درباره فیلم
در این داستان بلوغ در تاریکی، به موضوعاتی همچون مواد مخدر، روابط جنسی و الفاظ رکیک پرداخته شده است.
تصاویر فیلم
پیشنهادهای مشابه
نمایش همهنقد و بررسی
معتبر: این تحلیلها بهترین و دقیقترین نتایج رو دارن! ما دادههای کافی و باکیفیت داشتیم و هوش مصنوعی ما نتایج مناسبی رو برای این دسته از فیلمها بهمون داده.
خشونت: زیاد
ترس: خیلی کم
ناهنجاری اجتماعی: خیلی زیاد
الگوی مثبت: خیلی کم
پیام مثبت: کم
خلاصه فیلم
ویرایشپس از خودکشی کرت کوبین، توماس هریسون، دانشآموز سال آخر دبیرستان، نوازندگی درامز را در یک گروه موسیقی آغاز میکند. آنها در زیرزمین خانه تمرین میکنند و توماس مصمم است که گروه را به موفقیت برساند. در همین حین، خواهر او، بریجت که دو سال از او کوچکتر است و با بیماری روانی دست و پنجه نرم میکند، یک کیبورد پیدا میکند، آن را به خانه میبرد و با نصب باتری شروع به ساخت موسیقی هیپهاپ تحت نام هنری «بری دا بی» میکند. پدر آنها (هری هملین)، یک قاضی جمهوریخواه، پس از اینکه یک زن مبتلا به اختلال دوقطبی به حمله به معشوقهاش محکوم میشود، با انتقادها و تهدیدهای مرگبار مواجه میشود. این زن با قرار وثیقه آزاد میشود، اما میزان وثیقه به نظر مردم محلی بسیار پایین است و او بعدا معشوقهاش را میکشد. پدر آنها به توصیه نیروهای امنیتی گوش میکند و یک اسلحه کمری برای دفاع از خود خریداری میکند. مادر آنها (کاترین اربه) تلاش میکند تا در میان این هرج و مرج، خانواده را حفظ کند.
درباره این موارد گفتگو کنید
- خانوادهها میتوانند در مورد فیلمهای بلوغ صحبت کنند. چگونه فیلم «بدون جایگزین» را در مقایسه با دیگر فیلمهایی که در این ژانر دیدهاید، ارزیابی میکنید؟
- چه راههایی برای زنده کردن دهه ۹۰ در این فیلم به کار گرفته شده بود؟
- در یکی از صحنهها، دختر نوجوانی از حومه شهر که سفیدپوست است، در نقش شخصیت هیپهاپ آفریقایی-آمریکایی خود اجرا میکند و در ترانههایش بهطور مکرر از واژهی "نی**ر" استفاده میکند. یک مرد آفریقایی-آمریکایی به خاطر این موضوع با او روبرو میشود و او در پاسخ به طور اساسی میگوید که فقط در حال کپی کردن موسیقیای است که گوش میدهد. آیا این پاسخ، پاسخی رضایتبخش است که مشکلات متعدد استفاده یک فرد سفیدپوست از توهین نژادی در یک اجرا را حل کند؟
آنچه والدین باید بدانند
ویرایشوالدین باید بدانند که «بدون جایگزین» یک درام بلوغ در سال 2018 است که در آن یک پسر نوجوان در میانهی دهه 90، در حالی که با مشکلات شخصی و خانوادگی دست و پنجه نرم میکند، به موفقیت گروه موسیقی خود معتاد میشود. یک شخصیت با شلیک گلوله به دهانش خودکشی میکند -- اعضای خانوادهاش او را پیدا میکنند. شخصیت دیگری از تلاش خود برای خودکشی صحبت میکند و جای زخمهایی را که بر مچ دست خود دارد نشان میدهد. شخصیت دیگری بدون هیچ واهمهای با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکند، از جمله لحظاتی که جیغ میکشد، گریه میکند و مادرش را «کثافت لعنتی» مینامد. همین شخصیت نشان داده میشود که تلاش میکند داروهای تجویزی خود را به افرادی در یک جلسه گروه همیاری معتادان گمنام بفروشد. یک نوجوان پس از خوابیدن با دوست دختر 15 سالهاش متوجه میشود که زگیل تناسلی گرفته است. نوجوانان اغلب در حال نوشیدن الکل، کشیدن سیگار و مصرف ماریجوآنا به تصویر کشیده میشوند. فحاشی مداوم، از جمله استفاده یک شخصیت سفیدپوست از کلمه "نی**ر" در حالی که رپ میکند (و بحث با یک مرد آفریقاییتبار که او را به خاطر آن سرزنش میکند)، "کثافت"، "مادرکثافت" و "ک**ت". یک دختر نوجوان در کلاس درس به دختر دیگری که گفته بود با برادر او رابطه جنسی داشته و اضافه کرده بود "بهتر از این هم داشتم" حمله میکند. در کل، فیلم پیچشهای بسیار تاریکی دارد و بیپروا به موضوعاتی مانند خودکشی، سلامت روان و رابطه جنسی نوجوانان میپردازد.
این فیلم چه نکات مثبتی دارد
این فیلم ترکیبی از خوبیها و بدیهاست. وقتی خوب است، بسیار خوب است، اما وقتی بد است، ناامیدی وجود دارد که پروژهای واضح و صادقانه را تحت تأثیر قرار میدهد. بازی بازیگران در سراسر فیلم فوقالعاده، بیباک و گاهی دلخراش است. صحنههایی از نوجوانان گاراجی که در مهمانیها سیگار میکشند و الکل مینوشند در حالی که ژستی بیتفاوت دارند، به خوبی روح زمانه را به تصویر میکشد، همانطور که فیلم "مبهوت و سردرگم" روح دهه 70 را به تصویر کشید. سیاستها و اتحادهای متحرک ذاتی زندگی یک گروه موسیقی زیرزمینی، نشاندهنده تجربههای واقعی زندگی در تلاش برای راهاندازی یک گروه موسیقی است. این فیلم همچنین بیانیه قدرتمندی در مورد انگ اجتماعی بیماریهای روانی ارائه میکند و لحظهای که مادر در میانسالی، ناامیدی خاموش را در صدای جان لنون در آهنگ "کمک!" درک میکند، لحظهای شگفتانگیز و فراموشنشدنی است، همانند بسیاری از صحنههای فیلم.اما در ادامه فیلم "بدون جایگزین"، بخشهایی وجود دارد که بسیار تصنعی و غیرطبیعی به نظر میرسند، طوری که احساس میکنید تحت تأثیر قرار گرفتهاید. اگرچه فیلم و داستان آن برای فیلمساز بسیار شخصی و پرمعناست، اما برخی نقاط داستانی وجود دارند که گویی تنها برای بیان مفاهیم کلیتر به زور وارد داستان شدهاند. برای مثال، صحنهای وجود دارد که بریدجت، یک نوجوان سفیدپوست حومهنشین که شروع به اجرا به عنوان "بری دا بی"، شخصیتی آفریقایی-آمریکایی در سبک هیپهاپ میکند، پس از اجرای خود توسط یک مرد آفریقایی-آمریکایی به دلیل استفاده از کلمه "نی**ر" در متن ترانههایش مورد انتقاد قرار میگیرد. این صحنه طوری به نظر میرسد که گویی تنها برای پیشبینی واکنشهای موجه به استفاده او از این کلمه در فیلم گنجانده شده است. این تنها یکی از چند مثالی است که با پیشرفت فیلم در فرکانس افزایش مییابد و در آن، قوس داستانی برای متناسب شدن با پیام فیلم تغییر داده شده است. و پایان فیلم، هرچند که در ظاهر آشفته به نظر میرسد، اما بیش از حد مرتب و منظم است و با توجه به اتفاقات وحشتناکی که رخ دادهاند، پایان خوشایندی دارد. همچنین از نظر موسیقی، پس از اینکه بخشهای زیادی از فیلم واقعگرایانه به نظر میرسیدند، ناامیدکننده است که در نهایت احساس کنید با یک داستان سرچشمهای سبک رپ متال روبرو هستید.
دیدگاههای کاربران
دیدگاهی ثبت نشده است.










































