درباره فیلم
درام پرشور با موضوعات مختلف از جمله روابط نامتعارف خانوادگی، هرج و مرج خانوادگی و موارد دیگر.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: کم
ناهنجاری اجتماعی: زیاد
الگوی مثبت: خیلی کم
پیام مثبت: خیلی کم
خلاصه فیلم
ویرایشدانههای دیروز، چهارمین قسمت از درامهای شبکه لایفتایم بر اساس مجموعه کتابهای گوتیک گلهای زیر شیروانی نوشته وی.سی. اندروز، با گردهمایی دوباره خانواده دولانگر برای جشن بزرگ تولد ۲۵ سالگی بارت جونیور (جیمز ماسلو) آغاز میشود. محل برگزاری جشن: عمارت ترسناک فاکسورث که بارت با جزئیات دقیق آن را بر اساس خانهای ساخته است که مادرش کتی (راشل کارپانی) و پدرخواندهاش کریس (جیسون لوئیس) در داستان اصلی گلهای زیر شیروانی در آن زندانی بودند. وقتی حادثهای ناگهانی و مشکوک برادر جوری (آنتونی کونچنی) را از پا درمیآورد، بارت شروع به علاقهمندی نامناسب به همسر جوری، ملودی (لیا گیبسون)، و همچنین خواهرخواندهاش سیندی شفیلد (سمی هانراتی) میکند. این اقتباس وفادارانه، سرنوشتهای غمانگیز بیشتری را برای خانواده دولانگر رقم میزند و همانند همیشه، حوادث و اتفاقات ناگوار فراوانی برای آنها رخ میدهد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد پیشفرض یک خانواده با اعضای درهمتنیده ناسالم صحبت کنند. آیا بیننده باید از خانواده دولانگنجر متنفر شود؟ سرگرم شود؟ کنجکاو شود؟ این درام چه گفتگویی، ابزار صحنه، یا سرنخهای محیطی را به عنوان نشانهای از احساسات به بیننده ارائه میدهد؟
- آیا فیلمهای دیگر این مجموعه را تماشا کردهاید؟ این فیلم در مقایسه با سه فیلم تلویزیونی گلهای زیر شیروانی چطور است؟ چرا فکر میکنید مردم از این داستانها در طول این سالها لذت بردهاند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که بذر دیروز فیلمی تلویزیونی است بر اساس مجموعهای از رمانهای عامهپسند درباره خانوادهای بسیار غیرمعمول. شخصیتهای اصلی این مجموعه، یک جفت خواهر و برادر هستند که در نهایت با هم ازدواج میکنند. در این قسمت، زوج با اشتیاق در تختخواب در آغوش هم قرار میگیرند قبل از اینکه دوربین از آنها دور شود، و رابطه جنسی خارج از تصویر را نشان میدهد. زنی به زانو درمیآید، که نشاندهنده رابطه جنسی دهانی در ادامه است؛ اعضای خانواده، چه از طریق خون و چه از طریق ازدواج و فرزندخواندگی، با یکدیگر معاشقه میکنند و گاهی روابط خارج از ازدواج درون خانواده را ادامه میدهند. زنان اغلب به دلیل "شرور" بودن مورد تحقیر قرار میگیرند؛ یک شخصیت خاص اغلب "فاحشه" خطاب میشود در حالی که دیگران "فاحشه" یا "سگ" نامیده میشوند. فحاشی شامل کلماتی مانند "جهنم"، "لعنت"، "احمق"، "سگ" و "احمق" است. مردی به دیگری میگوید که زنان را به عنوان "مخزن اسپرم" میبیند. شخصیتها در فیلم میمیرند یا ناگهان به شدت مجروح میشوند، چه در تصویر و چه خارج از آن. یکی از شخصیتها تلاش به خودکشی میکند. نوجوانی زیر سن قانونی میگوید که کارت شناسایی جعلی دارد و از یک فلاسک مشروب مینوشد؛ دیگران آبجو، شامپاین و مشروبات الکلی مینوشند. مردی در حین مراسم مذهبی به شیوهای که به نظر میرسد فتیشیسم است، خود را میبرد. برای آگاهی از فیلمهای مشابه بیشتر، میتوانید برای دریافت ایمیلهای هفتگی شب فیلم خانوادگی ثبت نام کنید.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
همانطور که در مورد فیلمهای دیگر این مجموعه و خود کتابها صدق میکند، کل ماجرا یک شوخی بیارزش است. به نظر میرسد که رابطهٔ محارم داغتر از آن چیزی است که فکر میکنید، زیرا در همان لحظهای که کریس و کتی در خانهٔ پسرشان تنها میمانند، در یک کپی دقیق از تخت قو که نماد بیاحساسی و انحطاط مادرشان در اولین فیلم گلها در اتاق زیر شیروانی بود، شروع به دستدرازی به یکدیگر مانند نوجوانان میکنند. البته، فیلم فقط به تماشاگرانش میدهد آنچه را که میخواهند؛ بدون زاویهٔ رابطهٔ محارم که هم ترسناک و هم تحریککننده است، گلها در اتاق زیر شیروانی فقط یک رمان ترسناک گوتیک دیگر بود. شخصیتهای جوانتر در "Seeds" به وضوح الگوی خانواده را دنبال میکنند، با سیندی که فریاد میزند "وقتی بارت اینقدر جذاب شد؟" در همان لحظهای که برادرخواندهاش را میبیند، و او متقابلاً به او لطف میکند با جاسوسی از او در حالی که در استخر در لباس شنای بیکینی شنا میکند.لذت بردن از این فیلم تا حد زیادی به میزان علاقه شما به درامهای کمیک و کتابهای اصلی بستگی دارد. در این فیلم، بازیگران زیادی هستند که با حرکات اغراقآمیز و دیالوگهای پر زرق و برق، سعی در جلب توجه دارند: ملودی با گریه میگوید: «از زمان تصادف، نتوانستم از این اتاق خارج شوم!» کریس با جدیت میگوید: «این خانه بر ما تسلطی ندارد.» «ما دیگر عروسکهای درسیدن مادر نیستیم که در اتاق زیر شیروانی حبس شده باشیم.» بارت به کتی میگوید: «مادر، تو قرمز پوشیدی. تو همیشه میدانستی چطور مرا خوشحال کنی.» لطفاً پاپکورن را بدهید.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.









































