مینامد و میگوید: «گاهی فکر میکنم اگر همیشه در حرکت باشم، هیچ اتفاق بدی برایم نمیافتد.» این پیشبینی او هم درست است و هم نادرست. در نهایت، او به محل یکی از رؤیاهایش میرود: یک بار در یک شهر کوچک در تگزاس. او یک خانه قدیمی در مزرعهای را پیدا میکند که در آنجا یک قتل اتفاق افتاده و چند برخورد نزدیکتر دارد، از جمله با دوستپسر سابقش کرت (آدام اسکات) که ظاهراً او را تعقیب کرده (و سپس سعی میکند او را مورد تجاوز قرار دهد). نجاتدهنده جوآنا به شکلی غیرمنتظره شجاع و دلیر است و خود او نیز گذشتهای مبهم دارد. تری (پیتر اوبراین) نه تنها مانع تجاوز کرت میشود، بلکه او را تا خیابان دنبال کرده و حسابی کتکش میزند. جوآنا که از پنجره اتاق هتلش شاهد این صحنه است، کنجکاو میشود.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند دربارهی ذات خاطرات و تاثیرات آنها در زندگی آینده صحبت کنند. چطور پدر جُانا میتوانست به او کمک کند؟ آیا اگر با او صحبت میکرد، چه به عنوان یک کودک یا یک بزرگسال، کمکی میکرد؟ چطور رویاهای جُانا زندگیاش را در بر میگیرد؟ چطور خودزنی او یک «فریاد کمک» است؟ چطور فیلم نشان میدهد که او نوعی «انتقام» برای قربانی قتل اصلی است؟ آیا این انتقام رضایتبخش است؟ چرا یا چرا نه؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که این فیلم کند، هنری و تا حدی انتزاعی احتمالا توجه کودکان را جلب نخواهد کرد (اگرچه بسیاری از نوجوانان ممکن است بخواهند به دلیل حضور ستاره فیلم، سارا میشل گلر، آن را ببینند). اگرچه تریلرها نشان میدهند که این یک فیلم ترسناک است، اما بیشتر درباره بررسی یک تروما است. این فیلم درباره مبارزه یک زن جوان با خاطرات تاریک و خشونتآمیز است. این خاطرات شامل حمله مرگبار یک مرد به یک زن، یک تصادف ماشین و رفتارهای تهاجمی از سوی یک دوست پسر/همکار سابق مزاحم است. خشونت (و یک صحنه جنسی) تمایل دارند که به صورت ذهنی ظاهر شوند که این امر درک آن را دشوار میکند. شخصیتها عموما بدطینت، افسرده و رمزآلود هستند. همچنین برخی نوشیدن الکل، چند صحنه پرش، مردان تهدیدآمیز که دختران و زنان را تعقیب میکنند و زبان نسبتا ملایم در فیلم وجود دارد.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
بازگشت" با حال و هوایی تیره و تار، تاثیرگرا و گنگ، پیوندهای ماوراء الطبیعه بین دو زنی را که هیچ وقت یکدیگر را نمیشناختند، کاوش میکند. تا پایان فیلم، راز و رمز خاصی را حفظ میکند و تنها به تدریج، بینشهای وحشتناک جوآنا را آشکار میسازد. جوآنا هم تماشاگر است و هم عامل در داستان خود. راز داستان را مدتها قبل از او کشف خواهید کرد و پایه و اساس آن -- زنی که توسط یک روستایی احمق کشته شده -- کلیشهای و تکراری است.اما فیلم آصف کاپادیا بیشتر شبیه یک شعر آهنگین است تا یک فیلم ترسناک، و به همین دلیل، بسیار زیبا، پر از تصاویر و انتخابهای غیرمنتظره، رنگها و قاببندیهاست. سفر ذهنی جوانا به خوبی پایان نمییابد، اما فیلم از نشان دادن رنجها و تنهاییهای ناشی از بهبودی پس از تروماهای عاطفی خودداری نمیکند.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.








































