تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: خیلی زیاد
ترس: زیاد
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: زیاد
پیام مثبت: متوسط
خلاصه فیلم
ویرایش«شکارچی گوزن» به خاطر تصویری جاهطلبانه و تاثیرگذار که از خشونت جنگ و رنج دوستان آسیبدیدهای که از آن جان سالم به در میبرند، به نمایش گذاشت، به جایگاه یک فیلم کلاسیک دست یافت. در این فیلم، سه دوست روسی-آمریکایی (رابرت دنیرو، کریستوفر واکن و جان ساویج) شغل خود در کارخانه فولاد را رها میکنند تا به ارتش بپیوندند. در آخر هفته قبل از رفتن، به شکار گوزن میروند و یکی از آنها با دوستدختر باردارش در مراسمی پرخرج ازدواج میکند و بعد از آن، یک مهمانی طولانی و الکلی برگزار میشود. در جنگ، هر سه نفر زخمی میشوند؛ یکی در نبرد و دو نفر دیگر هنگام فرار از اسارت. یکی از آنها به شکل قهرمانانهای همه را نجات میدهد، اما بعداً متوجه میشود که دوستانش به خاطر ترومایی که در جنگ تجربه کردهاند، به نوعی از دست رفتهاند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند درباره این صحبت کنند که فیلمهایی مثل «شکارچی گوزن» چگونه از خشونت برای روایت داستان استفاده میکنند. آیا این فیلم طرفدار کشتن گوزن است؟ آیا طرفدار جنگ است؟ چطور میتوان فهمید؟
- چگونه صحنههای طولانی و پرجزئیات کار در کارخانه فولاد، شکار گوزن و مراسم عروسی، زمینهساز صحنههای جنگ میشوند؟ چه چیزهایی درباره روابط مردان در صحنههای اولیه میآموزیم که به صحنههای جنگ معنا میبخشد؟
- آیا فکر میکنید تماشای صحنههای خشونتآمیز در فیلمها باعث بیتفاوتی مردم نسبت به خشونت در زندگی واقعیشان میشود؟ آیا نمایش خشونت روی پرده سینما میتواند تأثیرات منفی دیگری هم بر بینندگان داشته باشد؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایششکارچی گوزن"، حماسهای 183 دقیقهای به کارگردانی مایکل چیمینو در سال 1978، از خشونت شدید برای نشان دادن بیرحمی جنگ و بهترین و بدترین غرایز انسانی استفاده میکند. زندگی سه دوست صمیمی زمانی نابود میشود که این کارگران فولادسازی از پنسیلوانیا به ارتش میپیوندند، در جنگ ویتنام شاهد نبردهای وحشتناکی هستند و به اختلال استرس پس از سانحه دچار میشوند. خشونت گرافیکی و نمایش تروماهای روانی برای کودکان مناسب نیست. سربازان عمدی زنان و کودکان را میکشند. زندانیان را شکنجه میکنند و به ویژه آنها را مجبور به بازی روسیرولت برای سرگرمی اسیران میکنند که بر سر نتایج شرطبندی میکنند. چند مرد خودشان را با شلیک گلوله به سر میکشند. ترومای جنگ برخی از آنها را حتی بیشتر به دنیای زیرزمینی خشونت و در حداقل یک مورد، اعتیاد به مواد مخدر میکشاند. مردی که مست است و لباسش را در آورده، از دور در تاریکی عریان دیده میشود. زبان فیلم رکیک است: "لعنت"، "کثافت"، "احمق"، "تنبل"، "مادرزن"، "بیشرف" و "دلقک". مردان نوشیدنیهای الکلی و آبجو با صبحانه خود مینوشند. رانندگی در حالت مستی نیز در فیلم نشان داده میشود. این فیلم از نظر منتقدان موفق بود و پنج جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردان را دریافت کرد و در فهرست "100 فیلم برتر" موسسه فیلم آمریکا در رتبه 79 قرار گرفت. تفسیر فیلم در مورد خشونت، جنگ، بقا و دوستی ممکن است برای بینندگان جوان در میان وحشت و خشونت گم شود.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم هم نفسگیر و تکاندهنده است و هم در برخی لحظات، خودخواهانه و پرتوقعانه که باعث ناامیدی میشود. بدون شک این فیلم حاوی صحنههای درخشانی است، اما در برخی قسمتها لنگ میزند و سردرگم میشود و نیاز به ویرایشی سختگیرانهتر دارد. صحنههای طولانی شکار گوزن - شاتهای احترامبرانگیز از کوههای مهآلود و مردان مستی که با اسلحه در دست در برابر موسیقی غمگین ایستادهاند - مانند رمانتیککردن بیشازحد شکار و مردانگیش نمایش داده میشود. گوزن نجیب فیلم کشته میشود (خونی دیده نمیشود) اما نمیتوانید از خود نپرسید که آیا قرار است درک کنیم که مردانی که از وحشت جنگ جان سالم به در میبرند، دیگر حیوانات بیدفاع را هدف قرار نمیدهند؟ یا اینکه آیا این صحنهها نشان میدهند که اگر از شکار لذت میبرید، جنگ نیز سرگرمکننده خواهد بود؟ یا اینکه آیا آنها صرفاً پایهای خشن برای مردانی هستند که راهی جنگ میشوند و خودشان روزی شکار خواهند شد؟ به همان اندازه گیجکننده این است که چرا دوربین بیدلیل روی جان کازال زوم میکند، در حالی که او کمی احمقانه خود را در پنجره ماشین تحسین میکند؟ این صحنه چه چیزی به داستان اضافه میکند؟ بخش زیادی از فیلم «شکارچی گوزن» مانند دو دستگاه حمایتی طراحیشده برای نگه داشتن بخش میانی وزین و درخشان فیلم است. داستان فیلم شبیه سمفونی است که در سه قسمت روایت میشود و زمان را از طریق تجربه انسانی، از امیدهای بزرگ تا واقعیتهای تلخ، نشان میدهد. پیشرفت داستان با خوشبینی شروع میشود - یک عروسی، ترک شغل، و قول ماجراجویی در ارتش. سپس جنگ بیتجربگی را از بین میبرد و رشتههای ناهمواری برجای میگذارد. در نهایت، یک مراسم خاکسپاری بهدرستی داستان را به پایان میرساند.سیمینو که بودجه و زمان را از دست داد، بعدها با پروژه بعدی خود که از بودجه آن فراتر رفته بود، کل یک استودیو را پایین آورد. گرایش او به قرار دادن لحظاتی از درخشش سینمایی در کنار غیرضروریاتی که به خوبی مشاهده شدهاند، فیلمهایش را به شدت جذاب اما در عین حال دیوانهوار میکند. ما تمایل داریم که همه اینها را ببخشیم و همراه با شکارچی گوزن و احساسات عظیم آن سوار شویم که به دلیل بازیهای فوقالعاده بازیگرانی جذاب به دست آمده است. رابرت دنیرو، واکن، ساوج و مریل استریپ در هر لحظه گیرا هستند، صرف نظر از اینکه چقدر موضوع داستان یا دیالوگها مبهم است. حتی زمانی که فیلم باورپذیر نیست، مانند زمانی که نیک سوار بر شیطان به دنیای زیرین میرود که زندگیاش را میبلعد، غرق شدن واکن در نیک ما را به دنیای داستان میکشاند. صحنههای ویتنام با شدتی نادر و هنرمندی به تصویر کشیده شدهاند -- لحظهای از زمان فیلم هدر نمیرود. وقتی سربازان در عذاب هستند، بیننده دشوار خواهد بود که فراموش کند که همه شخصیتهای اصلی داوطلبانه برای جنگیدن به ویتنام رفتند. هر وحشتی که تجربه میکنند با این درک رنگ میبازد که پذیرش بیهدف، صرف نظر از نیت خوب، گاهی اوقات میتواند به جای میهنپرستی اشتباه گرفته شود. فیلم در هیچ کجا نشان نمیدهد که حتی یک شخصیت فکر میکند جنگی که زندگی بسیاری را برای همیشه تغییر داد، ممکن است غیرضروری یا غیرقابل توجیه باشد. وقتی دوستان عزادار "خدا آمریکا را حفظ کند" میخوانند، طنز غیرقابل انکاری وجود دارد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.











































