تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: متوسط
ترس: ندارد
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشاین درام تاثیرگذار که بر اساس رمان نویسندهاش، ایتن هاوک، ساخته شده است، تصویری واقعگرایانه و دردناک از عشق و دلشکستگی ارائه میکند. ویلیام هاردینگ (مارک وببر)، بازیگر بیست و چند سالهای از شهر نیویورک است که دوست دارد صحبت کند و با اشتیاق به همسایهها نگاه میکند در حالی که در راهپلهها با یکدیگر عشقبازی میکنند. ویلیام ممکن است با زنان زیادی رابطه داشته بوده، اما هنوز هم مجذوب ایدهی آغاز عشق است، چرا که پدر و مادرش به شیوهای رویایی با یکدیگر آشنا شدند (هرچند ازدواجشان تلخ به پایان رسید): مادرش (لورا لینی) عاشق طرز گفتن یک جوک توسط پدرش (با بازی هاوک) شد. سپس ویلیام با سارا گارسیا (کاتالینا ساندینو مورنو)، دانشجوی موسیقی که از دانشگاه انصراف داده است، ملاقات میکند. آنها بلافاصله به هم علاقهمند میشوند؛ بعد از فقط چهار روز، «گلهایی در آپارتمان [ویلیام] و حمصی در یخچالش بود.» اما بعد از یک هفتهی جادویی در مکزیک، جایی که تقریباً بدون برنامهریزی قبلی با هم ازدواج میکنند، سارا عقب میکشد و قلب ویلیام را با خود میبرد.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند دربارهی دیدگاه فیلم در مورد عاشق شدن و از عشق خارج شدن صحبت کنند. آیا واقعاً اینقدر پیچیده و پر مشکل است؟ یا این شروع و پایانهای بسیار پیچیده تنها در فیلمها اتفاق میافتند؟ اگر چنین است، چرا عشق در رسانهها اینقدر بزرگنمایی و اغراقآمیز نشان داده میشود؟ آیا تصویری که رسانهها از عشق ترسیم میکنند، انتظارات ما را در زندگی واقعی تحت تأثیر قرار میدهد؟ به چه صورت؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که اگرچه شخصیتهای اصلی در درام عاشقانه ایثان هوک کمی از دوران نوجوانی خود گذشتهاند - که ممکن است برای برخی از بینندگان جوان جذاب باشد - اما این فیلم از ابتدا تا انتها به موضوعات بسیار بزرگسالانهای مانند عشق، رابطه جنسی و دلشکستگی میپردازد. در نهایت، این فیلم اغلب تصویری تاریک ارائه میکند که ممکن است برای نوجوانان و کودکان ناراحتکننده باشد. والدین در این فیلم بسیار معیوب و حتی بیتفاوت به تصویر کشیده شدهاند؛ عاشقان سردرگم و گاهی آسیبزننده هستند (حتی تا مرز خشونت، هرچند که هیچ ضربه فیزیکی وجود ندارد). انتظار میرود که در فیلم از کلمات رکیک، صحنههای جنسی (اگرچه با سلیقه فیلمبرداری شدهاند) و حتی برههای از برهنهگی کامل زنانه استفاده شود.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم در مراحل اولیه خود کمی شل و کند به نظر میرسد و این حس را القا میکند که زمان بیپایان در اختیار دارد. همچنین بیش از حد مصنوعی و متکلف است؛ درست مثل ویلیام که به عمد نامرتب و آشفته به نظر میرسد. صحنههایی که ویلیام و سارا در آنها در مورد پیشبرد رابطهشان تردید دارند و نمیدانند باید ادامه دهند یا نه، دیالوگهای مصنوعی و تصنعی دارند، اگرچه بازیگران آن را با مهارت اجرا میکنند. (برخی دیالوگها بسیار صادقانهتر هستند، مانند جایی که ویلیام درباره سارا میگوید: «او انسانی بود. انسانیترین فردی که تا به حال دیده بودم و این جذاب بود.»). هاک در به تصویر کشیدن سرخوشی ناشی از عاشق شدن نسبتاً موفق عمل میکند، اما زمانی که رابطه بهطور ناگهانی از هم میپاشد و احساسات پیچیده میشوند، واقعاً درخشش پیدا میکند. او اجرای دردناک و صادقانهای را از هر دو بازیگر اصلی فیلم بیرون میکشد (در میان بازیگران مکمل، میشل ویلیامز در نقش دوستدختر گاهبهگاه ویلیام بسیار عالی است). بینندگان احساس همدردی و شرمندگی برای ویلیام دارند که نمیتواند رها کند، و همچنین برای سارا که متوجه میشود آماده صمیمیت نیست - یا حداقل آماده صمیمیتی که ویلیام، که میگوید «هر فکر و احساس او را دوست داشت»، ارائه میکند. وقتی فیلم از یک داستان عاشقانه ساده به یک داستان کامل و بیانی درباره اینکه چگونه ازدواج والدین ما روابط ما را تحت تأثیر قرار میدهد - نه، هدایت میکند - تبدیل میشود، سرانجام احساس رضایت و کامروایی به بیننده دست میدهد.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.








































