درباره فیلم
«فضلی»، پسر بزرگ یک خانوادهی سنّتی، پس از سالها از زندان به خانه برمیگردد، اما وضعیت خانه و ازهمپاشیدگی اعضای خانواده او را ناراحت میکند. حالا او باید برادر مجنون و خواهران معتاد و بدنامشدهاش را به خانه برگرداند تا به قول خودش، خانه دوباره خانه شود. این فیلم در ژانر خانوادگی و اجتماعی، خشونت بسیار بالایی دارد. درواقع، فضلی برای جمعکردن اعضای خانواده، مرتکب قتلهای وحشتناکی میشود که میتواند برای مخاطب آزاردهنده و ترسناک باشد. تماشای این اثر اکیداً برای نوجوانان و افراد مضطرب توصیه نمیشود.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: زیاد
ناهنجاری اجتماعی: متوسط
الگوی مثبت: خیلی کم
پیام مثبت: خیلی کم
خلاصه فیلم
ویرایش«فضلی» که برادر بزرگتر و ستون خانواده است، پس از سالها به خانهی سنّتیشان برمیگردد (احتمالا در زندان بوده) و در همان بدو ورود متوجه مشکلات بزرگی میشود. او در خانه افراد غریبهای را بهعنوان سرایدار در کنار پدر و نامادریاش میبیند و خبردار میشود که سند خانه در دست وکیلی به نام «گلاب» است.
از سوی دیگر، متوجه میشود که برادر عصبی و مجنونش «مرتضی» در آسایشگاه روانی است. خواهرش «فاطمه» توسط شوهرش معتاد شده و در فقر و بیکسی به سر میبرد و خواهر ناتنیاش «شراره» بدنام شده و از سوی همه طرد شده است.
فضلی برای آنکه دوباره اعضای خانواده را دور هم جمع کند به سراغ مرتضی میرود و او را از تیمارستان به خانه برمیگرداند. سپس دنبال فاطمه میرود. او شوهر فاطمه و دو مرد نانوایی که فاطمه را وادار به تنفروشی میکردند میکشد و خواهرش را به خانه برمیگرداند و او را ترک میدهد. حالا نوبت شراره است. شراره با مردی به نام صفدر ازدواج کرده بود و بابت این ازدواج از سوی خانوادهی خود طرد شده بود. صفدر که به کارهای سیاسی میپرداخت، دستگیر و کشته شده است.
شراره که از صفدر باردار است توسط پدرشوهرش با وکیلی به نام گلاب آشنا میشود. گلاب سند خانهی آقاخان را میگیرد تا خانه را بکوبد، اما از سند سوءاستفاده کرده و هرکاری که دلش میخواهد با آن خانه انجام میدهد. شراره توسط گلاب بدنام میشود. وقتی پاکی و نجابت شراره برای فضلی روشن میشود به خانه بازمیگردد.
حالا فضلی باید خانهشان را پس بگیرد. او و مرتضی به سراغ گلاب میروند و با ایجاد یک درگیری خشونتآمیز سند خانه را از او پس میگیرند. اما فضلی به سبب جراحت چاقو، زخمی شده و اگرچه صحنهای از مرگ او نمایش داده نمیشود، اما تا پای مرگ برای خانه و خانوادهاش ایستادگی میکند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- هدف اصلی فضلی سروساماندادن به خانه و اعضای خانواده بود. از فرزند خود بپرسید آیا فضلی روش درستی را برای تحقق این هدف در پیش گرفته بود؟ اگر تو جای فضلی بودی، چه میکردی؟ به نظرت فضلی چطور آدمی است؟ چرا؟ اشتباه آقاخان چه بود؟ به نظرت عاشقشدن فاطمه از روی هیجان نبود؟ چرا فاطمه و شراره از خانوادهی خود روی گردان شده بودند؟ اگر تو جای آنها بودی چه میکردی؟ به نظرت چقدر حوادث این داستان میتواند واقعی باشد؟ آیا جامعهی امروزی میتواند دلایل فضلی از انتقام را بپذیرد؟ خلاصه: آیا خشونتهای لحظهای و پاککردن صورتمسئله میتواند مشکلات را حل کند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشاین فیلم بستر خشونتآمیزی دارد. هدف اصلی آن تحکیم خانواده و ارجنهادن به مفهوم خانه و خانواده است، اما خشونتهایی که در مسیر این هدف به وجود میآید، چهرهی هدف را تا حد زیادی مخدوش میکند.
خشونتها در جریان قتلهای فضلی اتفاق میافتد. او برای آنکه خانه را از چنگ بیگانه درآورد و اعضای خانواده را دور هم جمع کند، دست به حذف مقصرین بیرونی میزند. اگرچه تمامی مقتولان گناهکار بودند، اما این نمیتواند توجیه مناسبی برای ارتکاب قتل باشد.
از طرف دیگر، فضلی بدون دردسر آدم میکشد و با عواقب کار خود روبهرو نمیشود. در انتها نیز مثل یک قهرمان به سمت مرگ میرود. توجه داشته باشید که فضلی قهرمان داستان نیست. او یک قاتل است و برای حل عجولانهی بحرانهای خانوادگی، از این روش غلط استفاده میکند.
اگر از بد حادثه، نوجوان شما این اثر را تماشا کرده است، با اشاره به عواقب جبرانناپذیر دیگری که میتوانست در مسیر او قرار بگیرد با فرزندان خود صحبت کنید. نگذارید که فضلی در نظر نوجوانتان به یک مرد شجاع و غیور تبدیل شود.
ریشهی مشکلات این خانواده سبک غلط زندگی پدر و تأثیر آن بر زندگی فرزندان بوده است. این موضوع میتواند برای مخاطبان قابلتأمل باشد. خانواده اولین نهادی است که افراد در آن رشد میکنند. سکان این نهاد نیز در دست والدین است؛ بنابراین آنها نقش مستقیمی در سرنوشت اعضای خانواده دارند. شاید اگر پدر خانواده مسیر درستی در زندگی خود در پیش میگرفت و مسئولیتهای خود را بهدرستی انجام میداد، نه فضلی قاتل میشد و نه باقی اعضای خانواده درگیر اشتباهات و تصمیمات غلط میشدند.
خلاصه: خشونتهای این اثر قابلتوجیه نیستند. شخصیت اصلی یک قاتل بیپرواست، نه یک قهرمان شجاع و غیور. ریشهی مشکلات این خانواده در سبک غلط زندگی آنها، بهخصوص پدر خانواده بوده است.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.














































